گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

آیات

تهمت به پیامبر (حضرت نوح (علیه السلام))

قال الملأ من قومه انا لنراه فی ضلل مبین قال یاقوم لیس بی ضلالة و لکنی رسول من رب العالمین؛(809) گفت: ای قوم من! هیچ گونه گمراهی در من نیست؛ ولی من فرستاده ام از جانب پروردگار جهانیانم! رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ می کنم؛ و خیرخواه شما هستم؛ و از خداوند چیزهایی می دانم که شما نمی دانید.

تهمت از ابزار اهل کفر

اذ قال الله یا عیسی ابن مریم اذکر نعمتی علیک و علی و الدتک اذ أیدتک بروح القدس تکلم الناس فی المهد و کهلاً و اذ علمتک الکتب و الحکمة و التورات و الانجیل و اذ تخلق من الطین کهیئة الطیر باذنی فتنفخ فیها فتکون طیراباذنی و تبری الأکمه و الأبرص باذنی و اذ تخرج الموتی باذنی و اذ کففت بنی اسرئیل عنک اذ جئتهم بالبینات فقال الذین کفروا منهم ان هذا الاسحر مبین(810) (به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت: یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانی که تو را با روح القدس تقویت کردم؛ که در گاهواره و به هنگام بزرگی، با مردم سخن می گفتی؛ و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم؛ و هنگامی که به فرمان من، از گل چیزی بصورت پرنده می ساختی، و در آن می دمیدی، و به فرمان من، پرنده ای می شد؛ و کور مادرزاد، و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفامی دادی؛ و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می کردی؛ و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم؛ در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی، ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!