گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

دروغگویی

زبانی که باشد بریده ز جای از آن به که باشد دروغ آزمای(1473)
اسدی

نکات

پس بدان که رذیله دروغ از اموری است که عقل و نقل، متفق بر قبح و فسادش هستند و خود آن فی نفسه از کبائر و فواحش است، چنانچه اخبار بر آن دلالت دارد... گاهی می شود که بواسطه کشف یک دروغ انسان به طوری از درجه اعتبار پیش مردم ساقط می شود که تا آخر عمر، جبرانش را نتوان کرد. خدا نکند کسی معروف به دروغگویی شود که هیچ چیز شاید بیشتر از این به حیثیت انسان لطمه نمی زند.(1474)
کسانیکه به لشکر خود وعده پیروزی می دهند و می گویند: ما غالبیم، دروغ می گویند. هیچگاه حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) نفرمود ما بر معاویه غالب می شویم مگر یک بار و آن نیز برای ایجاد رعب در دل آنها بود که با صدای بلند فرمود: لأقتلن معاویة و أصحابه؛ معاویه و یاران او را خواهم کشت. ولی بلافاصله آهسته فرمود: ان شاء الله؛ اگر خدا بخواهد. و به کسی که در این باره از او سؤال نمود، فرمود: تا که دروغ نگفته باشم(1475).
یک وقت هم معاویه خواست علی (علیه السلام) را امتحان کند، لذا چند نفر را نزد ایشان فرستاد، اولی آمد و گفت: معاویه مرد. حضرت (علیه السلام) ساکت شد، در پاسخ دومی هم حضرت ساکت شد ولی در پاسخ سومی فرمود: لم یمت و لایموت معاویة حتی ینبت تحت قدمی؛(1476) معاویه نمرده و نخواهد مرد تا این که در زیر پای من گیاه بروید. آیا امکان دارد چنین کسی از حال معاویه و مراد او اطلاع نداشته باشد؟!(1477)
دروغ و نفاق، ملازم یکدیگرند و منافقان برای فرار از کار، به دروغ سوگند می خورند.
پیمان شکنی و دروغ، روحیه نفاق می آورد. گناه، گناه می آورد.
دروغ، تنها با زبان نیست، عمل انسان نیز گاهی نشان دروغ بودن ادعاست.
دروغ، دروغ می آورد. برادران یوسف برای توجیه خطای خود، سه دروغ پی در پی گفتند: مسابقه رفته بودیم، یوسف را نزد وسایل گذاشتیم، گرگ او را خورد.
سابقه بد و دروغ، در پذیرش سخنان انسان در تمام عمر ایجاد تردید می کند.
علامت منافق سه چیز است: خیانت در امانت، دروغ در سخن، تخلف در وعده.
دروغ، سرچشمه بسیاری از گناهان و خطرناک تر از آنهاست و لذا قلب دروغ ساز، فرودگاه شیطان می شود.
با یک راستگویی در گروه صادقین قرار نمی گیریم، ولی با یک دروغ جزو دروغگویان می شویم.
دروغ می تواند مقدمه انحراف دائمی شود.
زیان دروغ به خود دروغگو بر می گردد.

دنیا