گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

قضای سی سال نماز

شخصی اهل مسجد و نماز بود، نماز جماعتش ترک نمی شد، به قدری مقید بود که زودتر از دیگران به مسجد می آمد و در صف اول جماعت قرار می گرفت و آخرین نفری بود که از مسجد بیرون می رفت. روشن است که چنین انسانی، باید فردی خداترس و متدین و متعهد باشد. یکی از روزها اموری باعث شد که اندکی دیر به مسجد رسید. دید در صف اول جماعت جا نیست. مجبور شد در صف آخر قرار گیرد، پیش خود خجالت می کشید و آثار شرمندگی از چهره اش پدیدار شد. با خود می گفت چرا در صف آخر قرار گرفتم و... .
ناگهان به خود آمد که این چه فکر باطلی است که بر من چیره شده است؟ اگر خلوص باشد که روح عبادت است، صف اول و آخر ندارد. به خود گفت: عجب! معلوم می شود سی سال نماز تو آلوده به ریا بوده، وگرنه نمی بایست صف آخر، شائبه ای در دل تو ایجاد کند. این فکر، نوری در قلبش به وجود آورد که باید چاره جویی کرد و تا دیر نشده، غول ریا را از کشور تن بیرون نموده، به سوی خدا پناه برد و از شر شیطان به پناه الهی رفت. با صبر و حوصله، توبه حقیقی کرد و خود را اصلاح نمود و تصمیم گرفت که تمام نمازهای سی ساله اش را قضا کند. زیرا دریافت که در صف اول بوده و در آنها شائبه ریا وجود داشته است. آری! از خواب غفلت بیدار گشت و با همتی قوی روح و روان خود را با آب توبه حقیقی شستشو داد و نمازهای سی ساله اش را قضا نمود.(1679)

منصور و زاهد ریایی

شخصی برای طلب حکومت ناحیه ای از نواحی عراق پیش منصور خلیفه عباسی آمد، در حالتی که آثار زهد و تقوا از او نمایان و بر پیشانیش آثار سجود به مثل زانوی شتر نمودار بود! بعد از اظهار مطلب، خلیفه از او سؤال کرد که این چیست بر پیشانیت؟ گفت: اثر سجود است. منصور گفت که این حایل است بین تو و این عمل که خواهان آن هستی. آن شخص گفت: چگونه حایل خواهد بود؟ منصور گفت: به جهت آن که اگر از کثرت عبادت و خداپرستی شده است، پس روانیست که تو را از خداوند مشغول داریم و اگر برای ما کرده ای، سزاوار نیست که فریب و خدعه تو بر ما اثر کند. آن شخص منفعل شده، نومیدانه از مجلس بیرون رفت!(1680)

عبادت سری و آشکارا

امام باقر (علیه السلام) می فرماید که ابقاء بر عمل نیک مشکل تر از خود عمل است. راوی گوید پرسیدم: مراد از ابقاء بر عمل چیست و چگونه است؟! امام (علیه السلام) می فرماید یک انسان مسلمان که محرمانه به دیدار یک مسلمان می رود و برای خدا و به قصد خالص پروردگار به او انفاق می کند و مساعدت می نماید، این عمل او چون مخفیانه بوده است، به عنوان یک عبادت سری در نامه عملش نوشته می شود و عبادت سری اجر بسیار بسیار بزرگی دارد. چندی نمی گذرد که این مرد انفاق کننده از خدمت و انفاق خود نام می برد و به دیگری می گوید که من از آن شخص دیدار کردم و به او رسیدگی نمودم. در نتیجه این اظهار، جنبه سری بودن عمل از میان می رود و به جای آن علانیه(1681) نوشته می شود. بعداً چندی نمی گذرد که باز با دیگری صحبت می کند که من نیمه شب برای رسیدگی به او به در منزل او رفتم و سری هم رفتم. پرده او را می درد، آبروی او را می برد، فلذا به جای عمل خالصانه سری، عمل ریای علنی برای او نوشته می شود و عمل ریا کیفر و مجازات دارد.(1682)