فهرست کتاب


پرسشهای شما پاسخهای المیزان «جلد اول»

علیرضا اسداللهی‏ فرد

22- معنای شدید العقاب بودن خدا چیست؟

جواب : عقاب خدا چنان نیست که از یک جهت معینی به انسان روی بیاورد و در محل معینی گریبان آدمی را بگیرد، و مانند عقاب غیر خدا به شرایط مخصوصی متوجه آدمی بشود، مثلا از بالای سر و یا از پائین و یا در بعضی اماکن به انسان برسد، و انسان بتواند از آن محل یا از آن ناحیه دور گردد، و پا به فرار گذاشته خود را از گزند آن عقاب حفظ کند، بلکه عقاب خدا آدمی را به عمل خود آدمی و به گناهش می گیرد. و چون گناه در باطن آدمی و در ظاهرش هست و از او جدا شدنی نیست، عقاب خدا هم از او جدا شدنی نیست، و در نتیجه خود انسان وقود و آتش افروز دوزخ می شود، و به عبارت دیگر آتش از نهاد خود او مشتعل می گردد و با این فرض دیگر فرار و قرار معنا ندارد، دیگر نه خلاصی تصور دارد، و نه تخفیف به همین جهت است که خدا خود را شدید العقاب خوانده است(107).

23- چرا خود خدای تعالی، دنیا و آنچه در آن است را در نظر انسان زینت می دهد؟ و آیا او است که انسانها را با این گول زنک، گول می زند؟

جواب : حاشا بر ساحت مقدس او که انسان را به خلاف واقع بیفکند، و به او چنین وانمود کند که عوامل دنیائی مستقل در تأثیرند، و زینت دنیا هدف غائی بشر است.
آری ساحت رب علیم و حکیم والاتر از آن است که امور خلق خود را بگونه ای اداره کند که منتهی به غایتی صالح و شایسته نگردد، چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ با اینکه خودش فرمود: ان الله بالغ أمره(108) و نیز فرمود: و الله غالب علی أمره(109) بلکه اگر بنا باشد این گول و فریب را مستند به کسی بدانیم، باید بگوئیم که مستند به شیطان است، همچنان که خود خدای تعالی فرمود: و زین لهم الشیطان ما کانوا یعلمون(110) و نیز فرمود: و اذ زین لهم الشیطان أعمالهم(111) که هر دو آیه این فریبه کاریها را به شیطان نسسبت می دهد. بله، این مقدار را می توان مستند به خدا کرد که خدا اجازه چنین فتنه گریهائی را به شیطان داده، تا هم خود او به کمال شقاوت خود برسد و هم مسأله آزمایش بندگان تکمیل گردد و زمینه تربیت بشر فراهم شود، همچنان که فرمود: أ حسب الناس أن یترکوا أن یقولوا ءامنا و هم لا یفتنون، و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین، أم حسب الذین یعملون السیئات أن یسبقونا ساء ما یحکمون(112). آیه شریفه: کذلک زینا لکل أمة عملهم(113) را هم می توان بر همین اذن حمل نمود، هر چند ممکن هم هست به معنائی که ما در سابق در ذیل آیه:
انا جعلنا ما علی الأرض زینة لها زینة لها لنبلوهم أیهم أحسن عملا(114) بیان کردیم حمل نمود. به هر حال تزیین و جلوه گری دنیا در نظر مردم دو جور تصور می شود:
یکی برای اینکه بنده خدا به این وسیله یعنی به وسیله دنیا به آخرت برسد، و خشنودی خدای را در مواقف مختلف زندگی و با اعمالی گوناگون و به کار بردن مال و جاه و اولاد و جان، به دست آورد، و این خود سلوکی است الهی و پسندیده، که خدای تعالی این گونه مشاطه گریها به خودش نسبت داده، و در آیه هفتم سوره کهف بیان شریفش گذشت.
و نیز در آیه: قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و اطیبات من الرزق(115)
می فرماید: بگو چه کسی زینت دنیائی را که خدا برای بندگانش درست کرده و نیز رزق پاکیزه را حرام نموده است؟
قسم دیگر، جلوه گری دنیا در نظر خلق، زینت گری دنیا است به این منظور که دلها شیفته دنیا شده، و متوجه آن و غافل از ماورای آن شود، و از ذکر خدا بی خبر گردد. این قسم جلوگیری تصرفی است شیطانی و مذموم که خدای سبحان آن را به شیطان نسبت داده و بندگان خود را از آن بر حذر داشته و همچنان که گذشت فرمود: و زین لهم الشیطان ما کانوا یعملون(116).
و نیز از قول شیطان حکایت فرمود: قال رب أغویتنی لازینن لهم فی الأرض و لأغوینهم أجمعین(117). و نیز فرمود: زین لهم سوء أعمالهم(118) و آیاتی دیگر نظیر اینها.
این قسم جلوه گری هم گاهی و از جهتی به خدا نسبت داده می شود، البته در طول نسبتی که به شیطان دارد. و این بدان جهتی است که شیطان و هر سببی از اسباب خیر و یا شر آنچه عمل می کند و هر دخل و تصرفی که در ملک خدا دارد به اذن خود او است، تا اراده خدا و مشیت او نافذ شود، و با نفوذ امر او، امر صنع و ایجاد منتظم گردد، و در نتیجه رستگاران با اراده و اختیار خود رستگار شوند، و مجرمین هم با سوء اختیار خود از رستگاران، ممتاز و جدا گردند(119).

24- رزق از نظر قرآن به چه معنا است؟

جواب : معنای رزق روشن و واضح است و آنچه از موارد استعمال آن به دست می آید این است که در معنای این کلمه نوعی بخشش و عطا هم خوابیده، مثلا می گویند پادشاه به لشگریان رزق می دهد، که این جمله تنها شامل مواد غذائی لشگر می شود، قرآن کریم هم می فرماید: و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف(120) که در این آیه لباس جزء مصادیق رزق شمرده نشده است. این معنای اصلی و لغوی کلمه بود، ولی بعدها در معنای آن توسعه دادند و هر غذائی را که به آدمی می رسد، چه دهنده اش معلوم باشد و چه نباشد رزق خواندند، گویا رزق بخششی است که به اندازه تلاش و کوشش انسان به او می رسد هر چند که عطا کننده آن معلوم نباشد، سپس توسعه دیگری در معنای آن داده و آن را شامل هر سودی که به انسان رسد نموده اند هر چند که غذا نباشد و به این اعتبار همه مزایای زندگی اعم از مال و جاه و عشیره و یاوران و جمال و علم و غیره را رزق خواندند.
در قرآن کریم هم به این اعتبار آیاتی وارد شده مانند آیه: أم تسئلهم خرجا فخراج ربک خیر و هو خیر الرازقین(121).
و نیز از شعیب حکایت فرموده که به قوم خود گفت: قال یا قوم أرءیتم ان کنت علی بینة من ربی ورزقنی منه رزقا حسنا(122) که مراد وی از رزق حسن نبوت و علم بود، و از این قبیل اند آیات مربوطه دیگر. و آنچه از آیه شریفه: ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین(123). بر می آید البته با در نظر گرفتن اینکه مقام آن، مقام حصر است این است که اولا، رزق بطور حقیقت جز به خدا منسوب نمی شود، و هر جا به غیر او نسبتش دهند از قبیل نسبت عمل خدا به غیر خدا دادن است، مانند آیه: و الله خیر الرازقین(124) که از آن استفاده می شود رازق بسیار است، و خدا بهترین آنان است، و نیز مانند آیه: و ارزقوهم فیها و اکسوهم(125) همانطور که می بینیم ملک و عزت که مخصوص ذات خدا است، به غیر خدا هم نسبت داده شده، به این اعتبار که غیر او هم به اذن و تملیک او، ملک و عزت دارند.
و دوم اینکه، استفاده می شود که آنچه خلق در وجودشان از آن بهره مند می شوند رزق ایشان و خدا رازق آن رزق است، دلیل بر این معنا علاوه بر آیات بسیاری که درباره رزق، سخن گفته، آیات زیادی دیگری است که دلالت دارد بر اینکه خلق و امر و ملک به کسر میم و مشیت و تدبیر و خیر همه خاص خدای عز و جل است.
و سوم اینکه بر می آید که آنچه انسان در راه حرام مورد بهره برداری قرار می دهد، رزق خدا نیست، و نباید وسیله معصیت را به خدا نسبت داد، برای اینکه خود خدا معاصی بندگان را به خود نسبت نداده، و تشریع عمل زشت را از خود نفی نموده فرمود: قل ان الله لا یأمر بالفحشاء أتقولون علی الله تعلمون(126). و نیز فرمود: ان الله یأمر بالعدل و الاحسان(127) - تا آنجا که می فرماید - و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی(128) و حاشا از خدای سبحان که از عملی نهی کند، و سپس بدان امر نماید، و وسیله انجام آن را برای معصیت کار فراهم فرماید.
هیچ منافاتی بین این دو مطلب نیست که از سوئی مثلا طعام و شراب حرام به حسب تشریع رزق نباشد، و از سوی دیگر به حسب تکوین رزق و آفریده خدا باشد، برای اینکه خدای تعالی در تکوین، نفرموده، بلکه اگر فرموده بود خوک خلقت نکنید، آنگاه خودش خوک خلق می کرد بین گفتار و کردارش منافات بود، ولیکن هر جا که خدا را از رزقی نهی کرده به حسب تشریع، و هر جا رزق را به خود نسبت داده به حسب تکوین است(129).