گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

بر تو باد به ادای امانت!

عبدالرحمن بن سبابه می گوید: وقتی که پدرم مرد، ما چیزی نداشتیم. یکی از دوستان پدرم مقداری پول به من قرض داد. من تجارت کردم و از راه کسب، به تدریج توانستم قرضم را بدهم کم کم سرمایه ای جمع کردم و توانستم به مکه بروم. در مدینه خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: حال پدرت چطور است؟ گفتم: انالله و اناالیه راجعون، پدرم مرد.
فرمود: تو چکار می کنی و چگونه به این جا آمدی؟ قضیه را برای ایشان نقل کردم، که پولی قرض کرده و کاسبی کردم. تا امام صادق (علیه السلام) قضیه را شنید، فرمود: با پول مردم چه کردی؟ گفتم: یا بن رسول الله، قرض و امانت مردم را داده و بعد خدمت شما رسیده ام. می گوید: حضرت امام صادق (علیه السلام) خیلی خوشحال شد و به من فرمود: علیک بصدق الحدیث و أداء الامانه(333) دو چیز را خیلی رعایت کن: 1 - همیشه راستگو و راست کردار باش. اگر انسان صداقت داشته باشد اثر وضعیش این است که در جامعه خیلی عزیز می شود. 2 - در امانت مردم زیاد مواظبت کن.(334)

اشعار

ضرب المثل

امانتدار شریک مال مردم است.