گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

امید در جنگ

فلما فصل طالوت بالجنود قال ان الله مبتلیکم بنهر فمن شرب منه فلیس منی و من لم یطعمه فانه منی الا من اغترف غرفه بیده فشربوا منه الا قلیلا منهم فلما جاوزه هم و الذین آمنوا معه قالوا لا طاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده قال الذین یظنون أنهم ملاقوا الله کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله و الله مع الصابرین؛(414) و هنگامی که طالوت (به فرماندهی لشکر بنی اسرائیل منصوب شد، و) سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: خداوند، شما را به وسیله یک نهر آب، آزمایش می کند آنها (که به هنگام تشنگی،) از آن بنوشند، از من نیستند و آنها که جز یک پیمانه با دست خود، بیشتر از آن نخورند، از من هستند جز عده کمی، همگی از آن آب نوشیدند. سپس هنگامی که او، و افرادی که با او ایمان آورده بودند، (و از بوته آزمایش، سالم به در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از کمی نفرات خود، ناراحت شدند و عده ای) گفتند: امروز، ما توانایی مقابله با (جالوت) و سپاهیان او را نداریم. اما آنها که می دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: چه بسیار گروه های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه های عظیمی پیروز شدند! و خداوند، با صابران و استقامت کنندگان) است.

روایات

وجود امید، رحمت است.

و قال (صلی الله علیه و آله و سلم) الأمل رحمه لأمتی و لو لاالأمل ما رضعت والده ولدها و لاغرس غارس شجرا؛(415) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: امید برای امت من رحمت است. چه اگر امید و آرزو نمی بود هیچ مادری فرزند خود را شیر نمی داد و هیچ باغبانی درختی نمی نشاند.