گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

قرآن محبوب

آورده اند که: زبیده همسر هارون الرشید قرآن گران قیمتی داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزئین کرده بود و علاقه فراوانی به آن داشت. یک روز هنگامی که از همان قرآن تلاوت می کرد به این آیه شریفه رسید: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مماتحبون؛(495) هرگز به مقام و حقیقت نیکوکاری نمی رسید مگر این که از آن چه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید.
با خواندن این آیه به فکر فرو رفت و با خود گفت: هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم. کسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزئینات و جواهرات آن را فروخت و بهای آن را در بیابانهای حجاز برای تهیه آب مورد نیاز بیابان نشینان مصرف کرد. می گویند: امروز همه بقایای آن چاه ها وجود دارد و به نام او نامیده می شود.(496)

انفاق مراجع

شیخ زین العابدین مازندرانی از شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصاری، از مراجع تقلید بود، او از وجهه و اعتبار خود در نزد مردم استفاده کرده و از آنها پول قرض می نمود و به فقرا می داد تا بعد پولی برسد و قرض ادا گردد. در یکی از سفرها که به سامرا رفت، سخت بیمار می شود.
میرزای شیرازی از او عیادت کرده و او را دلداری می دهد. شیخ می گوید: من هیچ گونه نگرانی از فوت ندارم ولی ناراحتی من از این است که به عقیده ما امامیه وقتی بعد از موت، روح به امام عصر (عج) عرضه می شود، اگر امام (علیه السلام) سؤال بفرمایند: زین العابدین! ما به تو پیش از این اعتبار و آبرو داریم تا بتوانی بیشتر قرض کنی و به مستمندان برسی، چرا نکردی، چه جواب می توانم بدهم؟! می گویند این حرف آن در میرزای شیرازی اثر کرد که بعد از رفتن به خانه، تمام نقدینه خود را بین فقرا تقسیم کرد.(497)

صحبت امام علی (علیه السلام) با پول

علی (علیه السلام) پولی به دستشان رسید. ایشان این پول را در دستشان حرکت می دادند و می فرمودند که: ای پول! ای دینار! ای درهم! تو آن وقت مال من هستی که تو را خرج کنم. بر عکس آن چه معمولاً خیال می کنند که می گویند پول تا وقتی در دست من است، مال من است. ایشان فرمودند پول تا در دست من است مال من نیست وقتی که پول را خرج کردم، آن وقت است که مال من می شود.(498)