گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

کلام بهشتیان، حرف حق و حقیقت

لا یسمعون فیها لغواً و لا کذاباً جزاء من ربک عطاء حساباً؛(609) این کیفری است از سوی پروردگارت و عطیه ای است کافی! همان پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است، پروردگار رحمان! و (در آن روز) هیچ کس حق ندارد بی اجازه او سخنی بگوید (یا شفاعتی کند)!

ذکر اهل بهشت، ستایش خدا

و نزعنا ما فی صدورهم من غل تجری من تحتهم الأنهار و قالوا الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا أن هدانا الله لقد جاءت رسل ربنا بالحق و نودوا أن تلکم الجنه أورثتموها بما کنتم تعملون؛(610) و آنچه در دلها از کینه و حسد دارند، بر می کنیم (تا در صفا و صمیمیت با هم زندگی کنند)؛ و از زیر (قصرها و درختان) آنها، نهرها جریان دارد؛ می گویند: ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه نعمتها) رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما (به اینها) راه نمی یافتیم! مسلماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند! و (در این هنگام) به آنان ندا داده می شود که: این بهشت را در برابر اعمالی که انجام می دادید، به ارث بردید!

تأمین تمام خواسته های متقین در بهشت

لهم فیها ما یشاءون خالدین کان علی ربک و عداً مسئولاً؛(611) هر چه بخواهند در آنجا برایشان فراهم است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ این وعده ای است مسلم که پروردگارت بر عهده گرفته است!