گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

حق مادر

مردی مشغول طواف خانه خدا بود مادرش را نیز بر دوش گرفته و طواف می داد. در همان حال پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دید. از آن حضرت پرسید: آیا با این کار، حق مادرم را انجام داده ام؟! آن حضرت فرمود: خیر! تو حتی با این کار، جبران یکی از ناله های او را (به هنگام وضع حمل) هم نکرده ای.(662)

حقوق والدین

امام صادق (علیه السلام) رئیس مذهب، جوانی را دید که از باب هتک حرمت و بی اعتنایی و بی احترامی سه تا قدم جلوی پدرش حرکت می کند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: پسر بیا اینجا! پسر آمد. حضرت فرمود: به خدا قسم سه قدم جلوی پای پدرت از باب بی ادبی و بی اعتنایی زدی، خدا سی سال از عمرت کم کرد!(663)

قدر مادرها را بدانید!

مرحوم شهید آیة الله حاج شیخ فضل الله نور را در زمان مشروطه به دار زدند. این مجتهد عادل انقلابی، علیه مشروطه غیر مشروعه آن زمان قد علم کرد. با این که اول مشروطه خواه بود، اما چون مشروطه در جهت اسلام نبود، با آن مخالفت کرد. عاقبت او را گرفتند و زندانی کردند. شیخ پسری داشت. این پسر، بیش از بقیه اصرار داشت که پدرش را اعدام کنند.
یکی از بزرگان گفته بود، من به زندان رفتم و علت را از شیخ فضل الله نوری (رحمه الله) سؤال کردم. ایشان فرمود: خود من هم انتظارش را داشتم که پسرم چنین از کار در آید چون شیخ شهید، اثر تعجب را در چهره آن مرد دید، اضافه کرد این بچه در نجف متولد شد. در آن هنگام مادرش بیمار بود، لذا شیر نداشت. مجبور شدیم که یک دایه شیر ده برای او بگیریم. پس از مدتی که آن زن به پسرم شیر می داد، ناگهان متوجه شدیم که وی زن آلوده ای است؛ علاوه بر آن از دشمنان امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز بود. کار این پسر به جایی رسید که در هنگام اعدام پدرش کف زد.
آن پسر فاسد، پسری دیگر تحویل جامعه داد به نام کیانوری که رئیس حزب توده شد.(664)