گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

انفاق مراجع

شیخ زین العابدین مازندرانی از شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصاری، از مراجع تقلید بود، او از وجهه و اعتبار خود در نزد مردم استفاده کرده و از آنها پول قرض می نمود و به فقرا می داد تا بعد پولی برسد و قرض ادا گردد. در یکی از سفرها که به سامرا رفت، سخت بیمار می شود.
میرزای شیرازی از او عیادت کرده و او را دلداری می دهد. شیخ می گوید: من هیچ گونه نگرانی از فوت ندارم ولی ناراحتی من از این است که به عقیده ما امامیه وقتی بعد از موت، روح به امام عصر (عج) عرضه می شود، اگر امام (علیه السلام) سؤال بفرمایند: زین العابدین! ما به تو پیش از این اعتبار و آبرو داریم تا بتوانی بیشتر قرض کنی و به مستمندان برسی، چرا نکردی، چه جواب می توانم بدهم؟! می گویند این حرف آن در میرزای شیرازی اثر کرد که بعد از رفتن به خانه، تمام نقدینه خود را بین فقرا تقسیم کرد.(497)

صحبت امام علی (علیه السلام) با پول

علی (علیه السلام) پولی به دستشان رسید. ایشان این پول را در دستشان حرکت می دادند و می فرمودند که: ای پول! ای دینار! ای درهم! تو آن وقت مال من هستی که تو را خرج کنم. بر عکس آن چه معمولاً خیال می کنند که می گویند پول تا وقتی در دست من است، مال من است. ایشان فرمودند پول تا در دست من است مال من نیست وقتی که پول را خرج کردم، آن وقت است که مال من می شود.(498)

اعتدال در انفاق

خداوند ضمن بیان کارهای پسندیده بندگان واقعی خود فرموده است: والذین اذا أنفقوالم یسرفوا ولم یقتروا وکان بین ذلک قواماً؛(499) اینان مردمی هستند که وقتی انفاق می کنند نه اسراف و زیاده روی می نمایند و نه بخل و تنگ دستی دارند. بلکه در یک حد اعتدال و میانه روی، این وظیفه مقدس را انجام می دهند.
امام صادق (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود و برای آن که معنای آن را با عمل محسوسی به حضار بفهماند، مشتی شن و سنگریزه برداشت و آن را محکم در دست خود نگاه داشت. آنگاه فرمود: این اقتار و امساک است که خدا در کتاب خود فرموده است. سپس مشت دیگری از شن و سنگریزه برداشت، آن گاه تمام دست خود را گشوده همه آنها را بر زمین ریخت و فرمود: این اسراف است. سپس مشت دیگری از شن سنگریزه برداشت و کمی دست را گشود. قسمتی از آن ریخت و قسمتی باقی ماند و فرمود: این حد اعتال و قوام است.(500)