گنجینه معارف جلد 1

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

مریز آبروی خویش

آبی است آبرو که نیاید به جوی باز از تشنگی بمیر و مریز آبروی خویش

طمع و آبرو

دست طمع چو پیش کسان می کنی دراز پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
در عرض درد ریختن آبرو خطاست گیرم ز ابر دست طبیبان دوا چکد
محتشم کاشانی

نامه سیاه

آبرو می رود ای ابر خطا پوش ببار که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم
حافظ