گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

پاسخ خداوند به دعای بندگان

و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب أجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون؛(1417) و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می خواند، پاسخ می گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!

دعا وسیله ای برای نجات از اندوه

و ذا النون اذ ذهب مغضباً فظن أن لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات أن لا اله الا أنت سبحانک انی کنت من الظالمین فاستجبناله و نجیناه من الغم و کذالک ننجی المؤمنین؛(1418) و ذاالنون [یونس ] را (به یادآور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ی متراکم) صدا زد: (خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزهی تو! من از ستمکاران بودم! ما دعای او را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم!

رفع مشکلات زکریا با دعا

قال رب انی وهن العظم منی و اشتعل الرأس شیباً ولم أکن بدعائک رب شقیا و انی خفت المولی من وراءی و کانت امرأتی عاقراً فهب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من ءال یعقوب واجعله رب رضیا یزکریا انا نبشرک بغلم اسمه یحیی لم نجعل له من قبل سمیا؛(1419) گفت: پروردگارا! استخوانم سست شده دو شعله پیری تمام سرم را فرا گرفته؛ و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبوده ام! و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش... که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده! ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت می دهیم که نامش یحیی است؛ و پیش از این، همنامی برای او قرار نداده ایم!