فهرست کتاب


پرسشهای شما پاسخهای المیزان «جلد اول»

علیرضا اسداللهی‏ فرد

7- آیا تشریع بر اساس اجبار در افعال است و خداوند متعال خلایق را مجبور به کار نموده است؟

جواب : تشریع، بر اساس اجبار در افعال نیست، و خداوند متعال کسی را مجبور به هیچ کاری نکرده، در نتیجه آنچه را تکلیف کرده بر وفق مصالح خود بندگان است، مصالحی در معاش و معادشان، این اولا، و ثانیا این تکالیف از این رو متوجه بندگان است، که مختار در فعل و ترک هر دو هستند، و مکلف به آن تکالیف از این رو پاداش و کیفر می بینند، که آنچه خیر و یا شر انجام می دهند، به اختیار خودشان است(29).

8- نسبت دادن خدای تعالی کلماتی همچون ضلالت، خدعه، مکر، کمک در طغیان، و مسلط کردن شیطان به خود به چه منظوری است؟

جواب : آنچه خدای تعالی از ضلالت، و خدعه، و مکر، و امداد و کمک در طغیان، و مسلط کردن شیطان، و یا سرپرستی انسانها و یا رفیق کردن شیطان با بعضی از مردم، اینگونه مطالبی که به خود نسبت داده، تماما آن طور منسوب به خدا است، که لایق ساحت قدس او باشد، و به نزاهت او از لوث نقص و قبیح و منکر برنخورد، چون برگشت همه این معانی بالاخره به اضلال و فروع و انواع آن است، و تمامی انحاء اضلال منسوب به خدا، و لائق ساحت او نیست، تا شامل اضلال ابتدائی و بطور اغفال هم بشود. بلکه آنچه از اضلال به او نسبت داده می شود، اضلال به عنوان مجازات است، که افراد طالب ضلالت را بدان مبتلا می کند، چون بعضی افراد به راستی طالب ضلالتند، و به سوء اختیار به استقبالش می روند، همچنانکه خداوند متعال نیز این ضلالت را به خودش نسبت داده و فرمود: یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین(30)، و نیز فرمود: فلما زاغوا أزاغ الله قلوبهم(31) و نیز فرمود: کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب(32)(33).

9- آیا زندگی انسان قبل از هبوط و بعد از هبوط فرق می کند؟

جواب :باید دانست که از ظاهر جمله و قلنا أهبطوا لبعض عدو و لکم فی الأرض مستقر و متاع الی حین(34)، و جمله قال فیها تحیون و فیها تموتون و منها تخرجون(35)، الخ بر می آید که نحوه زندگی بعد از هبوط، با نحوه آن در قبل از هبوط، فرق می کند. زندگی دنیا، حقیقتش آمیخته با حقیقت زمین است، یعنی دارای گرفتاری، و مستلزم سختی، و بدبختی است. و لازمه این نیز این است که انسان در آن رشد و نمو نماید، و دوباره با مردن جزو زمین شود، و آنگاه برای بار دیگر از زمین مبعوث گردد.
در حالیکه زندگی بهشتی، زندگی آسمانی است، و از زمینی که محل تحول و دگرگونی است منشأ نگرفته است.
از اینجا ممکن است بطور جزم گفت: که بهشت آدم در آسمان بوده، هر چند که بهشت آخرت و جنت خلد، که هر کس داخلش شد دیگر بیرون نمی شود، نبوده باشد(36).