فهرست کتاب


پرسشهای شما پاسخهای المیزان «جلد اول»

علیرضا اسداللهی‏ فرد

52- چرا اسلام حلیت گوشت را مبتنی بر تذکیه کرد؟

توضیح سؤال اینکه ما پذیرفتیم که خلقت بشر طوری است که هم مجهز به جهاز گیاه خواری است، و هم جهاز گوشتخواری، و فطرت و خلقت گوشتخواری را برای انسان جائز می داند، و به دنبال این حکم فطرت، اسلام هم که شرایع اش مطابق با فطرت است خوردن گوشت را جائز دانسته است، لیکن این سؤال پیش می آید که چرا اسلام به خوردن گوشت حیواناتی که خودشان می میرند اکتفا نکرد، با اینکه اگر اکتفا کرده بود مسلمین هم گوشت می خورند، و هم کارد به دست نمی گرفتند، و با کمال بی رحمی حیوانی را سر نمی بریدند، در نتیجه عواطف و رحمتشان جریحه دار نمی شد؟ جواب این سؤال این است که رحمت به معنای رقت قلب، واجب الاتباع نیست، و عقل پیروی آن را لازم نمی داند، بلکه پیروی از آن را باعث ابطال بسیاری از احکام حقوقی و جزائی می داند، و شما توجه فرمودید که اسلام در عین اینکه احکامش را تابع مصالح و مفاسد واقعی قرار داد، نه تابع عواطف، با این حال، در به کار بردن رحمت به آن مقدار که ممکن و معقول بوده از هیچ کوششی فروگذار نکرد، هم مصالح واقعی را احراز نمود، و هم ملکه رحمت را در بین نوع بشر حفظ کرد.
علاوه بر اینکه همه می دانیم بیشتر گاو و گوسفند و شترانی که می میرند علت مرگشان بیماریهائی است که اگر گوشت آنها خورده شود انسانها هم به همان بیماریها مبتلا می گردند، و مزاج آنان تباه و بدنها متضرر شود و این خود خلاف رحمت است، و اگر بشر را محکوم می کرد به اینکه تنها از گوشت حیوانی بخورد که مثلا از کوه پرت شده آن وقت می بایست همه افراد بشر دور دنیا بچرخند و ببینند کجا حیوانی از کوه پرت شده است، و این برای بشر حکمی حرجی و خلاف رحمت است(393).

53- آیه شریفه الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا سوره مائده / آیه 2 در شأن چه کسی نازل شده و منظور از کمال دین در آیه مذکور چیست؟

جواب : به سند معتبر از علی بن الحسین برایم نقل کرد، که ابو هریرة از ابی سعید خدری برایم نقل کرد: که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن روزی که مردم را به جمع شدن در غدیر خم دعوت فرمود دستور داد زیر درختی که در آنجا بود از خار و خاشاک بروبند، و آن روز روز پنج شنبه بود، همان روز بود که مردم را به سوی پیروی از علی (علیه السلام) دعوت نمود، بازوی او را گرفت و بلند کرد، بطوری که مردم سفیدی زیر بغل آنجناب را دیدند، و این دو از یکدیگر جدا نشدند، تا آنکه آیه شریفه: الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(394)
نازل گردید پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مژدگانی اینکه دین به حد کمال رسید، و نعمت خدا تمام شد و پروردگار از رسالتش و از ولایت علی راضی شده، الله اکبر گفت، و سپس گفت: اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله.
آنگاه حسان بن ثابت عرضه داشت: یا رسول الله آیا اجازه می دهید چند شعر بسرایم؟ فرمود: بگو که همین ابیات را نیز خدای تعالی نازل می کند، پس حسان بن ثابت این چند بیت را بسرود:
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم - واسمع بالنبی منادیا بانی مولاکم نعم و ولیکم
فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا - الهک مولانا و انت ولینا و لا تجدن فی الخلق للامر عاصیا
فقال له قم یا علی فاننی - رضیتک من بعدی اماما و هادیا
در روز غدیر پیامبرشان به بانگ بلند ندایشان در داد، غدیری که در سرزمین خم قرار داشت، و ای کاش مردم جهان بودند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در حال ندا می دیدند، که می گفت: آیا من سرپرست و ولی شما هستم؟ و مردم در پاسخش بدون هیچ پرده پوشی گفتند معبود تو مولای ما و خود تو ولی ما هستی، و شما خواننده این شعر اگر در آنجا بودید حتی یک نفر هم مخالف نمی یافتید، در این هنگام رو به علی بن ابی طالب کرد، و فرمود: یا علی برخیز که من تو را برای امامت و هدایت این خلق بعد از خودم شایسته دیدم(395).
اکمال دین به معنای اکمال آن از حیث تشریع است یعنی بعد از اکمال دیگر هیچ حکمی تشریع نخواهد شد، چون آنچه تشریع شدنی بود شد، این است معنای اکمال دین، نه شرکت نداشتن مشرکین در اعمال مسلمانان و مراسم حج ایشان و مخلوط نشدن مراسم آنان با مراسم مسلمین و به عبارتی دیگر معنای اکمال دین این است که خدای تعالی این را به بالاترین مدارج ترقی اوج دهد بطوری که دیگر بعد از رسیدن به حد کمال و زیادی رو به نقصان نگذارد(396).

54- آیا آیه اکمال دین در روز غدیر خم نازل شد یا قبل از آن نازل شده بود؟

جواب اگر اوضاع داخلی مجتمع اسلامی اواخر عمر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را بررسی کنیم بحث عمیق قرار دهیم، یقین پیدا می کنیم که امر ولایت قبل از روز غدیر به ایامی نازل شده و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از اظهار این حکم نازل شده، بدین جهت خود داری می کرد، چرا که می ترسید مردم آن را تحمل نکنند و نپذیرند و یا علیه آن سوء قصدی کنند و در نتیجه امر دعوت مختل شود و مردم به خاطر این آخرین دعوت همه دعوت های دینی را رد نموده، از دین مرتد شوند به این منظور مدام تبلیغ را تاخیر می انداخته تا آنکه آیه شریفه: یأیها الرسول بلغ ما أنزل الیک من ربک(397) نازل شد و آنجناب را از خطری که احتمالش را می داد تأمین و مصونیت داد، آن وقت بدون درنگ در همان روز یعنی روز غدیر حکم مزبور را اعلام نمود. بنا بر این می توان احتمال داد که خدای تعالی قسمت عمده سوره مائده را که آیه الیوم أکملت لکم دینکم(398)و تؤام با آن آیه ولایت را در روز عرفه نازل کرده باشد ولی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان ولایت را تا روز غدیر خم تاخیر انداخته باشد و اما خودش آن آیه را در همان روز عرفه تلاوت کرده باشد.
و اما اینکه در بعضی از روایات آمده که این سوره و یا خصوص آیه ولایت در روز غدیر خم نازل شده، هیچ بعید نیست از این جهت باشد که مسلمانان در آن روز برای اولین بار آن آیه را شنیده باشند، چون روز غدیر خم روزی بود که حکم آیه به مردم ابلاغ شد، قهرا آیه این حکم نیز در آن روز به گوش مردم خورده است.
پس بین روایات منافاتی نیست یعنی آنهایی که دلالت می کنند بر نزول آیه درباره مسأله ولایت و آنهایی که دلالت دارند بر نزول آیات در روز عرفه، نظیر روایت عمر و علی و معاویه و سمره با هم کمال سازش را دارند زیرا تنافی در وقتی تحقق می یابد که یک دسته از روایات بگویند: آیات در روز غدیر خم نازل شده و دسته دیگر دلالت کنند بر اینکه در روز عرفه نازل شده است(399).