گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

سیره شهید رجایی

یک روز که قرار بود شهید رجایی از تشکیلات خبرگزاری جمهوری اسلامی دیدن کند، خبرنگاران رسانه های خبری خود را آماده کرده بودند تا از این دیدار، گزارش تهیه کنند. به محض ورود آقای رجایی و همراهان، عکاسانی که در ساختمان خبرگزاری حضور داشتند خواستند از موقعیت های مختلف ورود و بازدید ایشان عکسهای مختلفی بردارند. در بین کار، فلاش دوربین ها مرتب در فضای ساختمان نور می انداخت. ناگهان آقای رجایی با اشاره دست از آن ها خواست دست نگه دارند. سپس گفت: بر اساس سیاست غلط رژیم گذشته تاکنون اکثر نیازهای ما از سایر کشورها وارد می شود. جنگ هم بر مشکلات ما افزوده است. همین فیلمهای که شما مصرف می کنید از خارج وارد می شود. اگر می گوییم ما وظیفه داریم در کلیه امور، صرفه جویی کنیم، این یک شعار نیست و اگر ما به مردم می گوییم در زندگی شخصی به صرفه جویی اهمیت بدهند و خانواده ها به این موضوع حیاتی، اجتماعی عادت کنند، در این مورد خود ما نیز مسؤلیت داریم و شما که نقش پیام رسانی در جامعه را دارید بیش از دیگران باید این امر مهم و حساس را رعایت کنید. چه لزومی دارد در یک مراسم این چنینی این قدر عکس بگیرید؟ هر یک از شما با نور فلاش هایتان یک تیر به قلب من می زنید. ما تا رسیدن به استقلال اجتماعی راه پرپیچ و خم و دور و درازی در پیش رو داریم. چرا باید ملت تاوان این همه ریخت و پاش های اضافی من و شما را بدهد؟ صبر کنید هر وقت ما در زمینه تولیدات صنعتی از جمله تولید فیلم موفقیت هایی به دست آوردیم و از نظر اقتصادی خود کفا شدیم، اگر من آن روز دوباره به این مرکز و سایر مراکز برای بازدید آمدم، شما آن رو در کمال سرافرازی از چند ژست من، عکس های مختلف بگیرید. وی حتی به مناسبت همین موضوع در بند 2 نامه 10842، مورخ 15/1/60 نخست وزیری، خطاب به کلیه کارکنان دولت نوشت: برای تداوم انقلاب، احتیاج به کار و تولید بیشتر از یک سو و هزینه و مصرف کمتر از سوی دیگر می باشد. انقلاب فقط با شعار و تظاهر، قوام و تداوم نمی یابد، لذا هر چه بیشتر کار و تولید و هر چه کمتر خرج و مصرف برای بیت المال ایجاد کنیم.(264)

صرفه جویی در سیره ائمه (علیهم السلام)

مرحوم محدث قمی در کتاب ارزشمند انوار البهیه نقل کرده است که: حضرت صادق (علیه السلام) سرکه و زیتون می خورد و پیراهنی زبر و خشن در زیر لباسهای خود می پوشید و روی آن روپوش سراسری به تن می کرد. روزی یکی از اصحاب که در حضور حضرت بود، دید پیراهن حضرت در ناحیه گردن وصله دارد، و همچنان به آن وصله نگاه می کرد. امام (علیه السلام) به او فرمود: چرا به من نگاه می کنی؟ او عرض کرد: به وصله ای که در گریبان پیراهن شماست می نگرم، حضرت ورقه نوشته شده، یا کتابی که در کنارش بود را به او نشان داد و فرمود: این را بخوان، او دید در آن نوشته شده: لا ایمان لمن لا حیاء له؛ آن کس که حیا ندارد ایمان ندارد؛ و لا مال لمن لا تقدیر له؛ آن کس که اندازه گیری؛ مخارج زندگی ندارد مال و ثروت ندارد؛ و لا جدید لمن لا خلق له.(265) و آن کس که تازه ندارد کهنه ندارد. به این ترتیب امام به او فهماند که اندازه گیری در معاش و دوری از زیاده روی و اسراف، موجب می شود که انسان هم ثروتی برای خود ببیند و هم لباس نو بپوشید، بنابراین استفاده از لباس وصله دار عیب نیست. و اسراف یک عمل ضد ارزش و مذموم است.

دستور به پرهیز از اسراف

محمد بن حمزه می گوید: مردی در زندگی روز مره خود را این که وضع خوبی داشت به علت ولخرجی و اسراف و خرج بی حساب به نداری افتاد، به طوری که آبرو و شخصیتش به خطر افتاد. وی از طریق ابوهاشم داود بن القاسم که دوست او بود نامه ای به امام عسکری (علیه السلام) نوشت و در خواست کرد تا آن حضرت برایش دعا کند از گرفتاری نجات پیدا کند. امام (علیه السلام) در جوابش نوشت: خداوند به زودی تو را بی نیاز می کند، زیرا پسر عموی تو در این روزها می میرد و چون ورثه دیگری ندارد اموالش به تو می رسد؛ اما من به تو سفارش می کنم که میانه روی و اقتصاد در زندگی را فراموش نکنی و از اسراف و ولخرجی اجتناب کنی. وی می گوید: چون نامه حضرت به من رسید، چند روزی نگذشته بود که پسر عمویم در گذشت و اموال او که بالغ بر یکصدهزار درهم بود به من رسید و من نیز با اقتصاد و میانه روی در زندگی از اسراف اجتناب نمودم.(266)