گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

مسرفان اهل آتشند

و یا قوم مالی أدعوکم الی النجاه و تدعوننی الی النار تدعوننی لا کفر بالله و أشرک به ما لیس لی به علم و أنا أدعوکم الی العزیز الغفار لا جرم أنما تدعوننی الیه لیس له دعوه فی الدنیا و لا فی الاخره و أن مردنا الی الله و أن المسرفین هم أصحاب النار فستذکرون ما أقول لکم و أفوض أمری الی الله ان الله بصیر بالعباد؛(250) [مؤمن آل فرعون گفت:] ای قوم من! چرا من شما را به سوی نجات دعوت می کنم، اما شما مرا بسوی آتش فرا می خوانید؟! مرا دعوت می کنید که به خداوند یگانه کافر شوم و همتایی که به آن علم ندارم برای قرار دهم، در حالی که من شما را بسوی خداوند عزیز غفار دعوت می کنم! قطعاً آنچه مرا بسوی آن می خوانید، نه دعوت (و حاکمیتی) در دنیا دارد و نه در آخرت و تنها بازگشت ما در قیامت بسوی خداست؛ و مسرفان اهل آتشند! و بزودی آنچه را به شما می گویم به خاطر خواهید آورد! من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست!

اسراف، محدوده ای وسیع دارد

و لوطاً اذ قال لقومه أتأتون الفاحشه ما سبقکم بها من أحد من العالمین انکم لتأتون الرجال شهوه من دون النساء بل أنتم قوم مسرفون؛(251) و (به خاطر آورید) لوط را، هنگامی که به قوم خود گفت: آیا عمل بسیار زشتی را انجام می دهید که هیچیک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟! آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می روید، نه زنان؟! شما گروه اسرافکار (و منحرفی) هستید!

نهی از اسراف، در همه جا

و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصوراً(252) هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آنکه به حکم حق مستحق قتل شود، و کسی که خونش به مظلومی و ناحق ریخته شود ما به ولی او حکومت و تسلط (بر قاتل) دادیم پس (در مقام انتقام) آن ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب مامؤید و منصور خواهد بود.