گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

احسان و خدمت به خلق

ابن عباس می گوید: من در مسجد الحرام حضور امام حسن (علیه السلام) بودم و آن حضرت در مسجد اعتکاف داشت. روزی در حال طواف مردی از شیعیان به آن حضرت عرض کرد: ای پسر پیغمبر! من قرض دارم و فلان مقدار بدهکارم، اگر ممکن است قرضم را ادا بفرمایید.
حضرت فرمودند: به خدای این کعبه من صبح کردم و چیزی ندارم. آن مرد گفت: اگر ممکن است برای من وقت بگیرید، زیرا او مرا تهدید به حبس می کند. ابن عباس می گوید: امام (علیه السلام) طواف خود را قطع کرد و با آن مرد روانه شد که حاجت او را برآورد. من عرض کردم: ای پسر پیغمبر! مگر شما معتکف نیستید! حضرت فرمود: شنیدم از پدرم که می گفت شنیدم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که هر گاه کسی حاجت بنده با ایمان را بر آورد، مثل آن است که نود هزار سال خدا را عبادت کرده باشد، آن عبادتی که روزها در روزه و شبها در قیام باشد.(134)

احسان فقط برای خدا

عرب تازه مسلمانی، در مسجد مدینه از مردم کمک خواست. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خود نگریست. سلمان فارسی برخاست تا نیاز آن مستمند را بر طرف سازد، هر جا رفت با دست خالی برگشت، با ناامیدی به طرف مسجد می آمد که چشمش به منزل حضرت زهرا (علیه السلام) افتاد. با خود گفت: فاطمه سرچشمه تمام نیکی هاست. به همین منظور در خانه را کوبید و داستان عرب مستمند را شرح داد، حضرت زهرا (علیه السلام) فرمود: یا سلمان و الذی بعث محمداً بالحق نبیاً ان لنا ثلاثاً ما طمعنا و ان الحسن و الحسین قد اضطر باعلی من شده الجوع؛ ای سلمان به خدایی که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به پیامبری برگزید، سه روز است که غذایی نخورده ایم و فرزندانم حسن و حسین (علیه السلام) از شدت گرسنگی بی قراری می کردند و خسته و مانده به خواب رفته اند. اما نیکی و نیکوکاری را که در خانه مرا کوبیده است، رد نمی کنم. آنگاه پیراهن خود را به سلمان داد تا در مغازه شمعون یهودی گرو گذاشته، مقداری خرما و جو قرض بگرید. سلمان فارسی می گوید: پس از دریافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه (علیهم السلام) آمدم و گفتم: دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مقداری از این غذاها را برای فرزندان گرسنه ات بردار! فرمود: یا سلمان هذا شی ء أمضیناه لله عزوجل؛ ای سلمان! این کار را فقط برای خدای بزرگ انجام دادیم؛ لسنا نأخذ منه شیئاً؛ هیچ چیز از آن را بر نمی داریم.(135)

اشعار