گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

زمام خرد

توانگر به نیروی اخلاق و دین چو گردد به ایمان و تقوی قرین
تواند زمام خرد را به چنگ بگیرد و گر نه، در افتد به ننگ

نکات

دو سه قرن گذشته را می توان دوره پرستش علم و گریز از ایمان دانست، دانشمندان بسیاری معتقد شدند که همه مشکلات بشر با سرانگشت علم گشوده خواهد شد، ولی تجربه خلاف آن را ثابت کرد. امروز دیگر اندیشمندی یافت نمی شود که نیاز انسان را به نوعی ایمان و لو ایمان غیر مذهبی که به هر حال امری ماورای علم است، انکار کند. برتراندراسل با آنکه گرایش های مادی دارد، اعتراف می کند: کاری که منظور آن فقط درآمد باشد، نتیجه مفیدی بار نخواهد آورد، برای آنکه نتیجه ای مفید در کار به دست آید، باید کاری پیشه کرد که در آن ایمان به یک فرد، به یک مرام، به یک غایت نهفته باشد.(571)
یقیناً یکی از چیزهایی که عامل پیشرفت اسلام بود، اعتماد به خدا و به احکام الهی بود. امن الرسول بما انزل الیه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله؛(572) خود پیامبر و مؤمنین، اسلام را، کافی بودن اسلام برای نجات را، شعارهای اسلامی را، حقایق اسلامی را، حقیقتاً از بن قبول داشتند. این ایمان، عامل بسیار مهمی است.(573)
ایمان، از عمل جدا نیست. در کنار ایمان به غیبت، وظایف و تکالیف عملی مؤمن بازگو شده است.
مقایسه اهل نفاق با اهل ایمان:
(آیات 67 - 68 با 71 و 72 سوره مبارکه توبه) 1 - اهل نفاق، بعضهم من بعض، اما اهل ایمان بعضهم أولیاء بعض 2 - اهل نفاق، یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف، اما اهل ایمان یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر 3 - اهل نفاق، نسوا الله، اما اهل ایمان یقیمون الصلاه 4 - اهل نفاق، یقبضون أیدیهم، اما اهل ایمان یؤتون الزکاه 5 - اهل نفاق، الفاسقون، اما اهل ایمان یطیعون الله 6 - خداوند به اهل نفاق، نار جهنم وعده داده، اما به اهل ایمان جنات، مساکن 7 - برای اهل نفاق، لعنهم الله، اما برای اهل ایمان رضوان من الله 8 - برای اهل نفاق، عذاب مقیم، اما برای اهل ایمان الفوز العظیم.
ریشه ایمان به خدا، عقل و فطرت است لکن مادیون می گویند: ریشه ایمان به خدا ترس است. یعنی انسان چون خود را در برابر حوادث عاجز می بیند، هنگام بروز حدثه ای تلخ، قدرتی را در ذهن خود تصور می کند و به آن پناه می برد.
مادیون با این محاسبه، ایمان را زاییده ترس می دانند اما اشتباه آنان این است که تفاوت رفتن به سوی خدا را با اصل ایمان به خدا نمی فهمند. مثلاً ما هنگام دیدن سگ و احساس خطر، سراغ سنگ می رویم. اما آیا می توان گفت: پیدایش سنگ به خاطر سگ است؟
همچنین ما هنگام اضطرار و ترس رو به خدا می رویم، آیا می توان گفت: اصل ایمان به خدا زاییده ترس است؟
علاوه بر آنکه اگر سرچشمه ایمان ترس باشد، باید هر کس ترسوتر است مؤمن تر باشد.
در حالی که مؤمنان واقعی، شجاع ترین افراد زمان خود بوده اند و باید انسان در لحظاتی که احساس ترس ندارد، ایمانی هم نداشته باشد، در حالی که ما در لحظه هایی که ترس نداریم خدا را به دلیل عقل و فطرت قبول داریم. در حقیقت ترس و اضطرار، پرده غفلت را کنار می زند و ما را متوجه خدا می کند و لذا منکران خدا هر گاه در هواپیما یا کشتی نشسته باشند و خبر سقوط یا غرق شدن را بشنوند و یقین کنند که هیچ قدرتی به فریادشان نمی رسد از عمق جان به یک قدرت نجاتبخش امید دارند. آنها در آن هنگام به یک نقطه و به یک قدرت غیبی دل می بندند که آن نقطه، همان خدای متعال است.
ایمان، یک مسئله قلبی است و به اظهارات انسان بستگی ندارد.
اساس ایمان، ایمان به مبدأ و معاد است.
رهایی از آتش دوزخ، در گرو ایمان به قرآن و تصدق پیامبر اسلام است.
در قرآن، معمولاً ایمان و عمل صالح در کنار هم مطرح شده است، ولی ایمان بر عمل صالح مقدم قرار گرفته است. آری، اگر اتاقی از درون نورانی شد، شعاع این نور از روزنه و پنجره ها بیرون خواهد زد. ایمان، درون انسان را نورانی و قلب نورانی، تمام کارهای انسان را نورانی می کند. برکار ایمان و عمل صالح بسیار است که در آیات قرآن به آنها اشاره شده است.
کارهای شایسته و صالح، در صورتی ارزش دارد که برخاسته از ایمان باشد، نه تمایلات شخصی و جاذبه های اجتماعی.
ایمان به حضور و علم خداوند، انسان را از خطاها باز می دارد.
نشانه ایمان واقعی، عمل به دستوراتی است که بر خلاف سلیقه های شخصی انسان باشد وگرنه انجام دستورات مطابق میل انسان، نشانی از میزان ایمان واقعی ندارد.
مدعیان ایمان بسیارند، ولی مؤمنان واقعی که به تمام محتوای دین عمل کنند، گروهی اندک هستند.

بخل