گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

فلسفه جهاد

عن زینب بنت علی (علیه السلام) قالت قالت فاطمه (علیها السلام) فی خطبتها فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک و الصلاه تنزیها عن الکبر و الزکاه زیاده فی الرزق و الصیام تثبیتا للاخلاص و الحج تسنیه للدین و الجهاد عزاً للاسلام؛(1312) حضرت زینب (علیها السلام) فرموده که حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود: خداوند ایمان را جهت طهارت دل شما از شرک منظور کرد و نماز را جهت پاکی قلب از کبر مقرر داشت و جهاد را به عنوان مقام و سربلندی اسلام واجب گردانید.

داستانها

انتخاب شهادت

سپاه کوچک امام حسین (علیه السلام) با اراده ای مصمم، به سوی کوفه راه می پیمود. پس از مدتی به آبادی کوچکی رسیدند. خیمه ای در میان راه بر پا بود. امام (علیه السلام) در آن حوالی دستور داد تا فرود آیند و به استراحت بپردازند. امام (علیه السلام) از یاران خود خواست تا تحقیق کنند و ببینند که آن خیمه متعلق به چه کسی می باشد.
یکی از یاران امام (علیه السلام) تحقیق نمود و گفت: این خیمه متعلق به زهیر بن قین می باشد که از مکه باز می گردد و مناسک خود را به جای آورده و اکنون عازم کوفه است.
آنگاه امام (علیه السلام) به یکی از یاران خود فرمود تا برود و زهیر را به نزد امام دعوت کند.
زهیر دعوت امام حسین (علیه السلام) را رد نمود و حاضر نشد که خدمت امام (علیه السلام) بیاید.
همسر وی که زنی مؤمن و آزاده بود، خطاب به وی گفت: سبحان الله! پسر رسول خدا تو را دعوت نموده و کسی را به دنبال تو فرستاده و تو حاضر نیستی که نزد او بروی؟
این سخنان در زهیر بن قین اثر کرد، برخاست و خدمت امام حسین (علیه السلام) رفت. مدتی با امام (علیه السلام) بود و به سخنان او گوش داد. پس از مدتی که سخنان امام (علیه السلام) تمام شد، زهیر با چهره ای برافروخته به خیمه خود بازگشت و دستور داد تا لوازم را جمع کردند و نزدیک اردوگاه امام حسین (علیه السلام) مجددا بر پا نمودند.
سپس با اراده ای مصمم که جز در افراد موحد عینیت نمی یابد، همسر خویش را طلاق داد تا از آن به بعد به اختیار خود باشد و وی را همراه برادرش روانه کوفه نمود. آنگاه روی به یاران خود نمود و گفت: هر کسی آرزوی شهادت دارد، با من باشد و همراه من به خدمت امام حسین (علیه السلام) درآید و هر کس که به فکر زندگی و شهر و خانه خود می باشد و در شهادت خود، سودی نمی بیند دوری اختیار کند و برود.
وقتی که سخنان زهیر تمام شد، همه یاران و همراهان وی از او جدا شدند و رفتند. اما زهیر، مرد و مردانه، و با اطمینان از اینکه کشته شدن حتمی خواهد بود، در خدمت امام (علیه السلام) ماند و بی باکانه شهادت را بر زندگی ننگین انتخاب نمود.(1313)