گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

برهان معاد

گل دفتر اسرار خداوند گشوده است صحرا ورق تازه ای از پند گشوده است
تقریر ادیبانه برهان معاد است فصلی که نسیم از پس اسفند گشوده است
زکریا اخلاقی

آخرش مرگ!

اگر زرین کلاهی عاقبت مرگ به تخت ار پادشاهی عاقبت مرگ
گرت نقش سلیمان در نگین است در آخر خاک راهی عاقبت مرگ

نکات

... مسأله معاد از نظر اهمیت، بعد از مسأله توحید، مهمترین مسأله دینی و اسلامی است. پیغمبران آمده اند تا مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند: یکی به خدا (مبدأ) و دیگری به قیامت.(57) آنهایی که استقصاء کرده اند مدعی هستند هزار و چهارصد آیه در قرآن راجع به معاد است یعنی در هیچ موضوعی و شاید در مسأله توحید هم، این قدر آیه در قرآن نیامده و این قدر تأکید و اصرار نشده که در مسأله معاد هست(58).
... وقتی من بعض از مسائل را از علامه طباطبائی سؤال می کردم، می دیدم ایشان به بعضی از آیات قرآن که می رسند به اجمال می گذرند و حرفی نمی زدند می گفتند: حقیقتش این است که من در بعضی از موارد غیر از این که بگویم تسلیم مقاصد قرآن هستم، راه دیگری ندارم.
یعنی برای خودم مطلب، (بحث راجع به مسأله معاد و این چیزها بود) آن قدرها مکشوف نیست و حالتی که برای خودم احساس می کنم این است که باید تسلیم مقاصد قرآن باشم(59).
مرگ، عدم نیست، یک امر وجودی است که قابل چشیدن است، راه انتقال از دنیا به آخرت است. پایان راه نیست، بلکه به منزله تغییر در حیات و شیوه زندگی است، مانند لباسی که تعویض می شود.
آمادگی برای مرگ، نشانه اولیای خداست. جایگاه مرگ در زندگی انسان ها همچون گردنبند بر روی سینه دختران است و ترس انسان از مرگ مانند ترس راننده ای است که یا سوخت ندارد، (کمی توشه) یا بار قاچاق و کالای ممنوعه حمل می کند (گناهکار است) و یا آماده رانندگی نیست، وگرنه ترس چرا؟
هر کس از انسان ها به نحوی از این جهان رخت بر می بندند، بعضی با سخت ترین حالات و عده ای مثل بو کردن گل.
نترسیدن از مرگ، نشانه صدق و یقین است. وقتی مرگ از راه می رسد شوخی ها، تعارفات و خیالات می گریزند، تنها انسان می ماند و اعمال او. در لحظه مرگ، انسان باور می کند که متاع دنیا کم است و آخرت بهتر و باقی است.
در روایات به کسی که آخرت خویش را فدای دنیا کند مجنون، و به پیروان رهبر فاسد فقیر، و آن کس که دین خود را از دست بدهد، غارت زده گفته شده است.
در قرآن مجید 115 مرتبه کلمه دنیا بکار رفته و 115 مرتبه کلمه آخرت استعمال شده است و این یک تصادف نیست. البته این به معنای آن نیست که اهمیت دنیا و آخرت هر دو یکسان است و دنیا و آخرت با هم منافاتی ندارند، به شرط آنکه انسان به دنبال حسنه و نیکی باشد، فقط باید مراقب باشیم که زینت ها و جلوه های دنیا، مقدمه غفلت از آخرت است.
انسان باید در مسائل دنیا و آخرت فکر کند و برای آخرت خود از همین دنیا چیزی را کسب کند و در مبدأ و معاد و اسرار هستی و آفریده ها و قوانین حاکم فکر کند و تا آنجا که می تواند، مسائل را با تعقل و اندیشه قبول کند هر چند شرط پذیرش مکتب، آگاهی بر همه اسرار نیست.
در دعوت مردم به حق، آنان را به مقایسه دنیا و آخرت دعوت کنیم. دنیا و آخرت تفاوت هایی دارند، از جمله:
1 - غم و اندوه در دنیا از انسان به دیگران سرایت می کند، ولی در آخرت چنین نیست.
2 - در دنیا، انسان می تواند با عذر یا کفاره یا دروغ یا حیله یا ناله مشکلش را حل کند، امام در آخرت چنین نیست.
3 - تلخی های دنیا قابل تخفیف است و اگر انسان با آن انس گرفت، از تلخی آن کاسته می شود، ولی در آخرت چنین نیست.
4 - میان پاداش های دنیوی و اخروی تفاوت فراوان است. در بهره های دنیوی، تلخی هایی نزد وجود دارد، ولی ثواب آخرت، به تمامی نیکی و خیر است و عذاب های آخرت، انواع و مراحل متعدد دارد.
دادگاه قیامت، گواهان بسیار دارد: الف: خداوند، که شاهد بر همه اعمال ماست. ان الله علی کل شی شهید (حج، 17).
ب: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم). فکیف اذا جئنا من کل أمه بشهید و جئنا بک علی هؤلاء شهیداً؛ چگونه است حال آنها در آن روز که برای هر امتی گواهی بیاوریم و تو را گواه بر آنها قرار دهیم. (نساء، 41.)
ج: امامان معصوم علیهم السلام و کذلک جعلنا کم أمه وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس (بقره، 143). ما شما را امت میانه قرار دادیم تا گواه بر مردم باشید. طبق روایات مراد از امت، امامان معصومند، زیرا سایر افراد امت، از علم و عصمت لازم برای گواهی در آن روز برخوردار نیستند.
د: فرشتگان. و جاءت کل نفس معه سائق و شهید در قیامت همراه هر انسانی دو فرشته می آید، یکی او را سوق می دهد و یکی شاهد بر اوست. (ق، 21).
ه: زمین. یومئذ تحدث أخبارها (زلزال، 4.)
در قیامت زمین اخبار خود را بازگو می کند.
و: وجدان. اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیباً نامه عملت را بخوان و خود قضاوت کن که با تو چه برخورد شود. (اسرارء، 14).
ز: اعضای بدن. یوم تشهد علیهم ألسنتهم و أیدیهم و أرجلهم روز قیامت زبان و دست و پا به سخن آمده و علیه انسان گواهی می دهند. (نور، 24.)
ح: زمان. امام سجاد (علیه السلام) در دعای ششم صحیفه می فرماید: هذا یوم حادث جدید و هو علینا شاهد عتید امروز روز جدیدی است که در قیامت گواه اعمالی است که در آن انجام می دهیم.
ط: عمل. وجدوا ما عملوا حاضراً در قیامت اعمال انسان تجسم یافته و در برابر او نمودار می شوند. (کهف، 48).