گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

لحظه جاودان

نقل شده است که: عارفی با خود می اندیشید آیا در قرآن مجید آیه ای وجود دارد که مضمون این حدیث را تأیید نماید: یخرج روح المؤمن من جسده کما یخرج الشعر من العجین؛(53) روح مؤمن به هنگام جان دادن چنان آسان از جسدش بیرون می رود همانند بیرون آمدن مویی از اندرون خمیر. عارف مذکور تمامی قرآن را از اول تا آخر با تدبر مطالعه نمود و چیزی در این باره نیافت. تا این که شبی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب دیده عرض کرد: یا رسول الله! خداوند تعالی فرمود: و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین؛(54) و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد و جز این که در کتابی آشکار ثبت است. و حال آن که من تمامی قرآن را با دقت مطالعه کردم ولی معنی این حدیث را پیدا نکردم.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وی فرمود: سوره مبارکه یوسف را مطالعه کن تا معنی حدیث را بیابی، آنجا که خداوند فرموده: فلما رأینه أکبرنه و قطعن أیدیهن؛(55) هنگامی که چشم آنان ( زنان) به او ( یوسف) افتاد او را بسیار بزرگ (و زیبا) شمردند و (بی توجه) دستهای خود را بریدند.
همان گونه که زنان عذاب و درد بریدن دست خود را نفهمیدند، مؤمن نیز هنگامی که فرشتگان رحمت و جایگاه خوی در بهشت و نعمت ها و لذایذ بهشتی و حور و قصور را می بیند، قلب و فکر او غرق تماشای اینان شده و درد مرگ و سکرات موت را حس نمی کند.(56)

اشعار

مرگ و مرد

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری ستانم جاودان او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ