گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

شکایت زنان از شوهرانشان

روزی سه نفر از زنها، به حضور رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و از شوهران خود شکایت کردند. یکی گفت: شوهر من گوشت نمی خورد. دیگری گفت: شوهر من از بوی خوش اجتناب می کند. سومی گفت: شوهر من از زنان دوری می کند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بی درنگ در حالی که به علامت خشم ردایش را به زمین می کشید، از خانه به مسجد رفت و بر منبر رفت و فریاد کرد: چه می شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده اند؟ همانا من خودم، هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم از زنان بهره می گیرم، هر کس از روش من اعراض کند، از من نیست.(299)

اعتدال در همه جا

در اصول کافی روایتی است، روایت خوبی است و آن این که حضرت امام صادق (علیه السلام) به یکی از اصحابش سفارش می کند، می فرماید: مواظب باش در امر به معروف و نهی از منکر حالت افراط و تفریط نداشته باشی. بعد مثال می زند و می فرماید: یک عالمی، عابدی، یک یهودی را مسلمان کرد، این یهودی وقتی مسلمان شد، آن عابد روزی به دنبال یهودی رفت و گفت بیا برویم و در مسجد نماز بخوانیم. او را به مسجد برد و نماز مغرب و عشاء را در مسجد خواند، وقتی نماز تمام شد به یهودی گفت عبادت کردن در مسجد، قرآن خواندن در مسجد خیلی خوب است، خوب است کمی در مسجد بمانی. وقتی مدتی در مسجد ماندند به یهودی گفت حالا دیگر نزدیک اذان صبح است، خوب است کمی دیگر همین جا بمانیم و نماز شب را این جا بخوانیم. او را نگاه داشت تا بین الطلوعین نماز شبش را هم خواند، بعد گفت: اول صبح است، نماز صبح را هم این جا بخوانیم و خواند. گفت قرآن خواندن بین الطلوعین خیلی خوب است، تا اینکه بالاخره گفت: امروز روزه مستحبی هم بگیریم. روزه مستحبی هم گرفت. روز هم او را در مسجد نگاه داشت تا نماز مغرب و عشاء را خواندند و به خانه رفتند. یهودی خسته و کوفته شام خورد و خوابید. قبل از اذان صبح آن شخص به در خانه یهودی آمد و در زد که بیا به مسجد برویم. یهودی گفت راستش را بخواهی دیشب وقت به خانه آمدم فکر کردم، دیدم این دین اسلام برای آدم های بیکار خوب است و من خیلی کار دارم، لذا همان دیشب از اسلام برگشتم.(300)

اشعار