گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

تعصب یهودیان

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به مدینه هجرت کرد، عبدالله بن سلام که از دانشمندان معروف یهود بود، در زمین مزروعی خود مشغل کشاورزی بود، خبر آمدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه به او رسید، او یک راست نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: من از شما سه سؤال می پرسم که جواب آن را غیر از پیامبر، یا وصی پیامبر، نمی دانند، اگر جواب صحیح به من بدهی، اسلام را می پذیرم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بپرس! عبدالله بن سلام گفت: 1 - نخستین نشانه برپاشدن روز قیامت چیست؟ 2 - اولین غذای بهشتیان چیست؟ 3 - عاملی که فرزند را شبیه پدر یا مادرش می کند، چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هم اکنون جبرئیل، پاسخ این سؤالات را به من گفت. و آن این که: 1. نخستین نشانه پدیدار شدن روز قیامت، آتشی است که از جانب مشرق می آید و مردم را از مشرق به مغرب، انتقال می دهد. 2. اولین غذای بهشتیان، قطعه ای است که به جگر ماهی آویزان می باشد که بسیار لذیر و گوارا است. 3. و در مورد علت شباهت فرزند به پدر و مادرش، این است که اگر نطفه مرد بر نطفه زن پیشی گرفت، بچه شبیه پدر می گردد و اگر نطفه زن پیش گرفت، بچه شبیه مادر می شود. عبدالله بن سلام همان دم گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست، و تو رسول خدا هستی. آن گاه گفت: ای رسول خدا! یهودیان، گروه تهمت زننده هستند، اگر آن ها بشنوند که من مسلمان شده ام، به من نسبت های ناروا خواهند داد، مرا نزد خود در پشت پرده نگهدار، و آن ها را احضار کن و از آن ها بپرس که من چگونه آدمی هستم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عبدالله را نزد خود مخفی نمود و سپس چند نفر یهودی را حاضر کرد و از آن ها پرسید: عبدالله بن سلام چگونه آدمی است؟ آن ها گفتند: او بهترین فرد ما و پسر بهترین فرد ما است، او آقای ما و پسر آقای ما است و دانشمند ما و پسر دانشمند ما است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر او اسلام را بپذیرد، شما نیز می پذیرید؟ گفتند: خداوند او را از قبول اسلام، پناه دهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام فرمود: ای عبداله، بیرون بیا! همان دم عبدالله از مخفیگاه ظاهر شد و گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول خدا است. یهودیان در همان لحظه تغییر جهت داده و گفتند: عبدالله بدترین فرد ما و پسر بدترین فرد ما، و نادان ترین فرد ما و پسر نادان ترین فرد ما است و سپس از آنجا پراکنده شده و رفتند. عبدالله به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: این بود که گفتم یهودیان افراد تهمت زننده هستند.(776)

تعصب ابلیس

روزی ابلیس (پدر شیاطین) با موسی (علیه السلام) ملاقات کرد و گفت: تو برگزیده و هم سخن خدا هستی، و خدا تو را رسول خود قرار داده است، من گناه کرده ام می خواهم توبه کنم، توبه درگاه خدا شفیع و واسطه من باش، و از خدا بخواه توبه ام را بپذیرد. موسی (علیه السلام) پیشنهاد او را پذیرفت و به خدا عرض کرد: خداوند به او وحی کرد: توبه ابلیس را می پذیریم، مشروط بر این که بر قبر آدم (علیه السلام) سجده کند. موسی (علیه السلام) فرمان خدا را به ابلیس ابلاغ کرد، ابلیس، تکبر نمود و خشمگین شد و گفت: من به آن هنگام که آدم (علیه السلام) زنده بود او را سجده نکردم، اکنون که مرده است، او را سجده کنم؟! سپس ابلیس به موسی (علیه السلام) گفت: اکنون که نزد خدا از من شفاعت کردی، بر گردن من حقی پیدا نمودی، برای این که حق تو را ادا کنم تو را سفارش (و نصیحت) می کنم که در سه مورد مرا یاد کن (یعنی متوجه من باش که بر تو مسلط نگردم) و در این سه مورد تو را به هلاکت نیفکنم:
1 - هنگامی که خشمگین شدی، مرا یاد کن، که در این هنگام مانند جریان خون در رگهای بدنت، به تو نزدیک شده ام.
2 - هنگامی که در جبهه جهاد، در برابر دشمن قرار گرفتی مرا یاد کن، زیرا در این هنگام من نزدیک می شوم و وسوسه می کنم که تو زن و بچه داری به فکر آن ها باش، با همین وسوسه، سست می گردی و پشت به جبهه می کنی.
3 - بترس و دوری کن از خلوت کردن با زن نامحرم، زیرا در آن هنگام من بسیار نزدیک هستم و بین تو و آن زن واسطه و دلال می گردم، تا شما را به هم نزدیک کنم و به گناه بی عفتی وادار نمایم.(777)

اشعار