گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

دخل و خرج

بر آن کدخدا زار باید گریست که دخلش بود نوزده خرج بیست

وضعیت مسرف

پشت همه زیر بار اسراف شکست ز آن روی که هر که راه اسراف نبست
آن دم که عطا کند نگویندش مدح و آن دم که گدا شود نگیرندش دست

عاقبت اسراف

ای آنکه ز اسراف نمی پرهیزی اسراف مصیبت آرد و بیچیزی
آن زر که تو بیدریغ ریزی از دست خاکی است که خود بر سر خود می ریزی