گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

منع دوستی با منافق

فمالکم فی المنافقین فئتین و الله أرکسهم بماکسبوا أتریدون أن تهدوا من أضل الله و من یضلل الله فلن تجدله سبیلاً و دوالو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء فلا تتخذوا منهم أولیاء حتی یهاجروا فی سبیل الله فان تولوا تخذوهم و اقتلوهم حیث وجدتموهم و لا تتخذوا منهم ولیا و لا نصیراً؛(1602) درباره منافقین دو دسته شده اید؟! (بعضی جنگ با آنها را ممنوع، و بعضی مجاز می دانید). در حالی که خداوند بخاطر اعمالشان، (افکار) آنها را کاملاً وارونه کرده است! آیا شما می خواهید کسانی را که خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه کرده، هدایت کنید؟! در حالی که هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی یافت. آنان آرزو می کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنابراین، از آنها دوستانی انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سرباز زنند، (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یار و یاوری اختیار نکنید!

پیداکردن دوست

و لا تستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی أحسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولی حمیم؛(1603) هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است!

فریاد در قیامت از دست دوست

یویلتی لیتنی لم أتخذ فلاناً خلیلاً؛(1604) ای وای بر من، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!