گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

داستانها

فروتنی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

من التواضع أن ترضی بالمجلس دون المجلس و أن تسلم علی من تلقی و أن تترک المراء و ان کنت محقاً و أن لا تحب أن تحمد علی التقوی؛(871) امام صادق (علیه السلام) فرمود: از جمله کارهایی که حاکی از تواضع است، این است که راضی باشی در مجلس جایی بنشینی که از جایگاه شایسته تو پست تر باشد. دیگر آن که با هر کس که بر خورد می نمایی، سلام کنی و این که بحث خصومت انگیز را - اگر چه حق با تو باشد - ترک گویی و این که نخواهی برای تقوی، مورد تحسین و تمجید، قرار دهند. برای آن که بدانیم اولیای گرامی اسلام به موازات توصیه هایی که به پیروان خود در امر تواضع می نمودند، خودشان عملا متواضع بودند و این خلق پسندیده را نسبت به دیگران رعایت می کردند. در این جا به طور نمونه به چند مورد اشاره می شود.
در اخلاق و رفتار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: و کان یکرم من یدخل علیه حتی ربما بسط ثوبه و یؤثر الداخل بالوسادة التی تحته...(872) روش رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) این بود که هر کس بر وی وارد می شد، او را اکرام می نمود. گاهی عبای خود را به جای فرش زیر قدمش می گسترانید و تشک کوچکی را که روی آن نشسته بود، به شخص تازه وارد ایثار می نمود.
دخل علیه (صلی الله علیه و آله و سلم) رجل المسجد و هو جالس وحده فتزحزح له (صلی الله علیه و آله و سلم) فقال الرجل فی المکان سعة یا رسول الله فقال (صلی الله علیه و آله و سلم) ان حق المسلم علی المسلم اذا رآه یرید الجلوس الیه أن یتزحزح له؛(873) مردی وارد مسجد شد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها نشسته بود. به سوی پیامبر آمد. با نزدیک شدن او حضرت جا به جا شد و تغییر محل داد. مرد عرض کرد: مسجد وسیع است، چرا حرکت کردید و مکان خود را ترک گفتید؟ حضرت در پاسخ فرمود: حق مسلمان بر مسلمان این است که وقتی ببیند او قصد نشستن دارد، به احترام وی جا به جا شود و کنار برود.
در واقع معنای کلام حضرت این است که برای تازه وارد حریم بگیرد و او را مورد تواضع و تکریم خود قرار دهد.(874)

تواضع و بلندی!

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که نجاشی به سراغ جعفر و یارانش فرستاد. فرستادگان در حالیکه جعفر و یارانش بر خاک نشسته بود و جامه های مندرس در برداشت، به نزدشان آمدند.
راوی که از فرستادگان نجاشی بوده، می گوید: ما وقتی آنها را دیدیم، ترسیدیم. چون ایشان دگرگونی چهره هایمان از ترس را دید، گفت: سپاس خدایی را که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را یاری کرده، دیدگانش را روشن ساخت. آیا به شما مژده ای ندهم؟ من گفتم: چرا شهریارا! او گفت: هم اینک جاسوسی از جاسوسان من از جانب سرزمین شما به نزدم آمد و به من خبر داد که خدای عزوجل، پیامبرش، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را یاری داده، دشمنش را نابود کرده است و فلانی و فلانی و فلانی اسیر گشته اند و در سرزمینی به نام بدر که درختان اراک بسیاری دارد، با هم جنگیده اند. گویا که دارم آن جا را می بینم. چون زمانی در آن جا برای شخصی چوپانی می کردم. آن گاه راوی می گوید به او گفتم: ای شهریار! چه شده که شما با جامه های مندرس در بر، بر خاک نشسته اید؟ او گفت: در آنچه خداوند بر عیسی (علیه السلام) نازل کرده، دیده ایم که از جمله حق خداوند بر بنده این است که وقتی نعتی به آنان می رسد، برای او فروتنی کنند. و چون خداوند عزتمند به سبب محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نعمتی به من داده است و من این فروتنی را برای خداوند انجام دادم. چون این موضوع به پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید، به اصحابش فرمود: صدقه، به صاحبش افزونی می بخشد. پس صدقه بدهید تا خداوند شما را بیامرزد و فروتنی کنید تا خداوند شما را بلند گرداند و گذشت، عزت صاحب را می افزاید، پس گذشت کنید تا خداوند شما را گرامی گرداند.(875)