گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

ایثار در صدراسلام

در جنگ موته عده ای مجروح بر زمین افتاده بودند، مجروح چون از بدنش خون می رود، تشنگی بر او غالب می شود و خیلی احتیاج به آب پیدا می کند. مردی ظرف آبی را برداشته و آن را در میان مجروحان مسلمان تقسیم می کرد. به یکی از مجروحین رسید، دید تشنه است آمد تا آب به او بدهد، اشاره کرد به مجروح دیگری که او از من تشنه تر است؛ زود رفت سراغ او، او نیز شخص دیگری را معرفی کرد و گفت: برو به سراغ او که از من مستحق تر است، رفت سراغ او دید، سومی مرده است. برگشت سراغ دومی، دید دومی نیز جان داده است. آمد سراغ اولی، دید اولی هم به لقای خدا پیوسته است.
این را می گویند ایثار و از خود گذشتگی، یعنی در نهایت احتیاج، دیگران را بر خود مقدم داشتن، و این یکی از ارزشهای بسیار عالی انسانی است.(532)

ایثار. از عوامل موثر در نشر دین

عن علی (علیه السلام) قال: خیر المکارم الایثار(533)
حضرت علی (علیه السلام) فرموده: ایثار، بهترین کرامت اخلاقی برای انسان هاست.
بی گمان در صدر اللام یکی از عوامل نشر دین حق و گسترش آیین الهی ایثار و تفضل مسلمانان بود که با خلوص نیت و به انگیزه ایمان نسبت به یکدیگر انجام می دادند و برای این مطلب شواهدی در آیات و روایات و تاریخ وجود دارد که در این جا برای شاهد، پاره ای از آنها ذکر می شود.
کعبه مکرمه معبد مقدس و مطاف مردم بسیاری بود که همه ساله از دور و نزدیک برای حج و عمره به مکه می آمدند. رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) برای آن که دعوت خود را به گوش اقوام مختلف برساند و آنان را از مأموریت خویش آگاه سازد در آن شهر توقف نمود و ناملایمات گوناگون و آزارهای مختلفی را که از مشرکین می دید تحمل می کرد و به تبلیغ خود ادامه می داد. موقعی که دشمنان با هم متحد شدند و به قتل آن حضرت همت گماردند، ماندن در مکه معظمه برای پیشوای اسلام به مصلحت نبود، لذا حضرتش بر آن شد که از مکه خارج شود و به مدینه مهاجرت نماید. از این حضرت تصمیم خود را عملی نمود و به مدینه حرکت کرد. پیش از آن که نبی معظم به مدینه برود، مبلغی از طرف آن حضرت به مدینه رفته بود، اسلام را تبلیغ نموده بود و مردم مدینه از دعوت آن حضرت آگاهی داشتند و عده قابل ملاحظه ای به اسلام ایمان آورده بودند. از این رو پیشوای معظم اسلام هنگام ورود به مدینه مورد استقبال واقع شد و اهالی مقدم مبارکش را مورد احترام و تکریم قرار دادند. مسلمانان که در مکه ایمان آورده بودند. پس از هجرت آن حضرت در مضیقه بیشتر قرار گرفته و مورد تحقیر و اهانت زیادتری واقع شدند و به آنان اجازه توقف در مکه و انجام فرایض دینی داده نمی شد. ناچار به فکر افتادند که تدریجاً مکه را ترک گویند و خویشتن را از آن محیط فاسد و شرک آلود برهانند و برای تحقق بخشیدن به این هدف لازم بود از خانه و زندگی و از اموال و اثاث خود چشم بپوشند، زیرا مشرکین اجازه نمی دادند که آنان اموال خویش را از مکه خارج کنند. این تهیدستان از وطن رانده شده، سرمایه ای با خود جز ایمان به خداوند و امید به فضل باریتعالی، نداشتند و هدف آنان اعلای حق و یاری پیشوای اسلام بود. قرآن شریف درباره اینان فرموده است:
للفقراء المهاجرین الذین أخرجوا من دیار هم و أموالهم یبتغون فضلا من الله ورضوانا و ینصرون الله و رسوله أولئک هم الصادقون؛(534) فقرای مهاجرین که از دیار و اموالشان اخراج گشته اند، در طلب فضل و خشنودی باریتعالی بوده اند. اینان با خلوص و صداقت در اندیشه یاری خدا و پیامبرش هستند و این فکر مقدس را در سر می پرورند.
ایامی که مهاجرین به مدینه آمده بودند و در فقر و تنگدستی به سر می بردند، مقدار قابل ملاحظه ای از اموال یهودی های بنی نضیر بدون جنگ و جدل به دست مسلمانان افتاد. چون این اموال عنوان غنیمت جنگی نداشت و مشترک بین همه نبود، به امر باریتعالی در اختیار شخص رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار گرفت.
خداوند اموال بنی نضیر را اختصاص به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داد تا هر طور که بخواهد عمل کند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را بین مهاجرین تقسیم نمود و به انصار چیزی از آن نداد جز سه نفر که نیاز داشتند و آنان ابودجانه و سهل بن حنیف و حارث بن صمه بودند. جمعیت انصار از اختصاص اموال بنی نضیر به مهاجرین نه تنها از پیشوای اسلام آزرده خاطر نگشتند بلکه داوطلب ایثار گردیدند و روی بزرگواری و تفضل حاضر شدند از جهت مسکن و لباس و غذا آنان را یاری دهند، حتی بعضی از انصار که خودشان از جهتی نیازمند بودند مهیا گشتند مهاجرین را بر خود مقدم دارند و این مطلب در قرآن شریف آمده است: و الذین تبوءوا الدار والایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم و لا یجدون فی صدور هم حاجه مما أوتوا ویؤثرون علی أنفسهم و لوکان بهم خصاصه؛(535) انصار که پیش از آمدن مهاجرین مدینه را جایگاه ایمان ساخته بودند با ورودشان نسبت به آنان ابراز علاقه کردند، علاوه بر آنکه در دل احساس احتیاجی به اموال بنی نضیر داشتند، حاضر شدند از روی تفضل به مهاجرین ایثار نمایند، هر چند بعضی از انصار، خود در مضیقه بودند ولی مهاجرین را بر خویشتن مقدم داشتند.
ایثار و تفضل از ناحیه انصار نسبت به مهاجرین بی بضاعت در صدر اسلام و نزول آیه: ویؤثرون علی أنفسهم ولو کان بهم خصاصه یکی از بزرگترین کرامات اخلاقی را پایه گذاری نمود. اولیای گرامی اسلام ضمن روایات بسیاری با تعبیرهای مختلف همواره قدر و منزلت این کرامت اخلاقی را خاطر نشان می ساختند و در بعضی از روایات در پایان حدیث آن آیه شریفه را نیز قرائت می نمودند.
امام صادق (علیه السلام) در وصف مؤمنین کامل چنین فرموده است: هم البرره بالاخوان فی حال الیسر و العسر و المؤثرون علی أنفسهم فی حال العسر کذلک و صفهم الله فقال ویؤثرون علی أنفسهم(536) آنان نسبت به برادران در حال تنگدستی و در حال گشایش نیکوکارانند. اینان در حال مضیقه، دیگران را بر خود مقدم می دارند و خداوند این گروه بزرگوار را این چنین توصیف نموده و فرموده است: ویؤثرون علی أنفسهم و لو کان بهم خصاصه.
شاگردان تربیت یافته مکتب ایثار کوشا بوده اند که این کرامت نفس را در ضمیر خود زنده نگاه دارند و در فرصتهایی که به دست می آورند دیگران را بر خویشتن مقدم می داشتند.
عن أنس قال انه أهدی لرجل من أصحاب النبی ص رأس شاه مشوی فقال ان أخی فلانا و عیاله أحوج الی هذا حقا فبعث به [الیه ] فلم یزل یبعث به واحد بعد واحد حتی تداولوا بهاسبعه أبیات حتی رجعت الی الأول؛(537) انس بن مالک می گوید: به یکی از اصحاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کله گوسفند بریان شده ای اهدا گردید. مرد صحابی با خود گفت: فلان برادرم و عیالش به این غذا از من محتاجتر است؛ پس برای او فرستاد. او نیز به تصور احتیاج بیشتر برادر دیگری برای آن برادر اهدا نمود. و خلاصه کله بریان شده هفت دور چرخید و سرانجام به منزل مردن صحابی یعنی آن کسی که به وی اهدا شده بود برگشت.
البته این چند نفر مسلمان نیاز فوری به آن غذا نداشتند ولی با این عمل مراتب ایثار تفضل آنان نسبت به یکدیگر روشن گردید.(538)

اختیار بهشت برای ایثارگر

در حدیث است که حضرت امیر (علیه السلام) جامه ای خریداری فرمود و از آن خوشش آمد و آن را صدقه داد و فرمود: شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: کسی که غیر را بر خودش اختیار کند، خداوند بهشت را روز قیامت برای او اختیار کند...(539).