آداب رفتار با دختران

نویسنده : معصومه حیدری

اهداء

تقدیم به:
سید المرسلین، سفیر الهی، نبی مکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم)).
پدر نمونه و شایسته، امیرالمؤمنین (علیه السلام)، مولود کعبه، بزرگ مظلوم تاریخ، شهید محراب.
پاسدار غدیر، مادر نمونه اسلام حضرت فاطمه (علیها السلام) که فرزندان شایسته ای را همچون امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و زینب و ام کلثوم پرورش داد، به روان پاک او دخت نبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و همسر علی (علیه السلام) بانوی شهید اسلام.
دختر گرامیش زینب کبری، مبلغ رسالت عاشورا و بدیگر دست پروردگان فاطمه چون فقئه طاهره.
خاک پای سالار شهیدان که آبروی هستی اند، ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)، آنکه از ابوالبشر تا خیرالبشر در فقدان و در مصیبت او گریانند.
آخرین ودیعه الهی، دادگستر جهان، منتقم خون شهیدان و وارث نهائی غدیر حضرت ولی عصر - روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه.
پویندگان راهش، زمینه سازان ظهورش، منتظرانی که خود صالحند و در راه اصلاح جامعه تلاش می کنند، به آگاهان دلسوخته و عاشقی که با قلم و بیان و عمل خود، اهداف مقدس آن حضرت را تبیین و تفسیر می کنند.
کسانی که بر این باورند که هر حرکتی اصلاحی در جامعه، گامی است در راه زمینه سازی ظهورش، کسانی که امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با فساد ارج می نهند و از راحت طلبی و گوشه گیری می گریزند.
آفتای جمارانی که تا برآمد، ظلمت یلدایی این قبیله سرآمد و دریایی از اندیشه های ناب را پیش چشم ما گسترده و کوشید تا ما ژرفایاب و گوهرجو گردیم و از آن اوج هزاران پایی، با خاک چنان سخن گفت که ستاره ها با راهیان خسته شب می گویند.
همیشه سبز این سید علی که واژه واژه اش گوهر همان دریاست، رهبر آگاه و قاطع ایران حضرت آیت الله خامنه ای مدظله العالی، آن گوهر اندیشه که در صدف ذهن و جان آدمی می نشیند و راستی که دریغ، اگر نسل ما و عصر ما بر این بیکرانه شکوه چشم نگشاید.
شهیدانی که با نثار کردن خون عزیز خویش چهره انقلاب اسلامی ایران را گلگون ساخته و درخت انقلاب را آبیاری کردند.
دختران والا مقامی که در تمام شرایط امین و تمام کسانی که خالصانه در دفاع از اسلام گام بر می دارند.

پیشگفتار

گوهر اندیشه آنگاه در صدف ذهن و جان آدمی می نشیند که دریا آشنایی توانا، کران تا کران پهنه معنا را بشکافد و آن شاهکار نهفته در ژرفای واژه ها را فراچشم گوهر جویان بنشاند. گوینده و نویسنده دریا آشنا و دریادل، هر چند همه توش و توان خویش را در این تکاپوی عاشقانه سودا می کند، همواره به فروغ آن اندیشه گوهرین نظر دارد که اگر بتابد، جهان از شکوه روشنی اش لبریز می شود و اگر چنین نبود، آیا خدای حکیم قلم را به سوگند خویش تشرف می بخشید و سایبان تشریف را بر سر واژه ها می گسترد؟
اکنون عرصه ای فراروی عالمان تعهد پیشه گسترده است تا این اندیشه های گوهرین را برای جویندگان حقیقت دست یافتنی کنند و این، شدنی نیست جز از رهگذر همزبانی و همداستانی با نسلی که به زبان و حال و هوای ویژه خود را دارد و کم نیستند فرزانگی که اگر زیبا گفتن و شیوا نوشتن را توانا بودند، بهار را در کویر جان بسیاری از جوانان این عصر و زمان کی در پی یافتن آن عالمان می باشند را به ارمغان می آورد.
سرانجام حمد و ستایش ذات مقدسی را سزاست که صفای جلال و جمالش را حدی نباشد، نه انکارش می توان نمود و نه توصیفش می توان کرد. فقط او بی همتاست و کفوی برایش نیست. شکر و سپاس بر او زیبنده است که نعمت هایش از مرز شمارش بیرون و به عصیان بندگان رحمتش را دریغ نمی نماید.
سلام و صلوات بر سید مرسلین حضرت خاتم النبیین (صلی الله علیه و آله و سلم) که بشر را از ضلالت کفر رهائی بخشیده و زنجیر اسارت تعصبهای کور و کر کننده را از دست و پایش برداشته و او را به منزل سعادت و کمال رهنمون گشت.
بشر در طول تاریخ و در مسیر زندگی پرمشقت خود همواره در جستجوی کمال و راهیابی به مقصد نهائی آفرینش خود بوده است، اما معدود افرادی موفق شده اند به هدف و مقصود برسند و به قله مرتفع انسانیت راه یابند. بقیه همچنان در وادی بی خبری و سرگردانی، راه به جایی نبرده اند. این در حالی است که همه تلاش انبیا و اوصیای الهی بر این بوده است که بشر را از ضلالت و سرگردانی نجات داده و به صراط مستقیم که همان ایمان و دست یابی به کمالات انسانی است هدایت کنند.
اما دریغ و افسوس که در این مسیر، عواملی گوناگون راه را بر آنان مسدود ساخته و به میل خود، نخواستند آن چنان که باید آب حیات را در باغ وجود خویش جاری نموده و غنچه انسانیت را در وجود خود شکوفا سازند. بدون تردید، باید پذیرفت که جهل، عمده ترین سد راه موفقیت انبیاء بوده است. البته شیطان، این دشمن قسم خورده و سرسخت و نفس اماره سرکش را نیز نباید فراموش کرد هر یک از اینها به تنهایی برای تباهی انسان کافی است.
عجیب این است که با آن همه تلاشهای خستگی ناپذیر و مبارزات پیگیر از جانب رسولان الهی و رنجها و مصائبی که بشر در طول تاریخ خویش تحمل نموده هنوز از خواب غفلت بیدار نگشته و پرده جهل و نادانی را که همچون ابرهای تیره و تاریک مانع از نورافشانی و هدایت عقل و اجابت دعوت پیامبران عظیم الشأن است، کنار نزده و اکنون نیز با در اختیار داشتن ذخایر گرانبها و گنجینه های نفیس آسمانی، بویژه قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام) که به عنوان ودیعه های الهی به یادگار باقی مانده است و ندای قرآن از آیات شریفه آن در گوشها طنین افکن است، آنچنان که شایسته است، بهره برداری نمی کنند؛ با این که آدمی، مکلف است از این رنجها و مصائب و آلام، خود را نجات داده و در پرتو تعالیم آسمانی، قرین سعادت و خوشبختی زندگی نموده و خیر دنیا و آخرت را به دست آورد.
این حقیقتی قطعی و مسلم است که اگر بشر بخواهد به مقام انسانیت برسد چاره ای ندارد جز اینکه به خود آید و پرده جهل و نادانی را بدرد.
پس آنگاه بر اساس موازین عقل و معیارهای شرع نورانی که در قرآن کریم و روایات تجلی یافته است، خود را بیاراید و تمام مظاهر زیبایی انسان را که همانا ویژگیها و اوصاف مؤمنین حقیقی است در خود تجلی سازد. آنگاه است که تلاش انبیاء به ثمر می رسد، دنیا مدینه فاضله می شود و مصداق حقیقی خلیفة الله در زمین تحقق یافته و مسجود ملائک می گردد، چنانکه آدم ابوالبشر اینگونه بود و سایر انبیاء (علیهم السلام) نمونه بارز و الگوی کامل آن بودند. انبیای الهی در پی آن بودند که انسان، به صورت انسان زندگی کند؛ انسان بمیرد؛ انسان در عالم برزخ زندگی کند و انسان محشور گردد.
اما ظلمت ظلمها و حق کشیها، افق عالم را تاریک و جهان را به ظلمتکده ای تبدیل کرده بود و آرامش و آسایش از زندگی انسانها به کلی رخت بربسته بود و شاید در هیچ کجای زمین عدل و انصاف حاکم نبود شعار مردم، بی عدالتی و افتخار و سرافرازی، در تعدی ها و تجاوزها خلاصه می شده و به آنجا سقوط کرده بودند که اگر شترانشان بره ماده می زائیدند شادمان شده ولکن همسرانشان اگر دختر می آوردند چنان ابرو درهم کشیده و غضب نموده و با صورتی سیاه و سر در گریبان از شدت شرمندگی از میان قوم و قبیله خود می گریختند و مخفی می گشتند مثل کسی که جنایت بزرگ و عمل شنیع مرتکب شده و عاقبت هم این فرزند بی گناه از از دامان مادر دردمند و افسرده ربوده و با کمال قساوت زنده به گور می کردند و سپس مانند کسی که فتحی بزرگ نموده به محیط تاریک زندگی برمی گشتند.
خدا می داند که چقدر دختران زنده به زیر خاک دفن شدند. به اجمال می دانیم پدرانی یافت می شدند که به اقرار خود تا هفت دختر خود را به این سرنوشت شوم گرفتار ساخته و بر این باور مباهات می کردند، در یک چنین روزگار تیره که زندگی در آن تلخ تر از زهر بود خداوند متعال بر بشر منت گذارده و حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) را مبعوث به رسالت کرد، یکی از اهداف آن سید و سرور بشر، جلوگیری از این ظلم بزرگ و احیاء ارزش زن بود، او با شعار ملکوتی به میدان مبارزه با این سنت غلط آمد و چندان مجاهده نمود تا این خوی زشت را از ضمیر آنان دور ساخت و دانستند که دختر هم از فرزندان ایشان می باشد. حضرتش دارای سه فرزند پسر شد که هر سه از دنیا رفتند و تنها دخترش حضرت فاطمه (علیها السلام) باقی ماند. در تربیت و پرورش او کوشید و زهرای مرضیه (علیها السلام) در دامن پدر به مقامی رسید که او را انسیه حوراء بلکه سیدةالنساء و عاقبت ام ابیها صدا می زد، خواست به جهانیان اعلام نماید که این بانوی با عظمت با آنکه یک زن است ولی در تمام روی زمین همتراز و همراز و همسری برای او جزء علی بن ابیطالب (علیه السلام) پیدا نشود که اگر او نبود هیچ مردی قابلیت نداشت که در کنار فاطمه (علیها السلام) قرار بگیرد.
باری اگر دختران بخواهند جایگاه ویژه خود را بیابند و ملعبه دست هوسرانان شهوت پرست و بازیچه دنیا پرستان کثیف قرار نگیرند، باید زندگی سراسر افتخار حضرت صدیقه کبری (علیها السلام) را الگوی خود قرار دهند، که راه سعادت همین است و بس. لذا این حقیر که به توفیق الهی در طی مدت زمانی کوتاه با سعی وافر و عزمی راسخ موفق به تدوین این مجموعه گردیدم بدان امید که شاید با آشنایی گوشه هائی از زندگی آموزنده حضرتش، پویندگان راه سعادت ره نجات را یافته و با پیروی از فرمایشات و اعمال آن بانوی بزرگ دو عالم و با شخصیت ترین زنان جهان دردهای جامعه درمان و زندگی به بهشتی برین مبدل گردد.
آمین رب العالمین
انه ولی التوفیق و حسبنا الله و نعم الوکیل
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
تشکر و قدردانی:
از مؤسس عالی مقام حضرت آیة الله یثربی دامت برکاته که با تأسیس حوزه علمیه خواهران (مکتب کوثر کاشان) زمینه رشد و شکوفائی اینجانب و دیگر خواهران فاضله و متدینه را فراهم نموده اند کمال تشکر و امتنان داشته و از درگاه ایزد منان طول عمر و عزت برای معظم له آزرو می نمایم.
از استاد گرامی جناب آقای ساداتی نژاد که مسؤلیت تنظیم و هماهنگی این مجموعه را عهده دار شدند و علاوه بر تشویق و تأکید نسبت به نوشتن با جدیت و دقت بسیار زیاد در این زمینه نهایت لطف و همکاری را داشتند، خداوند جزائی عظیم به ایشان عنایت فرماید و قلم شیوایشان را همیشه در خدمت اسلام و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) باقی دارد.
از مادر مهربانم که مرا از کودکی با قرآن و معارف آشنا ساخته و در شیرخوارگی اشکی که در مصیبت اهل بیت (علیهم السلام) از چشمانش ریخته و روی صورتم جاری ساخته و مرا با آنان آشنا کرد.
از پدر گرانقدرم که مرا در تحصیل علم بخصوص علوم دینی، کمک زیادی کرده و زمینه مطالعه را برایم فراهم نموده است.
از مسؤلین محترم انتشارات محتشم که به این حقیر لطف فرموده و در تهیه و چاپ این مجموعه کمک شایانی نموده اند. خداوند به آنها سلامتی و اجری وافر عنایت فرماید.

مقدمه

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکة و مهبط الوحی و معدن الرحمة و خزان العلم و منتهی الحلم.
زیبایی خواهی، حقیقت جوئی و نوآوری، از جمله گرایش های فطری آدمی است. رغبت و علاقه انسان به سخن و نوشته هدفمند، تأثیری سحرگونه بر جان آدمی دارد و او را مدهوش و سرمست می سازد و مرغ گریزپای ذهن را به آشیان ذهن انسان می نشاند و مروارید رخشان حقیقت را بر ساحل فهم و ادراک او می نشاند.
از همین روی، قرآن کریم، این اعجب شگفت و اعجاز و جاویدان بر بلندای قله ادب و بلاغت جای دارد. با این که سده های فراوان از فرود مبارک آن سپری می گردد، دل و جان اهل ادب همچنان شیفته محتوای جان فزا و بیان شیوای این کتاب آسمانی است.
پروردگارا! سپاس و ستایش حقیقی تراست که با قلم قدرت خویش، جامعه بشریت را به زیور علم و دانش آراستنی، و انسانیت را زیر لوای فرهنگ و معارف، تعالی بخشیدی.
اگر جهان، از کسانی تشکیل می یافت که رشد و پختگی و بلوغ عقلی و عملی داشتند، به مسئولیت و تعهد خود کاملاً آگاه و بدان عامل بودند شاید اصولاً مسائل و مشکلاتی برای زندگی بشر نبود و یا دشواری ها کمتر بوده ولی متأسفانه در هیچ جامعه ای وضع بدین گونه نیست و به همین نظر است که نابسامانی ها در جامعه بسیار و برخوردها، کج رویها و انحرافات فراوان است.
حق این است که ما نیز درباره وضع نابسامان جامعه خود بیندیشیم.
این حقیر عوامل و فاکتورهایی یافته که هر کدام موجب و انگیزه ای برای فساد در جامعه است اما وقتی درباره رشد این عوامل نگریسته و در آن تعمق روا داشته، یافتیم که اغلب دردها، مشکلات از زندگی خانوادگی منشأ می گیرند که آن هم به نوبه خود نشأت گرفته از آداب و رفتار پدر و مادر نسبت به دختران است.
موضوع درباره آداب رفتار با دختران و بیان اصول و ضوابط آن می باشد و باید روشن شود که رفتار صحیح و اسلامی باعث رشد شخصیتی دختران در نظام خانواده می شود.
بحث در این زمینه محدود و شامل ابعادی از مذهب و آداب، تربیت، جامعه شناسی، حقوق و اخلاق است و در همه حال سعی بر آن بوده است که رعایت اختصار به عمل آید. آنچه را که عرضه می شود منحصراً در حد ارائه راهی است که مربوط به والدین می باشد و در عین حال امید است آنهایی که آگاهی و وسعت نظر بیشتری دارند مسائل را با دیدی عمیق تر و عالمانه تر بررسی و عرضه نمایند.
این حقیر نیز مانند دیگران فکر می کنم که اگر در جامعه دختران اصلاح شوند و به نقش و وظایف خود پی ببرند جامعه هم اصلاح خواهد شد. خوشبختی و سعادت جامعه آینده به نیک اندیشی، وظیفه دانی، آزادی و وسعت فکر دختران بستگی دارد و سعادت از طریق آنها باید به جامعه سرایت کند.
من در تمام نوشته هایم سعی کرده ام همان گونه که در کارهایم عمل می نمایم عکس العمل داشته باشم و جوهر قلمم را آن چنان بر اوراق بچکانم که جوهر وجودم همان را در ذهن دارد بر صفحه اعمالم می چکاند و از آنجا که مورد لطف الهی هستم پس از سالها تحصیل در حوزه علمیه و مطالعات پی درپی به فکر افتادم که آنچه در ذهن و یا در یادداشتهای پراکنده نوشته ام در گفتار و نوشتار درست و شیوا بیاورم، اما چه فکر و چه قلمی قادر به نوشتن فضائل و مقام و حرمت آن دریای بی کران فضیلت و انسانیت است؟ ولی به دلیل این که هر کس به اندازه توان خویش از این باغ گل می چیند، به لطف قادر منان و کمک اهل بیت (علیهم السلام) و عنایت دخت نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم حضرت زهرا (علیها السلام)، موفق به نوشتن این مجموعه کوچک شدم.
در این مجموعه سعی شده از مواردی که مخالفت با روایات اسلامی و عقل سلیم دارد، استفاده نشود و آنچه که آورده شده به استناد کتابهای تاریخی معتبر بوده لذا هر مطلبی را تحت عنوانی نوشته ام، سند آن را نیز در همان صفحه ذکر شده است و خواننده می تواند به آنها رجوع نماید.
حقیر سعی کرده ام مطالب به صورت مختصر و روان آورده شود تا این که مورد استفاده والدین گرامی و عموم علاقمندان قرار گیرد.
به لحاظ این که امکان دسترسی به همه کتب معتبره برای والدین ارجمند و علاقمندان عزیز وجود ندارد، لذا این مجموعه به صورتی نوشته شده که مورد استفاده عموم مخصوصاً والدین محترم قرار گیرد.
در این مجموعه از آوردن اشعار عربی و فارسی به طور کلی خودداری شده است.
امید است این تلاش ناچیز مورد قبول حضرت بقیة الله الاعظم حجة ابن الحسن العسکری (عج) روحی له الفداء و رضایت خاطر عزیز پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت زهرا (علیها السلام) قرار گیرد.
معصومه حیدری
زمستان 1378