گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

داستانها

آتش مال حرام!

شخصی در مجلسی مشغول سحر و جادو بود، فرزند شیخ رجبعلی خیاط که در آن مجلس حضور داشت نقل می کند که: من جلوی کار او را گرفتم، جادوگر هرچه کرد، نتوانست کاری انجام دهد، سرانجام متوجه شد که من مانع کار او هستم و با التماس از من خواست که: نان مرا نبر! سپس قالیچه ای گران بها به من هدیه داد. قالیچه را به خانه بردم، هنگامی که پدرم آن را دید فرمود: این قالیچه را چه کسی به تو داده است که از آن دود و آتش بیرون می آید؟! زود آن را به صاحبش برگردان!(1559).

روش کفار

کفار همیشه انگیزه بسیار قوی بر تسخیر بلاد مسلمان ها داشته و دارند، زیرا می خواهند تا مسلمین را عبد ذلیل خود کنند! چه کنیم؟ آیا راه چاره ای برای نجات از سلطه و شر آنها وجود دارد؟ می دانیم که اساس کار اینها در تسخیر و تسلط بر ما، رشوه دادن است. آیا ممکن است مسلمان ها تطمیع و رشوه دشمنان را قبول نکنند و از این راه مغلوب نشودند؟ آری! با رشوه، رؤسای مسلمان ها را استعباد می کنند. لذا نباید کاری کنیم که فریب بخوریم تا با توسل به رشوه کار ما را بسازند. هیچ چیز دیگر به اندازه رشوه در نفوذ و سیطره آنها بر ما کارگر نیست. آن ها به دست ما مسلمانان بر ما مسلط می شوند. کار امیرالمؤمنین (علیه السلام) را هم با رشوه تمام کردند، زیرا معاویه به پسر عثمان گفت: هرگاه خاطر جمع شدی که پیروز می شوی. اگر عقب نشینی کنی، خراسان مال تو است. بالأخره خراسان را به پسر عثمان داد. گفت: خراسان را چه کنم؟ به او پاسخ داد: نان خانه تو است. تا این که وقتی معاویه از نزد او بیرون می آمد، اشعاری می خواند که مضمون آن این بود که آن چه می خواستم داد، بلکه بالاتر از آن هم داد. مروان که آن جا بود، ناراحت شد و گفت: همه را می خرند، ولی کسی نیست ما را بخرد! معاویه جواب داد: انما یشتری لک؛(1560) برای تو خریداری می شود. یعنی تو از مایی! با این کلام مروان را شاد کرد، بدون این که چیزی به او بدهد. البته سرانجام فدک به آن وسعت را که به نظر خودشان(1561) برای عموم مسلمان ها است را به مروان بخشید و هم چنان در دست آل مروان بود تا این که عمر بن عبدالعزیز برگرداند. در واقع، مطالبه فدک، مراد اصلی اهل بیت (علیهم السلام) نبود، بلکه مسمی، مراد بود یعنی این که حق را به اهلش بدهید.(1562)