گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

ریشه قرآنی توسل

پروردگار عالم، عالم است، حکیم است، قادر است و هر کسی که رابطه اش با خدا محکم باشد همه کار می تواند بکند. رابطه هر چه محکمتر، بهتر می تواند کار بکند. اینها ریشه قرآنی هم دارد. شما قضیه حضرت سلیمان (علیه السلام) را در سوره نمل می دانید؛ برای حضرت سلیمان خبر آوردند که در یمن زنی به نام بلقیس هست و در آنجا ادعای خدایی دارد و ادعای سلطنت دارد. حضرت سلیمان گفت: من در مدت نصف روز می توانم بیاورم. قرآن می فرماید: قال الذی عنده علم من الکتاب أنا آتیک به قبل أن یرتد الیک طرفک(716) گفت: اجازه بده من در یک چشم به هم زدن تخت از یمن به فلسطین بیاورم و این کار را انجام داد. این چه عملی است؟ امام صادق (علیه السلام) می فرماید: علمش در مقابله علم ما قطره ای در مقابل دریا بود. وقتی عاسف بن برخیا به واسطه رابطه ای که با خدا داشت می تواند تخت بلقیس را از یمن به فلسطین بیاورد، مثل امام حسین (علیه السلام) که رابطه اش با خدا دریا بود و آن یکی قطره، رابطه اش با خدا این اندازه است، آیا نمی تواند حاجت بدهد؟ آیا نمی تواند درد بی درمان را از بین ببرد؟ آیا نمی تواند گرفتاری را اصلاح کند؟ مگر این که قرآن را قبول نداشته باشیم و الا توسل ریشه قرآنی دارد...
رهبر عظیم الشأن انقلاب در کشف الاسرار جمله ای را از یکی از همین افرادی که روح توسل نداشتند نقل می کنند و می فرمایند وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم. از او نقل می کند که به مکه رفتم، در راه فکر می کردم این انگشتر که در دست من است چه فایده ای دارد؟ یک سنگ است، سنگ برای انسان چه می تواند بکند. می گوید سنگ را در آوردم و در بیابان انداختم و به همین جنس خودش ملحق کردم (یعنی عقیق یا فلز بود فلز و عقیق از جنس سنگ است انداختم و به هم جنس خودش ملحق کردم). ایشان می فرمودند: وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم که آقا کجا داری می روی؟ داری می روی به مکه که به دور یک سنگ طواف کنی، طواف به دور سنگ چه فایده ای دارد؟ بوسیدن حجر چه فایده ای داد؟ لمس حجرالاسود یعنی چه؟ حجرالأسود چه فایده ای دارد؟ اگر فایده ندارد همه فایده ندارد و اگر فایده دارد بین قبر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خانه خدا چه تفاوت؟ هر علتی که خانه خدا دارد قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم دارد؛ هر علتی که قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد قبر حضرت معصومه (علیهم السلام) دارد، هر علتی که قبر حضرت معصومه (علیهم السلام) دارد. قبر آیت الله بروجردی (رحمه الله) و مؤسس حوزه علمیه قم مرحوم شیخ، دارد و همه اینها این است که ما باید مواظب باشیم توسل به اهل بیت (علیه السلام) و توسل به دوستان اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشیم. آنها کسانی که پیش اهل بیت (علیه السلام) آبرویی دارند مثل حضرت معصومه علیها سلام که در زیارتش می خوانیم تو وجیة عندالله هستی، تو پیش خدا آبرو داری از این جهت من بی آبرو تو را بین خدا و خودم واسطه قرار می دهم.(717)

واسطه قرار دادن اولیاء خدا به درگاه الهی

عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، حسن و حسین (علیهما السلام) کودک حدود دو سه ساله بودند. یکی از مسلمانان گناهی را مرتکب شد، از شدت شرمندگی خود را پنهان کرد و و به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی آمد، تا این که او روزی حسن و حسین (علیهما السلام) را در کوچه ای دید، بی درنگ نزد آن ها آمد و آن دو را بر روی شانه هایش سوار کرد و با همان حال به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! من به وسیله این دو نور دیده، به تو پناه آورده ام و توبه کردم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی این منظره را دید، آن چنان خندید که ناچار دستش را بر دهانش گرفت، سپس به آن مرد گناهکار فرمود: اذهب فانت طلیق؛ برو جانم، تو آزاد هستی! سپس پیام (صلی الله علیه و آله و سلم) به حسن و حسین (علیه السلام) فرمود: او شما را شفیع و واسطه آمرزش قرار داد. در این هنگام این آیه نازل شد: ...و لو أنهم اذظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً؛(718) و اگر این گنهکاران هنگامی که به خود ستم کردند (و گناه نمودند) به نزد تو آمدند و از خداوند طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آن ها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند.(719) به این ترتیب می یابیم که توسل و واسطه قرار دادن اولیاء خدا در درگاه الهی، کار ساز و نتیجه بخش است. و همین آیه برترین دلیل بر جواز و استحباب واسطه قرار دادن اولیای خدا است.(720)

توسل یوسف (علیه السلام)

هنگامی که برادران یوسف (علیه السلام) او را در چاه افکندند، یوسف تنها و غریب در ته چاه تاریک، روی سنگ کنار دیوار قرار گرفت و به دعا و مناجات پرداخت ولی نتیجه نگرفت، تا اینکه جبرئیل نزد یوسف (علیه السلام) آمد و گفت: ای کودک! اینجا چه می کنی. یوسف (علیه السلام) فرمود: برادانم مرا به چاه افکنده اند. جبرئیل گفت: دوست داری از زندان نجات یابی؟ یوسف (علیه السلام) فرمود: با خدا است، اگر او بخواهد مرا بیرون می آورد. جبرئیل گفت: اگر دوست داری از چاه خارج بشوی، این دعا را بخوان: اللهم انی اسئلک بأن لک الحمد، لا اله الا انت المنان بدیع السماوات و الأرض، ذوالجلال و الاکرام أن تصلی علی محمد و أن تجعل لی مما أنا فیه فرجاً و مخرجاً؛ خدایا! من از تو تقاضا می کنم که حمد و ستایش برای توست؛ معبودی جز تو نیست، تویی که بر بندگان نعمت می بخشی، آفریننده آسمانها و زمینی، صاحب جلال و اکرام هستی، تقاضا می کنم که بر محمد و آل او درود فرستی و گشایش و نجاتی از آنچه در آن هستم بر من قرار دهی. او این دعا را خواند و نجات یافت.(721)