گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

انسان کامل

عمرو بن العاص، دو پسر داشت یکی به نام عبدالله و دیگری محمد. پسر دومی یعنی محمد، هم تیپ پدرش بود، اهل دنیا و دنیا پرست و ریاست طلب، و همیشه به پدر خود توصیه می نمود که هرگز به جانب حضرت علی (علیه السلام) نرو که از وی خیری نخواهی دید و در عوض از پیوستن و کمک به معاویه هیچ گاه کوتاهی مکن!
اما عبدالله، به عکس محمد، نجیب بود و هنگامی که پدرش عمرو با او مشورت می نمود، پدر را به جانب علی (علیه السلام) متوجه می نمود. عبدالله به جنبه های عبادی نیز تمایلی داشت. یکی روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در راه به او رسید و فرمودند: عبدالله! به من چنین خبر داده اند که تو شبها تا صبح عبادت می کنی و روزها را روزه می گیری؟ عرض کرد: بله یا رسول الله! درست همین طور است. حضرت فرمودند: ولی من چنین نیستم و قبول هم ندارم و این درست نیست.
انسان باید معتدل باشد، افراط و تفریط نکند، همه چیزش هماهنگ باشد، هم عبادتش به اندازه باشد، هم به کار و زندگی اش برسد، هم روابط اجتماعی اش را حفظ کند تا بشود انسان کامل.(293)

مخالفت با ریاضت غیر شرعی

جناب شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود اگر کسی حقیقتاً به احکام نورانی اسلام عمل کند، به همه کمالات و مقامات معنوی دست خواهد یافت. او با ریاضت هایی که بر خلاف سنت و روش مذهب است، به شدت مخالف بود. یکی از ارادتمندان ایشان نقل کرده است: مدتی مشغول ریاضت بودم و با کناره گیری از همسر علویه ام، در اتاقی جداگانه مشغول ذکر می شدم و همان جا می خوابیدم، پس از چهار پنج ماه، یکی از دوستان مشترک، مرا به دیدن جناب شیخ برد، پس از ورود، به محض اینکه شیخ مرا مشاهده کرد، بدون مقدمه گفت: می خواهی بگویم؟!.
من سرم را پایین انداختم، بعد شیخ متذکر شد که: این چه رفتاری است که با همسرت کرده و او را ترک کرده ای؟.... این ریاضت ها و اذکار را بزن گاراژ(294) یک جعبه شیرینی بگیر و برو پیش عیالت، نماز را سر وقت بخوان با تعقیبات معموله!.
سپس شیخ به احادیثی که تأکید می کند اگر چهل روز کسی خالص عمل کند، چشمه های حکمت از دلش می جوشد(295) اشاره کرد و فرمود: طبق این احادیث، اگر کسی چهل روز به وظایف دینی خود عمل کند قطعاً روشنی خاصی پیدا می نماید.
آن شخص به توصیه شیخ ریاضت را رها کرد و به زندگی معمولی خود بازگشت.

دستور به رعایت اعتدال

مبلغی طلا پیش پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و او می خواست آنها را به مصرف فقرا برساند و میل نداشت حتی یک شب هم آن پول در خانه اش بماند. بنابراین در یک روز تمام طلاها را به این و آن داد. بامداد دیگر سائلی پیدا شد و با اصرار از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کمک می خواست، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم چیزی در دست نداشت که به سائل بدهد، از این رو خیلی ناراحت و غمناک شد. اینجا ود که آیه قرآن نازل شد و دستور کار را داد آیه آمد که: نه دستهای خود را به گردن خود ببند و نه دست تمام گشاده داشته باش که بعد تهی دست بمانی و مورد ملامت فقرا واقع شوی. و لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً(296).