گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

خود پسندی و عدم توسل و دعا

فلو لا اذ جاءهم بأسنا تضرعوا و لکن قست قلوبهم و زین لهم الشیطان ما کانوا یعملون؛(694) چرا هنگامی که مجازات ما به آنان رسید، (خضوع نکردند و) تسلیم نشدند؟! بلکه دلهای آنها قساوت پیدا کرد، و شیطان، هر کاری را که می کردند، در نظرشان زینت داد!

توسل حضرت یونس به خداوند منان

و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظن أن لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات أن لا اله الا أنت سبحانک انی کنت من الظالمین؛(695) و ذاالنون [یونس ]را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت؛ و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت؛ (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: (خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزهی تو! من از ستمکاران بودم!.

واسطه در دعا

و اذ قلتم یموسی لن نصبر علی طعام واحد فادع لنا ربک یخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و قثائها و فومها و عدسها و بصلها قال أتستبدلون الذی هوادنی بالذی هو خیر اهبطوا مصراً فان لکم ما سألتم و ضربت علیهم الذلة و المسکنة و باء و بغضب من الله ذلک بأنهم کانوا یکفرون بئایت الله و یقتلون النبیین بغیر الحق ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون؛(696) و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد. موسی گفت: آیا غذای پست تر را به جای غذای بهتر انتخاب می کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست. و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی کفر می ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.