گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

اشتباه در خیک!

در زمان سابق شخصی می خواست قاضی شهری شود، ولی می دانست که تا سبیل وزیر مربوط را چرب نکند، به آرزوی خود نمی رسد. پس خیکی را پر از ماست کرد و دهان آن را با کهنه ای محکم بست و قدری روغن روی کهنه مالید و به خانه حضرت اشرف فرستاد. حضرت اشرف دستور داد فوراً ابلاغ آن مرد را صادر کرده به او بدهند. قاضی به محل مأموریت خود رفت و مشغول کار شد. هنگامیکه خانواده وزیر خواستند از خیک روغن استفاده کنند، دیدند پر از ماسه گندیده است! وزیر به قاضی نوشت که در فرمان قضاوت اشتباهی رخ داده، فوراً آن را بفرست تا اصلاح شود! قاضی زود متوجه قضیه شده پاسخ داد: خدا سایه بندگان حضرت اشرف را از سر جان نثار کوتاه نکند! در ابلاغ حکم هیچ گونه غلط و اشتباهی رخ نداده، اگر اشتباهی باشد در خیک است!(1566)

خدا را شکر!

در زمان قدیم، مردی گناهکار را از طرف حاکم احضار کردند تا به مجازات برسانند. گناهکار که در باغ خود درخت های به و انجیر بسیار داشت، فکر کرد یک سبد به برای حاکم تحفه ببرد، بلکه از مجازات رهایی یابد. اما زنش او را منع کرد و گفت: به گران است و نتیجه هم معلوم نیست، بهتر است یک سبد انجیر ببری که اگر حاکم آدم مهربانی باشد، همان کفایت می کند و اگر نه قیمت آن اقلا کم است! مرد دهقان هم همین کار را کرد، ولی حاکم که از رشوه اوقاتش تلخ شده بود، حکم کرد دهقان را همان جا وا داشته انجیرها را دانه دانه به صورت او بزنند تا تمام شود! مرد دهقان در موقع اصابت انجیرها پیوسته خدا را شکر می کرد و می گفت: الهی! الحمد لله! خدایا هزار مرتبه شکر! حاکم پرسید: شکر گفتن برای چیست؟ جواب داد: خدا را شکر می کنم که به حرف زنم گوش دادم و انجیر آوردم و الا خودم می خواستم یک سبد به بیاورم و اگر به آورده بودم، حالا از ضربات آن صورتم خرد و خمیر می شد!(1567)

رشوه را نپذیرفت!

به خاطر اطمینانی که به شهید رجایی (رحمه الله) داشتند، از همان روزهای اول ورود به نیروی هوایی به وی پیشنهاد کردند به امور آشپزخانه نظارت کند. چند روزی که گذشت، افراد ناسالم چون احساس کردند راه حیف و میل برایشان بسته شده است، مبلغ زیادی به او پیشنهاد کردند و گفتند: هر ماه این مبلغ را به عنوان هدیه به شما می دهیم تا به جای این که این طرف آشپزخانه بایستید، آن طرف بایستید! اما او با این که در آن زمان به این مقدار پول پیشنهادی نیاز داشت، این پیشنهاد را نپذیرفت.(1568)