گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

اشعار

ناامید مباش!

غره مشو که مرکب مردان مرد را در سنگلاخ بادیه پی ها بریده اند
نومید هم مباش که رندان جرعه نوش ناگه به یک ترانه به منزل رسیده اند

طلوع سحر

در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سفید است
نظامی