گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

تعصب ابلیس

روزی ابلیس (پدر شیاطین) با موسی (علیه السلام) ملاقات کرد و گفت: تو برگزیده و هم سخن خدا هستی، و خدا تو را رسول خود قرار داده است، من گناه کرده ام می خواهم توبه کنم، توبه درگاه خدا شفیع و واسطه من باش، و از خدا بخواه توبه ام را بپذیرد. موسی (علیه السلام) پیشنهاد او را پذیرفت و به خدا عرض کرد: خداوند به او وحی کرد: توبه ابلیس را می پذیریم، مشروط بر این که بر قبر آدم (علیه السلام) سجده کند. موسی (علیه السلام) فرمان خدا را به ابلیس ابلاغ کرد، ابلیس، تکبر نمود و خشمگین شد و گفت: من به آن هنگام که آدم (علیه السلام) زنده بود او را سجده نکردم، اکنون که مرده است، او را سجده کنم؟! سپس ابلیس به موسی (علیه السلام) گفت: اکنون که نزد خدا از من شفاعت کردی، بر گردن من حقی پیدا نمودی، برای این که حق تو را ادا کنم تو را سفارش (و نصیحت) می کنم که در سه مورد مرا یاد کن (یعنی متوجه من باش که بر تو مسلط نگردم) و در این سه مورد تو را به هلاکت نیفکنم:
1 - هنگامی که خشمگین شدی، مرا یاد کن، که در این هنگام مانند جریان خون در رگهای بدنت، به تو نزدیک شده ام.
2 - هنگامی که در جبهه جهاد، در برابر دشمن قرار گرفتی مرا یاد کن، زیرا در این هنگام من نزدیک می شوم و وسوسه می کنم که تو زن و بچه داری به فکر آن ها باش، با همین وسوسه، سست می گردی و پشت به جبهه می کنی.
3 - بترس و دوری کن از خلوت کردن با زن نامحرم، زیرا در آن هنگام من بسیار نزدیک هستم و بین تو و آن زن واسطه و دلال می گردم، تا شما را به هم نزدیک کنم و به گناه بی عفتی وادار نمایم.(777)

اشعار

تعصب و تأمل

از درون زنگ تعصب بزدای بر خرد راه تأمل بگشای
جامی