از قعر چاه تا قصر شاه تفسیر سوره یوسف

نویسنده : یعقوب جعفری

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن کریم برای رسیدن به هدف های تربیتی خود، شیوه های گوناگونی را به کار برده است که از جمله آنها استفاده از داستان های تاریخی بخصوص داستان های پیامبران است.
البته انتظار اینکه همه رویدادها و حوادث تاریخی به طور مشروح در قرآن ذکر شده باشد توقع بی جایی است؛ چرا که قرآن یک کتاب تاریخ نیست بلکه قرآن کتابی است که از هر چیزی در طریق وصول به هدف های تربیتی خود استفاده می کند و طبیعی است که تاریخ نیز به عنوان یک وسیله خوب مورد توجه قرار گرفته و از آن به صورت ابزاری در جهت رسیدن به آن هدف ها استفاده شده است.
در قرآن نمونه های تاریخی فراوانی به چشم می خورد، و در همه آنها هدف خاصی دنبال می شود و در ضمن آنها مبادی حرکت تاریخ - به عنوان سنن - مطرح می گردد. بعضی از وقایع تاریخی به صورت اجمال و یا اشاره ای گذرا بیان شده و بعضی دیگر به طول مفصل و مشروح مورد بحث قرار گرفته است و این می رساند که منظور قرآن تاریخی نگاری نیست بلکه به آن قسمت از رویدادها توجه دارد که در طریق هدایت مردم قرار گیرد.
تاریخ در قرآن جنبه سرگرمی و تفنن ندارد بلکه آن قسمت از وقایع تاریخی انتخاب می شود که انسان را به تفکر و تدبر وادار و عطش او را در جستجوی حق بیشتر می کند و خلاصه ای از تجربیات ارزنده بشر را در اختیار او قرار می دهد.
به همین جهت می بینیم قرآن کریم در بیان قصه های تاریخی روش خاصی دارد که با روش کتاب های قصه و تاریخ متفاوت است. گاهی قصه ای به طور مشروح و مفصل ذکر می شود، مانند داستان حضرت موسی (علیه السلام) که از قبل از ولادت او شروع می شود و به طور مشروح ادامه می یابد و گاهی هم قصه به طور خلاصه و در جملات کوتاهی بیان می شود، مانند قصه زکریا و ایوب و یونس و ادریس؛ بعضی از قصه ها هم از نظر تفصیل در حد متوسطی قرار گرفته است مانند قصه آدم و نوح و مریم.
شروع قصه ها نیز با یکدیگر فرق دارد؛ گاهی قصه از زمان ولادت قهرمان داستان و حتی از پیش از ولادت وی آغاز می شود، مانند قصه موسی و عیسی و مریم؛ و گاهی از دوران جوانی قهرمان داستان شروع می شود، مانند قصه ابراهیم؛ و گاهی قصه را از دوران میان سالی و حتی پیری قهرمان داستان آغاز می کند، مانند قصه نوح و شعیب و صالح و لوط.
علی (علیه السلام) با بینش خاصی که در تاریخ دارد و آن را ابزاری در جهت شناخت سنت های الهی می داند، در این باره می فرماید:
و فی القرآن نبأ ما قبلکم و خبر مابعدکم و حکم مابینکم.(1)
در قرآن اخبار پیشینیان و آیندگان و حکم مسائلی که میان شماست، آمده است.
استفاده از تاریخ در واقع عینیت دادن به معرفت های عقلی و تجسم بخشیدن به ذهنیت های انسانی است و شخص با استفاده از آزمون های مکرر تاریخ به نتیجه هایی می رسد که قابل مقایسه با نتیجه هایی است که در آزمایشگاه های علوم تجربی به دست می آید.
عبرت آموزی و پندگیری از تاریخ که در متون مذهبی و نوشته های علمای اخلاق مورد تأکید قرار گرفته است گویای این واقعیت است که انسان باید چشم و گوش خود را باز کند و از تلخی ها و شیرینی ها و غم ها و شادی ها و پستی ها و بلندی های تاریخ گذشتگان و به طور کلی از آن چه بر پیشینیان رفته است، آگاهی یابد و از آنها عبرت گیرد و پند بیاموزد.
واژه عبرت که در این متون آمده، به معنای سنجش و به دست آوردن وزن و اندازه چیزی و نیز به معنای تفکر و تدبر است(2) عبرت آموزی از تاریخ یعنی اینکه انسان وقایع تاریخی را بسنجد و با دقت و تدبر، ضوابط و معیارهای کلی را از بطن تاریخ بیرون بکشد و از آنها در تنظیم امور زندگی خود استفاده کند. قرآن کریم با طرح بخش هایی از حوادث تاریخی بخصوص داستان های پیامبران، دست بشر را می گیرد و او را در گذشته های دور و نزدیک سیر می دهد، با این هدف که از آنچه بر پیشینیان رفته است عبرت بیاموزد:
لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الألباب.(3)
همانا در داستان آنان عبرتی برای خردمندان است.
در اینجا این مطلب را هم اضافه کنیم که درست است قرآن به محتوای قصه آن هم به خاطر هدف های معنوی توجه دارد، اما در عین حال قصه را در قالب زیباترین شکل ممکن و با تکنیک خاص داستان نویسی بیان می کند و به سبب همین ارتباط عمیق میان شکل و محتوی است که می توانیم بگوییم داستان های قرآن یک معجزه مزدوج است. (4)
در میان داستان های قرآن، قصه حضرت یوسف (علیه السلام) حال و هوای دیگری دارد و از شیرینی و جذابیت خاصی برخوردار است و در عین حال مشحون از نکات فراوان اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی و تربیتی است و لذا در قرآن کریم از این قصه به عنوان احسن القصص یعنی زیباترین داستان یاد شده و یک سوره کامل به آن اختصاص یافته است. شیرینی و پندآموزی این قصه سبب شده که علاوه بر کتاب های تفسیری عمومی، در طول تاریخ از سوی دانشمندان و نویسندگان، تفسیرها و شرح های مستقلی بر سوره مبارکه یوسف نوشته شود.
کتابی که اکنون در دست دارید تفسیری بر همین سوره است و با شیوه خاصی فراهم آمده و ضمن بیان نکات ادبی آیات، به تفسیر و توضیح مفاهیم آن پرداخته شده و علاوه بر تشریح و ترسیم حوادث داستان، مطالب جنبی و نکات تفسیری و حدیثی بسیاری در آن ذکر شده که خوانندگان محترم ملاحظه خواهند فرمود.
این اثر بر گرفته از تفسیر بزرگی است که سال هاست که به نوشتن آن مشغول هستم و چهار جلد آن تحت عنوان تفسیر کوثر چاپ و منتشر شده و دو جلد دیگر آن زیر چاپ است. از درگاه خداوند منان عاجزانه مسألت دارم که بنده حقیر خود را توفیق دهد که این تفسیر را به پایان برسانم.
قم - یعقوب جعفری
25/11/1379

مشخصات و فضایل این سوره

سوره مبارکه یوسف به صورت یک مجموعه واحد، در مکه نازل شده است و اینکه در بعضی از روایات از ابن عباس نقل شده که چند آیه نخست آن در مدینه نازل شده، با سیاق و هماهنگی آیات سازگار نیست و نمی توان آن را قبول کرد. این سوره به اتفاق قاریان 111 آیه دارد و پس از سوره هود نازل شده است و مشابهتهایی در میان این دو سوره وجود دارد. ضمناً این سوره مشتمل بر طولانی ترین قصه در قرآن یعنی قصه حضرت یوسف است. این قصه که از آن به احسن القصص یعنی زیباترین قصه ها یاد شده، تنها قصه ای در قرآن است که همه قسمتهای آن با رعایت ترتیب زمانی در یک سوره ذکر شده؛ قصه های دیگر قرآن به صورت پراکنده آمده و مطابق با هدفهای تربیتی خاصی تقطیع شده است و این نشان می دهد که قرآن در نقل قصه ها، از روشهای گوناگونی استفاده کرده است.
در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده که سوره یوسف را به زنان خود یاد ندهید. این روایت در کافی به صورت مرفوعه نقل شده است و اگر از ضعف سند آن چشم پوشی کنیم، شاید ناظر به این معناست که اگر قرار باشد یک سوره از سوره های قرآن را به زنان خود یاد بدهید، آن سوره سوره یوسف نباشد چون در آن شرح عشق بازیهای همسر عزیز مصر آمده است. این احتمال از آنجا تقویت می شود که در آن روایت گفته شده که به زنان خود سوره یوسف را یاد ندهید بلکه سوره نور را یاد بدهید متن روایت چنین است:
قال امیر المومنین (علیه السلام): لاتعلموا نساءکم سورة یوسف و لا تقرأوهن ایاها فان فیهاالفتن و علموهن سورة النور فان فیه المواعظ.(5)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: به زنان خود سوره یوسف را یاد ندهید و آن را بر آنان نخوانید که در آن آزمایشهاست بلکه به آنان سوره نور را یاد بدهید که در آن پندهاست.
شبیه این روایت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز نقل شده و در آن نیز سوره یوسف با سوره نور مقایسه شده است. مفهوم این سخن آن است که اگر بنا باشد سوره ای از سوره های قرآن را به زنان خود یاد بدهید و یا آن را بر آنان بخوانید، آن سوره سوره یوسف نباشد بلکه سوره نور باشد که در آن احکام مربوط به زنان مخصوصاً مسایل حجاب بیان شده است و این مطلب ناظر بر حسن انتخاب است و مانع از آن نیست که اگر تمام قرآن و یا چندین سوره از قرآن به زنان یاد داده شود، سوره یوسف از آن استثنا باشد بلکه در چنین حالتی یاد دادن سوره یوسف به زنان اشکالی ندارد.
اتفاقاً در بعضی دیگر از روایات، یاد دادن سوره یوسف به خانواده و کنیزان توصیه شده است:
عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: علموا ارقاءکم سورة یوسف فانه ایما مسلم قرءها و علمها اهله و ما ملکت یمینه هون الله علیه سکرات الموت و اعطاه القوة ان لا یحسد مسلما.(6)
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: به بردگان خود سوره یوسف را یاد بدهید زیرا هر مسلمانی که این سوره را بخواند و به خانواده و کنیزکان خود یاد بدهد، خداوند سکرات مرگ را به او آسان می کند و به او قدرتی می دهد که به برادر مسلمان خود حسد نکند.

فضایل این سوره

همانگونه که برای خواندن سوره های دیگر قرآن فضیلتهایی نقل شده، برای خواندن سوره یوسف نیز فضایلی در روایات آمده است.
علاوه بر روایتی که در بالا نقل کردیم، در روایت دیگری، از حضرت امام صادق (علیه السلام) فضیلت خاصی برای خواندن سوره یوسف نقل شده است. متن روایت چنین است:
عن ابی عبدالله (صلی الله علیه و آله) قال: من قرء سورة یوسف فی کل یوم او فی کل لیلة بعثها الله یوم القیامة و جماله جمال یوسف و لایصیبه فزع یوم القیامة و کان من خیار عبادالله الصالحین.(7)
امام صادق (علیه السلام)فرمود: هرکس سوره یوسف را هر روز و یا هر شب بخواند، خداوند او را در قیامت مبعوث می کند در حالی که جمال او مانند جمال یوسف است و به او ناراحتی روز قیامت نمی رسد و از برگزیدگان بندگان صالح خدا می شود.
بدون شک خواندن سوره ای از قرآن همراه با تدبر و عبرت آموزی و پندگیری، آثار تربیتی فراوانی در انسان دارد و او را شایسته هر نوع ثواب و پاداشی از جانب خداوند می کند.
این مطلب را هم در اینجا اضافه کنیم که سوره یوسف به خاطر زیبایی و شکوه خاصی که دارد، از دیر باز مورد توجه فراوان قرار گرفته و برای آن تفسیرها و شرحهای بسیاری به زبانهای گوناگونی نوشته شده و شاید کمتر سوره ای از سوره های قرآن، مانند سوره یوسف تفسیرهای اختصاصی داشته باشد.