گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

عاقبت غفلت

خداوند به حضرت یعقوب (علیه السلام) وحی کرد: می دانی چرا بین تو و یوسف جدایی انداختم؟ برای آن که گفتی: و أخاف أن یأکله الذئب و أنتم عنه غافلون(436) می ترسم از او غافل شوید و او را گرگ بخورد. چرا از گرگ بیم داشتی و به من امیدوار نبودی؟ و چرا به غفلت برادرانش نظر کردی و به حفظ من نظر نداشتی؟(437)

اشعار

ناامید مباش!

غره مشو که مرکب مردان مرد را در سنگلاخ بادیه پی ها بریده اند
نومید هم مباش که رندان جرعه نوش ناگه به یک ترانه به منزل رسیده اند