گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

پرهیز از دروغ

در پاریس برخی اصرار داشتند از زندگی بیست و چهار ساعته امام از جمله سفره غذای ایشان فیلمبرداری کنند. امام (علیه السلام) فرمودند: این طور که شما می خواهید سفره بچینید دروغ است؛ زیرا در سفره ما گاهی پلو، گوشت و خورشت هم هست. شما می خواهید این ها را نادیده بگیرید و یک سفره ساده درست کنید. این دروغ است.(1466)

چوپان دروغگو

شیخ اجل سعدی چنین گوید: دروغ گفتن به ضربت لازم (شمشیر) ماند که اگر نیز جراحت درست شود، نشان (جای زخم) بماند؛ چون برادران یوسف (علیه السلام) که به دروغی موسوم (نشان دار، نامور) شدند، نیز به راست گفتن ایشان اعتماد نماند. قال بل سولت لکم أنفسکم أمراً؛(1467) (یعقوب) گفت: (هوای) نفس شما، مسأله را چنین در نظرتان آراسته است.
یکی را عادت بود راستی خطایی رود در گذارند ازو
وگر نامور شد به قول دروغ دگر راست باور ندارند از او(1468)

عذاب دروغگو

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شخصی نزد من آمد و گفت: برخیز! برخاستم و با او به جایی رفتم. در آنجا دو نفر، یکی ایستاده، یکی نشسته دیدم. آن شخص ایستاده یک انبر آهنی بزرگی در دست داشت و به دهان آن شخص نشسته می گذاشت و دو طرف دهان او را با انبر می گرفت و می کشید، به طوری که به هر طرف می کشید، آن شخص نشسته به همان طرف خم می شد. من از آن شخص که مرا صدا زد و مرا از جای خودم بلند کرد، پرسیدم: این صحنه چیست؟ گفت: این شخص نشسته، در دنیا دروغگو بود و بی توبه از دنیا رفت. اکنون در این عالم (که عالم برزخ و عالم قبر است) تا فرارسیدن قیامت، همواره این گونه عذاب می شود.(1469)