گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

امید حضرت زکریا

و زکریا اذ نادی ربه رب لاتذرنی فرداً و أنت خیر الوارثین فاستجبناله و وهبناله یحیی و أصلحنا له زوجه انهم کانوایسارعون فی الخیرات و یدعوننا رغباً و رهباً و کانوالنا خاشعین؛(406) و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی! ما هم دعای او را پذیرفتیم، و یحیی را به او بخشیدیم؛ و همسرش را (که نازا بود) برایش آماده (بار داری) کردیم؛ چرا که آنان (خاندانی بودند که) همواره در کارهای خیر بسرعت اقدام می کردند؛ و در حال بیم و امید ما را می خواندند؛ و پیوسته برای ما (خاضع و) خاشع بودند.

آیه امید

قل یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمه الله یغفر الذنوب جمیعاً انه هو الغفور الرحیم؛(407) بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

نومیدی و گروه کافران

لا تیأسوا من روح الله انه لا ییأس من روح الله الا القوم الکافرون؛(408) از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند!