گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

ادب فرزند و پسر!

مردی از روستایی می گذشت ناگاه بوی ناخوشایندی به مشامش رسید و از جوانی پرسید این بوی بد از کجا می آید؟ جوان گفت: در همین نزدیکی خری عمرش را به شما داده و این بو از لاشه آن خر است. مرد از جواب و تعبیر ابلهانه جوان، سخت ناراحت شد و راهش را گرفت و رفت تا به پیرمردی رسید و گفت: چرا مردم این ده این قدر بی تربیت هستند؟ پیرمرد گفت: چطور؟ مرد ماجرا را برایش تعریف کرد. پیرمرد گفت: آقا ببخشید، آن جوان پسر من است، او متوجه حرف زدن خود نیست، من تا به حال بارها به او گفته ام همه خرها را نباید به یک چوب راند، اما او اصلا به گوشش فرو نمی رود!(998)

اهمیت انسان سازی

در جنگ خیبر، وضع فوق العاده حساس است، برای اینکه روز اول، مسلمانها شکست خوردند، روز دوم و روز سوم شکست خوردند و یک حال شکستی در میان مسلمانها پیدا شده است. روحیه ها بسیار ضعیف شده و برعکس روحیه دشمن بسیار قوی گردیده و اسلام در مخاطره عجیبی بود، شب بود، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: فردا علم و پرچم را به دست کسی می دهم که خدا او را دوست داشته و من هم او را دوست داشته باشم، او نیز من و خدا را دوست داشته باشد. در این خصوصیات تقاضا دارم یک مقداری توجه کنید. تاریخ گفتن و تاریخ خواندن خیلی اهمیت ندارد، بلکه نکته ای مفید از تاریخ برداشتن، اهمیت دارد.
صبح فردا، چشمان مبارک امیرالمؤمنین (علیه السلام) درد می کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) علی (علیه السلام) را به نزد خود خواند و با معجزه ای چشمان او را خوب کردند، یعنی آب دهان به چشمهای علی (علیه السلام) مالیدند. چشمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) خوب شد. پیامبر علم را به دست علی (علیه السلام) دادند. وضع فوق العاده حساسی است. الان که امیرالمؤمنین (علیه السلام) مهیای جنگ است، اگر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، که شخص اول اسلام است، برای شخص دوم اسلام بخواهد جمله ای بگوید، باید خیلی حساس باشد، و الا از نظر فصاحت و بلاغت درست نمی آید. اگر در وضع خیلی حساس، یک نفر که رئیس مذهبی باشد، رهبر جامعه ای باشد، برای کسی که بعداً رهبر می شود، جمله ای بخواهد بگوید، باید فوق العاده حساس باشد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) سواره، و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیاده هستند. علم در دست علی (علیه السلام) است. لشگر مهیای به میدان رفتن است. جمله ای که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند شاهد عرضم هست. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: یا علی! لان یهدی الله بک رجلا خیر لک من الدنیا و ما فیها؛(999) یا علی! اگر خداوند بوسیله تو شخصی را هدایت کند، برای تو از دنیا و آنچه در دنیاست بهتر است.
فرمودند: یا علی! کاری که اکنون می خواهی انجام بدهی خیلی مهم است، معلوم است که می خواهی اسلام را زنده کنی، اما باید به تو بگویم که از این کار مهمتر هم هست. اگر بتوانی کسی را هدایت کنی و یا کسی را به راه مستقیم بیاوری و به عبارت دیگر اگر بتوانی یک آدم بسازی، اگر بتوانی یک بچه مسلمان تحویل جامعه بدهی، نه فقط از این جنگ ثواب بیشتر است، بلکه خیر لک من الدنیا و ما فیها؛ یعنی پاداشش از دنیا و آنچه در دنیاست، بیشتر است.(1000)

نقش مربیان در تربیت

بزرگانی مانند حضرت امام خمینی (رحمه الله) که این گونه زیستند به طوری که تا قیمت نامشان کنار قرآن و نام بزرگان دین برده می شود، کسانی بودند که با حضور بر کلاس درس خودسازی نزد مردان خدا و ره پویان راه طریقت و عرفان اسلامی، به مراحل انسانیت و آدمیت دست یافتند و یکی پس از دیگری را پیمودند: و اینگونه که مشاهده می کنید، سر آمد تمام انسانهای روی زمین شدند. ایشان اولین مراحل سیر و سلوک را در محضر بزرگانی چون میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بود که حقاً در زمان خود مرد بی نظیری بود و از انفاس قدسیه و حالات الهیه ای بر خوردار بود.(1001)
مرحوم علامه طباطبایی (رحمه الله) که از برجسته ترین علمای شیعه است و دارای کمالات و کرامات شگفت انگیزی است و در طول حیات خود خدمات شایانی را به شیعه کرده است، تمام تأثیرات زندگی خود را مرهون توجهات مربی خود، مرحوم قاضی طباطبایی (رحمه الله) دانسته است، ایشان می گوید: وقتی در اوائل دوران طلبگی وارد حوزه علمیه نجف شدم، سرگردان بودم. به همین خاطر با توسل به امیرمؤمنان (علیه السلام) و در خواست کمک از آن حضرت، با آیة الله قاضی طباطبایی روبرو شدم که اولین بر خورد ما اینگونه بود که ناگهان دیدم دستی روی شانه ام خورد. وقتی برگشتم ایشان را دیدم که با لحنی پدرانه به من فرمود: فرزندم! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان.(1002)
مرحوم علامه، تمام موفقیت خود را در پرتو نوع تربیت استاد خود، مرحوم قاضی می داند و چنان احترامی برایش قائل است که هر جا یاد از ایشان می کرد می فرمود: روحی فداه؛ یعنی جانم به فدای او! این نهایت و شدت علاقه مرحوم علامه را به استادش می رساند. به هر روی مربی و کسی که عهده دار تربیت انسان می شود در موفقیت و پیروزی انسان نقش بسزایی دارد.(1003)