گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

خرافه ای بی اساس!

قدیمی ها دهن به دهن می گفتند در حمام های قدیمی و دارای خزانه، جن وجود دارد، در اوقات شب و نیمه شب تنها به حمام نروید، ممکن است مورد گزند جن ها قرار گیرید. این پندار خرافی باعث ترس و وحشت بسیاری شده بود.
یکی از شب ها نزدیک اذان صبح، شخصی در یکی از روستاها وارد حمام شد. هنگامی که نزدیک خزانه گردید، ناگهان در جلوی درگاه خزانه، شخصی سم دار و دم دار با چهره ای وحشتناک به او می نگرد، وحشت می کند و می ترسد که حتماً جن است. بر می گردد و به حمامی می گوید. حمامی هم وارد گرمخانه می شود و بدون ترس به طرف خزانه می رود و او نیز منظره را می بیند. پس وحشت زده می شود و با شتاب بیرون می آید.
مردم روستا از جریان مطلع می شوند، اما کسی جرأت نمی کند که به طرف خزانه برود تا این که چند نفر مأمور ژاندارمری را می آورند. در میان آنها یکی از آنها که شجاع بوده است، تفنگ خود را به دست می گیرد و جلو می رود و به طرف آن موجودی که خیال می کردند جن است، شلیک می کند. آن موجود به آب خزانه می افتد. در این بین شخصی اعلام می کند که بز من گم شده است! بعد معلوم می شود که آن موجود که مورد اصابت شلیک قرار گرفته است و مردم حتی حمامی از نزدیک شدن به آن وحشت داشته است، همان بز بوده که گذرش به حمام افتاده بوده و از گرمی آب حمام بیرون آمده و روی سکوه بالای خزانه نشسته و در انتظار نجات بوده است!(1280)

مبارزه اسلام با خرافات و موهومات

قیس بن عاصم به حضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد در زمان جاهلیت هفت دخترم را زنده به گور کردم، حال چه کنم؟ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به جای هر یک از آنها، یک برده آزاد کن. او عرض کرد: من شتر دار هستم، نه برده دار. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به جای هر یک از آنها، یک شتر به عنوان هدیه به مکه ببر و قربانی کن!
موضوع دختر کشی و زنده به گور کردن آنها در جاهلیت نه تنها یک کار معمولی آنها بود، بلکه به آن افتخار می کردند، چنان که شاعر آنها گوید:
سمیتها اذ ولدت تموت والقبر صهر ضامن زمیت
یعنی وقتی آن دختر زاییده شد، او را تموت [بمیرد] نام نهادم، [مقابل یحیی که به معنی زنده می شود است.] قبر، دامادی است نگهدار و باوقار.
و شاعر دیگر در ترسیم دیدگاه مردم جاهلیت نسبت به زن می گوید:
لکل ابی بنت اذا هی ادرکت ثلاث اصهار اذا ذکر الصهر
فزوج یراعیها و بیت یکنها و قبر یواریها فخیر هم القبر
یعنی برای هر پدر دختری که رسیده است، سه داماد است، اگر از داماد سخن به میان آید، 1 - شوهری که او را نگهداری کند 2 - خانه ای که او را بپوشاند 3 - قبری که او را پنهان کند و بهترین آنها، سوم است.
در حالیکه در دوران جاهلیت در مورد زنان، این گونه قضاوت می شد و داشتن دختر را عار و ننگ برای خود می پنداشتند، اسلام شدیداً این رسم موهوم و غلط را کوبید و نابود کرد و زنان را انسان و دارای حقوق انسانی معرفی نمود و ملاک برتری را تنها بر پایه تقوا و پاکی دانست و بر روی هر گونه تبعیض خط بطلان کشید.(1281)

اثر فال بد در کودک

در یکی از خانواده های بزرگ اروپایی، که به نحوست عدد سیزده، عقیده ثابتی داشتند، دختری در روز سیزدهم ماه متولد شد. زمانی که دختر بزرگ شد و به این مطلب پی برد و ناراحت و آزرده خاطر گشت. او هر قدر بزرگتر می شد، نگرانی اش افزوده می گشت و همیشه متأثر و افسرده به نظر می رسید. او عقیده داشت که نحوست روز ولادتش، باعث بدبختی وی خواهد شد. پدر و مادرش برای درمان دختر به دکتر روان شناسی متوسل شدند تا نگرانی و افسردگی وی را علاج کند. تلاش های بی وقفه روان شناس، بی نتیجه ماند و او خود را همچنان بدبخت و تیره روز می دانست و از بدبختی خود با دیگران سخن می گفت. دختر پس از فراغت از تحصیل، شوهر کرد و فرزند آورد، ولی همیشه در آتش نگرانی می سوخت. روزی با همسر و کودک خود در ماشین شخصی نشسته بود و از خیابان عبور می کرد. دکتر روان شناس آنها را دید، پس از توقف ماشین، به آنها نزدیک شد و به زن جوان گفت: حالا متوجه گفته های من شدی؟ تو بی جهت زندگی را بر خود تلخ کردی، می بینی که اکنون در کمال سلامت با همسر مهربان و کودک عزیزت زندگی می کنی و خانم خوشبختی هستی. زن جوان که هنوز اثر تلقینات از وجودش محو نشده بود، با گریه و ناراحتی گفت: آقای دکتر من یقین دارم که عاقبت، نحوست عدد سیزده دامنگیر من خواهد شد و مرا بدبخت خواهد کرد.
خرافات و از جمله فال بد برای کسانی که به آن عقیده دارند یکی از عوامل مهم ایجاد نگرانی و عقده روحی است. فال بد از نظر اسلام منشأ و اساسی ندارد و مردود است.(1282)