گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

صرفه جویی در سیره ائمه (علیهم السلام)

مرحوم محدث قمی در کتاب ارزشمند انوار البهیه نقل کرده است که: حضرت صادق (علیه السلام) سرکه و زیتون می خورد و پیراهنی زبر و خشن در زیر لباسهای خود می پوشید و روی آن روپوش سراسری به تن می کرد. روزی یکی از اصحاب که در حضور حضرت بود، دید پیراهن حضرت در ناحیه گردن وصله دارد، و همچنان به آن وصله نگاه می کرد. امام (علیه السلام) به او فرمود: چرا به من نگاه می کنی؟ او عرض کرد: به وصله ای که در گریبان پیراهن شماست می نگرم، حضرت ورقه نوشته شده، یا کتابی که در کنارش بود را به او نشان داد و فرمود: این را بخوان، او دید در آن نوشته شده: لا ایمان لمن لا حیاء له؛ آن کس که حیا ندارد ایمان ندارد؛ و لا مال لمن لا تقدیر له؛ آن کس که اندازه گیری؛ مخارج زندگی ندارد مال و ثروت ندارد؛ و لا جدید لمن لا خلق له.(265) و آن کس که تازه ندارد کهنه ندارد. به این ترتیب امام به او فهماند که اندازه گیری در معاش و دوری از زیاده روی و اسراف، موجب می شود که انسان هم ثروتی برای خود ببیند و هم لباس نو بپوشید، بنابراین استفاده از لباس وصله دار عیب نیست. و اسراف یک عمل ضد ارزش و مذموم است.

دستور به پرهیز از اسراف

محمد بن حمزه می گوید: مردی در زندگی روز مره خود را این که وضع خوبی داشت به علت ولخرجی و اسراف و خرج بی حساب به نداری افتاد، به طوری که آبرو و شخصیتش به خطر افتاد. وی از طریق ابوهاشم داود بن القاسم که دوست او بود نامه ای به امام عسکری (علیه السلام) نوشت و در خواست کرد تا آن حضرت برایش دعا کند از گرفتاری نجات پیدا کند. امام (علیه السلام) در جوابش نوشت: خداوند به زودی تو را بی نیاز می کند، زیرا پسر عموی تو در این روزها می میرد و چون ورثه دیگری ندارد اموالش به تو می رسد؛ اما من به تو سفارش می کنم که میانه روی و اقتصاد در زندگی را فراموش نکنی و از اسراف و ولخرجی اجتناب کنی. وی می گوید: چون نامه حضرت به من رسید، چند روزی نگذشته بود که پسر عمویم در گذشت و اموال او که بالغ بر یکصدهزار درهم بود به من رسید و من نیز با اقتصاد و میانه روی در زندگی از اسراف اجتناب نمودم.(266)

نتیجه اسراف در بیت المال

عمر بن عبدالعزیز در زمان خلافت خویش، روزی بالای منبر مشغول سخنرانی بود. در خلال سخن گفتن وی، مردمی که پای منبر بودند، می دیدند خلیفه گاه به گاه دست می برد و پیراهن خویش را حرکت می دهد. این حرکت موجب تعجب حضار و شنوندگان می شد و همه از خود می پرسیدند: چرا در خلال سخن گفتن دست خلیفه متوجه پیراهنش می شود و آن را حرکت می دهد؟ مجلس تمام شد و به آخر رسید. پس از تحقیق معلم شد که خلیفه، برای رعایت بیت المال مسلمین و جبران افراط کارهایی که اسلاف و پیشینیان او در تبذیر و اسراف بیت المال کرده اند، یک پیراهن بیشتر ندارد و چون آن را شسته، پیراهن دیگری نداشته است که بپوشد، ناچار بلافاصله پیراهن را پوشیده است و اکنون آن را حرکت می دهد تا زودتر خشک شود.(267)