گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

الگوی شخصیت

بلال از نمونه های سترگ است که با منشی اسلامی، تربیت یافته است. آثار این عظمت و تربیت را در این گوشه از داستان زندگی او بخوانید:
روزی، به فرمان پیامبر، بر آن شد که به خواستگاری دختر یکی از بزرگان قبائل برود. او و برادرش نزد خانواده ای نسبتاً بزرگ رفتند.
بلال به جای چربزبانی و چاپلوسی فقط گفت: ان تزوجونا فالحمدلله و [ان ] تمنعونا فالله اکبر! اگر با ما وصلت کنید، خدای را سپاس خواهیم گفت وگرنه خدا بزرگ است.
او می داند که عزت و بزرگ منشی، ویژه بندگان راستین خداست و او تربیت شده مکتبی است که می گوید: ولله العزة ولرسوله و للمؤمنین؛(238) عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است.
او به خود اجازه نمی دهد که در برابر خواسته دل خود و یا قدرت مالی خانواده دختر، خود را کوچک کند و زبان به تملق بیالاید.
روح سترگ او زیر بار پذیرش خواریهای در لفاف جمله هایی نظیر ما را به غلامی بپذیرید، نمی رود.(239)

ایراد به قانون مشروطه!

بهاء الواعظین معروف می گوید: در ابتدای مشروطه به خانه ای رفتم. پیرزن دختر جوانی در آنجا بودند. پیرزن پرسید: منظور از مشروطیت چیست؟ گفتم: قوانین جدیده! گفت: مثلاً چه؟ مرا شوخی گرفت، گفتم: مثلاً دختر جوان را به پیر مردان دهند و زنان پیر را به جوانان! دخترش گفت: این چه فایده دارد؟!
پیرزن بلافاصله گفت: ای بی حیا حالا کار تو به جایی رسیده که بر قانون مشروطه ایراد کنی!(240)

توصیه به ازدواج

بانویی به خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید و گفت: من راه زهد و وارستگی را برای خود برگزیده ام و متبتله هستم.
امام (علیه السلام) فرمود: منظور تو از این سخن چیست؟ او گفت: ازدواج نمی کنم.
امام فرمود: چرا ازدواج نمی کنی؟
او جواب داد: می خواهم با ترک ازدواج (چشم پوشی از لذت های مادی و شهوانی) دارای فضل و کمال گردم. امام (علیه السلام) فرمود: برو از این روش دست بردار! اگر ازدواج نکردن برای انسان، فضل و کمال بود. حضرت زهرا (علیهم السلام) سزاوارتر از تو بود که به خاطر آن فضل و کمال، ازدواج نکند. با توجه به این که هیچ کسی از حضرت زهرا (علیهم السلام) برای تحصیل فضل و کمال، پیشی نگرفته است.(241)
پس ازدواج نکردن کمال و ارزش نیست و آنها که این سنت الهی را ترک می کنند، زاهد نیستند، بلکه زاهد نما هستند.