گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

امانت و قیامت

از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت شده است که چون این آیه نازل شد: و جی ء یومئد بجهنم؛(1374) و بیاورند در آن روز جهنم را از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) معنی این آیه را پرسیدند، حضرت فرمودند که روح الأمین مرا خبر داده که چون حقتعالی اولین و آخرین را در قیامت جمع کند، جهنم را با هزار مهار بیاورند که او را صدهزار ملک در نهایت شدت و غلظت کشند و جهنم را صدای درهم شکستن و خروش و غضب عظیم بوده باشد. پس نفسی بکشد و صدایی در آن ظاهر شود که اگر نه آن باشد که حق تعالی امر مردم را از برای حساب تأخیر کرده است، هر آینه همه را هلاک کند، پس نماند هیچ بنده ای از بندگان خدا، نه ملکی نه پیغمبری مگر آن که فریاد کند: رب نفسی! نفسی!؛ پروردگار جان مرا، جان مرا نجات بده و تو ای پیغمبر خدا ندا کنی که امتی! امتی! و از برای امت خود دعا کنی. پس صراط را بر روی آن بگذارند، از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر و آن سه قنطره داشته باشد، بر یک قنطره امانت باشد و صله رحم و بر دوم نماز و بر سوم عدالت پروردگار علمیان یعنی حکم در مظلمه های بندگان، پس مردم را تکلیف می کنند که بر صراط بگذرند، پس در عقبه اول صله رحم و امانت، ایشان را نگاه می دارد، اگر قطع رحم و خیانت در اموال مردم کرده باشند از این عقبه نمی گذرند تا از عهده آن به در آیند یا به جهنم افتند و از این عقبه اگر نجات یافتند، نماز ایشان را نگاه می دارد و اگر از این عقبه نجات یافتند، عدالت الهی برای مظالم عباد را نگاه می دارد و اشاره به این است آن چه حق تعالی فرموده: ان ربک لبالمرصاد(1375) به درستی که پروردگار تو بر سر راه یا کمینگاه است.(1376)

راز متبسم نبودن جبرئیل

به سند صحیح از ابو بصیر منقول است که به خدمت امام جعفر صادق (علیه السلام) عرض کردم که: ای فرزند رسول خدا! مرا از عذاب الهی بترسان که دلم بسیار قساوت به هم رسانیده است. حضرت فرمودند: ای ابومحمد،! مستعد باشد برای زندگانی دور و دراز که زندگی آخرت است که آن را نهایت نیست و فکر آن زندگانی را بکن و برای آن توشه فراهم کن! به درستی که جبرئیل روزی به نزد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، رو ترش کرده و آثار اندوه در چهره اش ظاهر بود و پیش از آن، هر گاه می آمد متبسم و خندان و خوشحال می آمد. پس حضرت (علیه السلام) فرمودند که: ای جبرئیل! چرا امروز چنین غضبناک و محزون آمده ای؟ جبرئیل گفت: امروز دم هایی را که در آتش جهنم می دمیدند را دیدم. حضرت فرمودند: دم های آتش جهنم چیست ای جبرئیل؟! گفت: ای محمد! حق تعالی امر فرمود که هزار سال بر آتش جهنم دمیدند تا سفید شد، پس هزار سال دیگر دمیدند تا سرخ شد، پس هزار سال دیگر دمیدند تا سیاه شد و اکنون سیاه است و تاریک و اگر قطره ای از ضریع که عرق اهل جهنم از چرک و کثافت که در دیگهای جهنم جوشیده است و به عوض آب به اهل جهنم می خورانند، در آبهای اهل دنیا بریزند، هر آینه جمیع اهل دنیا از گندش بمیرند و اگر یک حلقه از زنجیری که هفتاد ذرع است و برگردن اهل جهنم می گذراند بر دنیا بگذارند، از گرمی آن تمام دنیا بگدازد و اگر پیراهنی از پیراهنهای اهل آتش را در میان زمین و آسمان بیاویزند، اهل دنیا از بوی بد آن هلاک شوند.
چون جبرئیل (علیه السلام) این را گفت، هر دو به گریه در آمدند. پس حق تعالی ملکی فرستاد به سوی ایشان که پروردگار شما سلام می رساند و می فرماید که من شما را ایمن گردانیدم از آنکه گناهی کنید که مستوجب عذاب من شوید. پس بعد از آن هرگاه که جبرئیل به خدمت آن حضرت می آمد، متبسم و خندان بود. پس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود که در آن روز اهل آتش، عظمت جهنم و عذاب الهی را می دانند و اهل بهشت، عظمت بهشت و نعیم آن را می دانند و چون اهل جهنم داخل جهنم می شوند، هفتاد سال سعی می کنند تا خود را به بالای جهنم برسانند و چون به کنار جهنم می رسند، ملائکه گرزهای آهن بر کله ایشان می کوبند تا به قعر جهنم بر می گردند، پس پوستهای ایشان را تغییر می دهند، پوست تازه بر بدن ایشان می پوشانند که عذاب در ایشان بیشتر تأثیر کند. پس حضرت به ابی بصیر گفت: که آنچه گفتم، تو را کافی است؟ گفت: بس است مرا و کافی است.(1377)

آن ابر سیه که فیض می بارد از او

معاذ بن جبل گوید: در جنگ تبوک، بر اثر گرمای شدید، مردم هر یک به گوشه ای می رفتند. من که در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم به حضرتش نزدیکتر شدم و عرضه داشتم: ای رسول خدا! مرا به کاری راهنمایی فرما که به بهشتم رساند و از دوزخم وارهاند. حضرت فرمود: از چیزی بزرگ پرسیدی ولی در عین حال اگر خدا بخواهد هر دشواری را آسان خواهد کرد. ای معاذ! خدای را بپرست و هیچ چیز را شریک او قرار مده، نماز را به پای دار و زکات واجب را بپرداز و ماه رمضان، روزه بدار. اینک اگر بخواهی از ابواب خیر به تو خبر خواهم داد. عرضه داشتم: آری! ای پیامبر خدا! آنگاه فرمود: روزه سپر باز دارنده از آتش دوزخ است و صدقه، معاصی را فرو می پوشد و شب زنده داری مرد، در عبادت پروردگار، موجب رضایت حضرت حق است. سپس حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمودند: تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاً و طمعاً و مما رزقناهم ینفقون؛(1378) (مؤمنان) پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می شود (و به پا می خیزند و رو به درگاه خدا می آورند) و پروردگار خود را با بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند.(1379)