گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

واسطه قرار دادن اولیاء خدا به درگاه الهی

عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، حسن و حسین (علیهما السلام) کودک حدود دو سه ساله بودند. یکی از مسلمانان گناهی را مرتکب شد، از شدت شرمندگی خود را پنهان کرد و و به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی آمد، تا این که او روزی حسن و حسین (علیهما السلام) را در کوچه ای دید، بی درنگ نزد آن ها آمد و آن دو را بر روی شانه هایش سوار کرد و با همان حال به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! من به وسیله این دو نور دیده، به تو پناه آورده ام و توبه کردم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی این منظره را دید، آن چنان خندید که ناچار دستش را بر دهانش گرفت، سپس به آن مرد گناهکار فرمود: اذهب فانت طلیق؛ برو جانم، تو آزاد هستی! سپس پیام (صلی الله علیه و آله و سلم) به حسن و حسین (علیه السلام) فرمود: او شما را شفیع و واسطه آمرزش قرار داد. در این هنگام این آیه نازل شد: ...و لو أنهم اذظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً؛(718) و اگر این گنهکاران هنگامی که به خود ستم کردند (و گناه نمودند) به نزد تو آمدند و از خداوند طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آن ها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند.(719) به این ترتیب می یابیم که توسل و واسطه قرار دادن اولیاء خدا در درگاه الهی، کار ساز و نتیجه بخش است. و همین آیه برترین دلیل بر جواز و استحباب واسطه قرار دادن اولیای خدا است.(720)

توسل یوسف (علیه السلام)

هنگامی که برادران یوسف (علیه السلام) او را در چاه افکندند، یوسف تنها و غریب در ته چاه تاریک، روی سنگ کنار دیوار قرار گرفت و به دعا و مناجات پرداخت ولی نتیجه نگرفت، تا اینکه جبرئیل نزد یوسف (علیه السلام) آمد و گفت: ای کودک! اینجا چه می کنی. یوسف (علیه السلام) فرمود: برادانم مرا به چاه افکنده اند. جبرئیل گفت: دوست داری از زندان نجات یابی؟ یوسف (علیه السلام) فرمود: با خدا است، اگر او بخواهد مرا بیرون می آورد. جبرئیل گفت: اگر دوست داری از چاه خارج بشوی، این دعا را بخوان: اللهم انی اسئلک بأن لک الحمد، لا اله الا انت المنان بدیع السماوات و الأرض، ذوالجلال و الاکرام أن تصلی علی محمد و أن تجعل لی مما أنا فیه فرجاً و مخرجاً؛ خدایا! من از تو تقاضا می کنم که حمد و ستایش برای توست؛ معبودی جز تو نیست، تویی که بر بندگان نعمت می بخشی، آفریننده آسمانها و زمینی، صاحب جلال و اکرام هستی، تقاضا می کنم که بر محمد و آل او درود فرستی و گشایش و نجاتی از آنچه در آن هستم بر من قرار دهی. او این دعا را خواند و نجات یافت.(721)

اشعار