گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

سوءظن اعراب باعث هلاکت آنها

بل ظننتم أن لن ینقلب الرسول و المؤمنون الی أهلیهم أبدا و زین ذلک فی قلوبکم و ظننتم ظن السوء و کنتم قوما بورا؛(1090) ولی شما گمان کردید پیامبر و مؤمنان هرگز به خانواده های خود باز نخواهند گشت؛ و این (پندار غلط) در دلهای شما زینت یافته بود و گمان بد کردید؛ و سرانجام (در دام شیطان افتادید و) هلاک شدید!

سوءظن به خدا

اذ جاءوکم من فوقکم و من أسفل منکم و اذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا هنالک ابتلی المؤمنون و زلزلوا زلزالا شدیدا؛(1091) (به خاطر بیاورید) زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین (شهر) بر شما وارد شدند (و مدینه را محاصره کردند) و زمانی را که چشمها از شدت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا می بردید. آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند!

سرزنش مسلمین به خاطر ترک حسن ظن

لو لا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خیرا و قالوا هذا افک مبین؛(1092) چرا هنگامی که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسی که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغی بزرگ و آشکار است؟!