گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

گناهان کبیره

حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) می فرماید: امام جواد (علیه السلام) به نقل از اجداد طاهرینش برایم حکایت فرمود که عمر و بن عبید(826) به محضر مبارک امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شد. هنگامیکه سلام کرد و نشست، این آیه شریفه را تلاوت نمود: الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش(827) آنگاه ساکت شده و از تلاوت ادامه آیه خودداری نمود. در این هنگام امام صادق (علیه السلام) از وی پرسید: چرا ساکت شدی و قرائت را قطع نمودی؟ عمرو بن عبید پاسخ داد: دوست دارم بدانم کدامیک از گناهان در قرآن مجید به عنوان گناهان کبیره معرفی شده اند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: آری(828) ای عمرو! بزرگترین گناه کبیره، شرک به خداست. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: انه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة(829) پس از آن، ناامیدی از رحمت خداست، زیرا خدای عزوجل می فرماید: انه لا ییئس من روح الله الا القوم اکافرون(830) پس از آن، ایمن دانستن خود از مکر و مجازات الهی است، زیرا خدای - عزوجل - می فرماید: فلا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون(831) و از جمله گناهان کبیره، عاق والدین گشتن است زیرا خدای سبحان شخص عاق را جبار و شقی دانسته است(832). دیگر از گناهان کبیره، به ناحق کشتن کسی است که خداوند خونش را حرام شمرده(833) و برای آن حرمت قائل گشته است، زیرا خدای عزوجل می فرماید: و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنه و أعدله عذاباً عظیماً(834) دیگر از گناهان کبیره، متهم ساختن زنان پاکدامن است زیرا خدای - عزوجل - می فرماید: لعنوا فی الدنیا و الاخرة و لهم عذاب عظیم(835) دیگر از گناهان کبیره، خوردن (ظالمانه) اموال یتیمان است. زیرا خدای عزوجل می فرماید: ان الذین یأکلون أموال الیتامی ظلماً انما یأکلون فی بطونهم ناراً و سیصلون سعیراً(836) دیگر از گناهان کبیره، فرار کردن از جنگ و جهاد و بیرون رفتن از صف لشکریان اسلام است. زیرا خدای - عزوجل - می فرماید: یاأیهاالذین آمنوا اذا لقیتم الذین کفروا زحفاً فلا تولوهم الأدبار و من یولهم یومئذ دبره الامتحرفاً لقتال أو متحیزاً الی فئة فقد باء بغضب من الله و مأواه جهنم و بئس المصیر(837) دیگر از گناهان کبیره، رباخواری ( نزول خواری) است. زیرا خدای عزوجل می فرماید: الذین یأکلون الربا لا یقومون الا کمایقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس(838) دیگر از گناهان کبیره، جادوگری و سحر است. زیرا خدای - عزوجل - می فرماید: و لقد علموا لمن اشتراه ماله فی الاخرة من خلاق(839) دیگر از گناهان کبیره زنا است. زیرا خدای عزوجل می فرماید: و لا یزنون و من یفعل ذلک یلق أثاماً یضاعف له العذاب یوم القیامة و یخلد فیه مهاناً(840) دیگر از گناهان کبیره سوگند دروغینی است که بدان وسیله مالی به دست آورند زیرا خدا عزوجل می فرماید: ان الذین یشترون بعهد الله و أیمانهم ثمناً قلیلا أولئک لا خلاق لهم فی الاخرة(841) دیگر از گناهان کبیره، خیانت کردن(842) است، زیرا خدای عزوجل می فرماید: فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم(843) دیگر از گناهان کبیره، شهادت دادن دروغین و کتمان شهادت است زیرا خدای عزوجل می فرماید: و من یکتمها فانه آثم قلبه و الله بما تعملون علیم(844) دیگر از گناهان کبیره شراب نوشیدن است، زیرا خدای عزوجل از آن نهی نموده است. همان گونه که از پرستیدن بت ها نهی نموده است.(845) دیگر از گناهان کبیره ترک نمودن عمدی نماز و یا هر واجب دیگر است زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من ترک الصلاة متعمداً فقد بری من ذمة الله و ذمة رسول الله(846) دیگر از گناهان کبیره، نقض عهد و پیمان و قطع رحم (بریدن از خویشاوندان) است زیرا خدای عزوجل می فرماید: أولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار(847) پس از این که سخنان امام صادق (علیه السلام) به اینجا رسید، عمرو بن عبید، در حالیکه با صدای بلند گریه می کرد، از نزد آن حضرت برگشته و می گفت: هر کس به رأی خویش متکی بوده و در برابر شما اهل بیت عصمت و طهارت ادعای فضیلت و دانش نماید، هلاک گشته است(848).

پاسخ علی (علیه السلام) به هفت سؤال

شخصی به حضور علی (علیه السلام) آمد و گفت: من از فاصله هفتاد فرسخی به حضور شما آمده ام، برای این که هفت سؤال را از شما بپرسم. حضرت علی (علیه السلام) فرمود: آن چه می خواهی بپرس! او هفت سؤال خود را چنین مطرح کرد:
1 - چه چیز بزرگ تر از آسمان ها است؟
2 - چه چیز وسیع تر از زمین ها است؟
3 - چه شخصی ضعیف تر از یتیم می باشد؟
4 - چه چیز داغ تر و سوزنده تر از آتش است؟
5 - چه چیز سردتر از زمهریر است؟
6 - چه چیز بی نیازتر از دریای پهنار است؟
7 - چه چیز سخت تر از سنگ است؟
امام علی (علیه السلام) در پاسخ سؤالات فوق فرمود:
1 - بزرگتر از آسمان بهتان وتهمت زدن به انسان پاک است.
2 - وسیعتر از زمین، حق است.
3 - ضعیفتر از یتیم، نمام و سخن چین است (که این کار دلیل ضعف او می باشد.)
4 - داغ تر و سوزنده تر از آتش، حرص است.
5 - سردتر از زمهریر، دست نیاز به سوی بخیل دراز کردن است.
6 - بی نیازتر از دریا، انسان قانع (او اهل قناعت) است.
7 - سخت تر از سنگ، قلب کافر می باشد.(849)

عاقبت تهمت

حضرت موسی (علیه السلام) طبق فرمان الهی از قارون که پسر عموی خود و یکی از سرمایه داران خود خواه زمان خویش بود، طلب زکات می نمود. اما او می گفت من هم به تورات آگاهی دارم و کمتر از موسی نیستم؛ چرا زکات مالم را به او بپردازم؟
سرانجام قارون به واسطه بی ایمانی و غرورش تصمیم خطرناکی گرفت و آن این که به یک زن فاحظه گفت چندهزار درهم به تو می دهم که فردا، هنگام سخنرانی حضرت موسی (علیه السلام)، در ملا عام بگوئی که موسی (علیه السلام) با من زنا کرد. آن زن این پیشنهاد ناجوانمردانه را پذیرفت ولی هنگام اجرای این عمل ناپسند با دیدن سیمای ملکوتی حضرت موسی (علیه السلام) از تصمیم خود منصرف شد و با صدای بلند گفت: من صد هزار درهم برای این تهمت ناروا گرفته ام و خداوند ساحت مقدس تو را از چنین آلودگی منزه نموده است. در این هنگام دل پر درد و رنج موسی (علیه السلام) شکست و در مورد قارن چنین نفرین کرد: ای زمین! قارون را بگیرد و در کام خود فرو ببر! زمین دهان باز کرد و قارون را گرفت و بلعید و همچنان در اعماق زمین فرو برد و در عذاب سخت الهی قرار داد.
بعد از هلاکت قارون، نامردان بنی اسرائیل در گوشی به هم گفتند: موسی (علیه السلام) در مورد قارون نفرین کرد تا او هلاک شود و خانه و اموال و گنج های او را تصرف کند. موسی (علیه السلام) برای رفع این تهمت دعا کرد که خانه و گنج های قارون نیز در زمین فرو رفتند و ناپدید شدند.(850)