آداب عید غدیر

نویسنده : تهیه و تنظیم:خانه کودک

سر آغاز

بسم الله الرحمن الرحیم
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
معاشر الناس انی نبی، و علی وصیی، الا ان خاتم الأئمة منا القائم المهدی، الا انه الظاهر علی الدین، الا انه المنتقم من الظالمین، الاانه فاتح الحصون و هادمها، الا انه قاتل کل قبیله من اهل الشرک الا انه المدرک بکل ثار لأولیاءالله عز و جل، الا انه الناصر لدین الله الا انه الباقی حجة و لا حجة بعده و لا حق الا معه، و لا نور الا عنده، الا انه لا غالب له و لا منصور علیه، الا و انه ولی الله فی ارضه و حکمه فی خلقه و امنیه فی سره و علانیته(1).
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
ای مردم! من پیامبرم و علی (علیه السلام) وصی من است.
آگاه باشید که آخرین امام از ما خاندان، قائم و مهدی (علیه السلام) است.
آگاه باشید که او بر همه ادیان چیره خواهد شد.
آگاه باشید که او انتقام گیرنده از ستمکاران است.
آگاه باشید که او فاتح دژهای - کفر و شرک و نفاق - و ویران کننده آنهاست.
آگاه باشید که او کشنده همه قبیله های اهل شرک است.
آگاه باشید که او به خونخواهی همه اولیای خداوند دست می یابد.
آگاه باشید که او یاری کننده - توانای - دین خداست.
آگاه باشید که او حجت ماندگار است که پس از او حجتی نخواهد بود،
و حق - در هیچ کجا و در نزد هیچ کس - نیست مگر نزد او، و نور - و هدایتی - نیست مگر با او.
آگاه باشید که هیچکس بر او چیره نخواهد گشت و کسی بر دشمنی با او یاری نخواهد شد.
آگاه باشید که او ولی خدا در زمینش، و داور او در میان آفریدگانش و امین او در نهان و آشکارش می باشد.

پیشگفتار

نگاه بشر به تاریخ و حوادثی که در آن رخ داده است - همچون هر پدیده دیگر - از دریچه معرفت و آموخته ها و باورهای قلبی اوست؛ و اختلافاتی که در تعریف تاریخ و تحلیل پدیده های آن وجود دارد از تنوع نگاه او سرچشمه گرفته است(2).
کسانی که ایمان به غیب داشته و وعده و وعیدهای الهی را با دل و جان پذیرفته اند، در تحلیل تاریخ و حوادث آن نسبت به ناباوران امور غیبی اختلافات بسیاری دارند؛ به گونه ای که در پاره ای موارد، هیچ تشابه و سنخیتی بین آنها نبوده و توافقی در تحلیلهایشان به دست نخواهد آمد.
وابستگی ها و گرایشهایی که به حوادث تاریخ و شخصیتهای آن در افراد به صورت طیفهای مختلف دیده می شود، متأثر از همان معرفتها و باورهاست.
در یک جنگ نژادی که قوم و قبیله ای با همه ساز و برگ نظامی به خاطر برتری بخشیدن به یک جنگ نژاد خاص، گروهی از انسان های بی گناه را قتل عام کرده و جمعی را به خاک ذلت و بدبختی نشانده و با کمال وقاحت و بی شرمی نتیجه رفتار سبعانه خود را پیروزی قلمداد کرده اند، می بینیم چنین فتح و پیروزی! برای بسیاری از مردم این روزگار کاملاً منطقی و قابل قبول بوده، و از دیدگاه آنان افتخارآمیز و غرور آفرین است.
ولی همین فتح عظیم برای آنان که با هدایت و تربیت فرستادگان الهی در جایگاه رفیع انسانیت مأوی گزیده اند و به ارزشهای والای الهی می اندیشند و به حکم قرآن: ان اکرمکم عندالله اتقیکم(3) برتری را از آن پرهیزکاران می دانند، مایه تأسف و نفرت و انزجار شدید است، و خاطره آن یورش بی رحمانه و تجاوز ددمنشانه، یادآور سقوط انسان در منجلاب خود خواهی و تکبر است.
سیل تعبیرهای نادرست و تفسیرها و تحلیل های غلط، و انکار و تحریف حقایق تاریخی از سوی ناقلان و نویسندگان نیز از معرفت ها و باورهای آنان سرازیر گشته است.
وقایع سرنوشت ساز تاریخ اسلام همانند دیگر حوادث و وقایع تاریخی از خیانت مخالفان و دشمنان سر سخت خود در امان نمانده و هر روز و هر ساعت تحریف و تحلیل تازه ای از آن توسط اسلام شناسان ساکن کنیسه ها، کلیساها، معابد، خانقاه ها، دربارهای خلفا و سلاطین، کاخ کرملین، کاخ سفید و مذبذبین میان آنها با استفاده از همه ابزارهای تبلیغاتی در اختیار مردم ظاهربین دنیا قرار می گیرد.
تاریخ زندگانی پیامبر عظیم الشأن اسلام، اصل رسالت حضرت ختمی مرتبت، غزوات رسول مکرم، کیفیت نزول وحی بر سید کائنات، و تعدد زوجات رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از زمان حیات آن بزرگوار به وسیله نزدیکانی چون ابوجهل و ابولهب، بت پرستان سنگدل مکه - که دختران کوچک و بی گناه خود زنده به گور می کردند - و منافقان هزار چهره شیطان پرست، با معاونت و همکاری کاهنان یهودی مورد تحریف آشکار قرار گرفته است؛ و آنچه دشمنان دیرین اسلام تافته و بافته اند، به صورت مأخذ معتبری برای اسلام شناسان یهودی و مسیحی و کمونیست و لائیک دنیای امروز درآمده است. و شگفت آور آن که مورخان ساده لوح مسلمان نیز، با رجوع به دست نوشته های دشمنان اسلام، به نقل حوادثی همت گماشته اند، که پاره ای از آنها مغایر آشکار کلام خداوند سبحان در قرآن مجید است.
واقعه غدیر خم از بزرگترین حوادث تاریخ اسلام است؛ و مسأله ابلاغ ولایت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و یازده فرزند آن بزرگوار (علیه السلام) در روز غدیر از اساسی ترین مسائل اسلام می باشد. زیرا با ابلاغ ولایت امامان معصوم، زحمات و رسالت های انبیای الهی به ثمر نشست؛ دین حق کامل شد، و نعمت خداوند منان بر بندگان تمام گشت.
خصومت بی حد و مرز کافران و مشرکان و منافقان، با غدیر و مسأله ولایت، دلیل روشن و آشکاری بر اهمیت ولایت امام معصوم در اسلام است. چون با ابلاغ توحید، معاد، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد توسط اشرف انبیاء (صلی الله علیه و آله و سلم) خداوند تبارک و تعالی نفرمود: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم(4). ولی پس از آن که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ولایت اوصیای معصوم خود را ابلاغ کرد، خداوند متعال فرمود: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(5).
همه جنود شیطان، و تمامی لشکر باطل پیروزی خود را تنها در مبارزه با غدیر و تغییر و با تعمیم ولایت اولیای برگزیده خداوند می دانند؛ و در راه دشمنی با غدیر و ولایت از همه ترفندها و شیوه های قدیم و جدید بهره می گیرند، گر چه امیدی به پیروزی قطعی ندارند. گریز از ولایت اولیای الهی سرنوشتی جز زیر بار حکومت طاغوت رفتن، در سپاه عمر سعد شمشیر زدن، جیره خوار معاویه بودن، مدح و ثنا گفتن حجاج و متوکل را ندارد.
قوم موسی، وقتی هارون را که برگزیده خدا بود به ولایت نپذیرفتند، ناچار گوساله پرست شدند: و الذین کفروا اولیاؤهم الطاغوت(6). بر این اساس روی کار آمدن ستمگران و جباران و رواج ستم در هم همه روی کار آمدن ستمگران و جباران و رواج ستم در همه ابعاد فردی و اجتماعی و اقتصادی، حاصل گریز مردم از اولیای خدا و برگزیدگان الهی است.
در بیانات نورانی پیشوایانی معصوم و برگزیدگان خدا (علیه السلام) می یابیم که وقتی امتی، معروف را ترک کرده و به منکر روی آورند و کسی آنان را از این گناه باز ندارد، در آن هنگام بدترین ها بر آنان حاکم می شوند، و دعایشان مستجاب نخواهد شد: فیولی علیکم شرار کم ثم تدعون فلایستجاب لکم(7).
در باور قلبی ما ذلت و خواری ملتها، و سلطه چپاولگران در عرصه گیتی، نشانه عذاب الهی است. زیرا خداوند فرموده: و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین(8). هر که خواهان عزت و سرافرازی است، باید مؤمن باشد و در راه تقرب به خدا گام بر دارد. و هر که خداخواه باشد باید از ولی برگزیده او اطاعت کند: من اراد الله بدء بکم(9). و در این زمان ولیی جز آخرین فرد از عترت پیامبر اسلام، حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن العسکری (علیه آلاف التحیة و الثناء) نیست.
بر اساس آنچه گفته شد بزرگداشت غدیر نشانه عزت خواهی مسلمانان است. زیرا بزرگداشت غدیر به منزله بزرگداشت توحید، و ارج نهادن به رسالت انبیاء از آدم تا خاتم (علیه السلام) و اقامه حق و معرفی دین خالص است.
بزرگداشت غدیر، بزرگداشت تجدید میثاق الهی و بیعت با ولی برگزیده خدا و دفاع از حق، و شمشیر کشیدن به روی غاصبان ولایت، و یاری کردن حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در تنهایی، و رساندن پیام حیاتبخش محمدی به لب تشنگان حقیقت است.
بزرگداشت غدیر یعنی دشمنی آشکار با غاصبان خلافت، و عداوت با سلسله های ننگین بنی امیه و بنی عباس.
بزرگداشت غدیر یعنی خط بطلان کشیدن بر همه داعیان ولایت و اعلان انحصاری بودن ولایت امام زمان (علیه السلام).
بزرگداشت غدیر، یعنی با وجود حجت برگزیده خدا، شریک قرآن، مهدی آل محمد (علیه السلام) مسلمانان امروز نیازی به پیشوایان گمراه، عارفان امام نشناس، زاهدان دنیا پرست، مرشدان دل بسته به مرید، و عالم نماهای غرق در جهل مرکب، و فقیهان حاشیه نشین دربار ندارند.
خداوند قادر متعال برای خود ولیی برگزید تا همه خلق بدانند تنها باب الله و واسطه فیض، وجود مقدس او می باشد و بس.
بی اعتنایی به غدیر و ولایت ولی الله اعظم (ارواحنا فداه)، یعنی گریز از حق و بی اعتنایی به تمامی اصول و فروع دین، و تجاوز به حریم ولایت امام زمان (علیه السلام) یعنی تجاوز به حدود الهی، و تحریف قرآن مجید، و گرفتار بلاهای آسمانی و زمینی شدن.
اکنون از سر صدق عرضه می داریم:
یا بقیة الله:
رضیتک یا مولای اماماً و هادیاً و ولیاً و مرشداً لا ابتغی بک بدلا و لا اتخذ من دونک ولیا(10).
نوشته حاضر نام و یادی از غدیر است و یاد آور آداب شب و روز آن، برای مؤمنان به مقام ولایت عظمای الهی حضرت حجة بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف.
وفقکم الله تعالی لمرضاته

واقعه غدیر خم

غدیر روزی است که پیامبر است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به امر خدای متعال، حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را که به منزله جان اوست به عنوان ولی مؤمنان(11) و امیر المؤمنین و وصی خویش و خلیفه خدا در زمین به همه مسلمانان معرفی فرمود.
حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرموده است:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی بیش از هفتاد هزار نفر از اهالی مدینه و اطراف آن برای انجام مناسک حج به مکه رفتند. و در آنجا جبرئیل - امین - بر آن حضرت فرود آمد و گفت: ای محمد! خدای عز و جل تو را سلام می رساند و می فرماید: تا پایان عمرت نزدیک است، و تو را به جایی خواهم برد که چاره ای از آن نیست. پس به عهد خود وفا کن، و وصیت خود را به انجام برسان، و میراث پیامبران پیشین و معجزاتی که از آنان نزد تو است به وصی و جانشین پس از خودت، حجت تام و تمام من بر خلقم، علی بن ابی طالب تسلیم کن، و او را برای مردم، پرچم - هدایت - و نشانه ای آشکار قرار بده؛ عهد و پیمان و بیعت او را بار دیگر تجدید کن: و بیعت و پیمان مرا که درباره او از مردم گرفتی به آنان یادآور شو. یعنی همان عهدی که از آنان در مورد ولایت ولی من علی بی ابی طالب که مولای آنان و مولای هر مرد و زن مؤمنی است. گرفتی. من جان هیچ پیامبری از پیامبرانم را نگرفتم مگر پس از کامل کردن دینم و تمام کردن نعمتم به دوستی کردن با دوستانم و دشمنی کردن با دشمنانم. این کمال توحید و دین من است و تمام نعمت من بر خلقم به پیروی و اطاعت از ولی من می باشد. این سنت من است که زمین را بدون ولی و قیم نگذارم تا حجتی از سوی من بر آفریدگانم باشد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از قوم خود و منافقان و تفرقه افکنان ترسید که به عهد جاهلیت برگشته و بت پرست شوند زیرا دشمنی. و خصومت آنان با علی (علیه السلام) را می دانست و از اتفاق نظر و همبستگی آنان در عداوتشان آگاه بود. لذا از جبرئیل خواست تا از آسیب مردم در امان باشد؛ و چشم به راه بود تا وعده حفظش را دریافت کند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مسجد خیف رسید و بار دیگر جبرئیل فرود آمد و به عنوان نشانه ای آشکار برای مردم قرار دهد تا به وسیله آن هدایت شوند، ولی وعده حفظ ابلاغ نشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محلی به نام کراع الغمیم که حد فاصل مکه و مدینه بود رسید و بار دیگر جبرئیل فرود آمد و پیام پیشین را ابلاغ کرد اما خبری از حفظ نبود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ای جبرئیل! من ترس آن دارم که قوم من مرا تکذیب کنند و سخن مرا در حق علی (علیه السلام) نپذیرند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به راه خود ادامه داد و هنگامی که به محل غدیر خم - در سه مایلی جحفه - رسید، پنج ساعت از روز گذشته بود، که جبرئیل با آیه ای توأم با عتاب و خبر محفوظ ماندن، فرو آمد و گفت:
ای محمد خدای عز و جل تو را سلام می رساند و می گوید: یا أیها الرسول بلغ ما انزل من ربک ای پیامبر! آنچه را که بر تو از جانب پروردگارت نازل شده است - در باره علی (علیه السلام) - ابلاغ کن. و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس و اگر چنین نکنی رسالتش را انجام نداده ای؛ و بدان که - خدا تو را از - شر - مردم حفظ می کند(12) و آن حضرت امر فرمود تا مردمی که پیش رفته اند باز گردند و آنان که عقب مانده بودند رسیدند. آنگاه از سنگ هایی که در اطرافشان بود چیزی شبیه منبر ساختند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن بالا رفت و سخنان رسایی را ایراد فرمود که در آن، مردم را پند و اندرز داده و از عذاب الهی بیم داد. و در وصف حضرت علی بن ابی طالب و امامان معصوم (علیه السلام) و فرمانبرداری از ایشان تأکید بسیار کرده و در آخر کلام شریف خود فرمود:
ای مردم! آیا من بر شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟ گفتند: بلی ای پیامبر خدا. سپس فرمود: ای علی برخیز! علی (علیه السلام) برخاست، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دست آن جناب را گرفت و بلند کرد - تا جایی که سفیدی زیر بغل آن دو بزرگوار و فرمود:
الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله آگاه باشید! هر که من مولای اویم این علی مولای اوست. خداوندا! دوست بدار هر که او را دوست بدارد و دشمنی کن با آن که با وی دشمنی کند و هر که او را یاری کرد یاری اش کن و هر که او خوار ساخت ذلیلش کن.
آگاه باشید! من از پیش شما می زروم و شما فردای - قیامت - در حوض بر من وارد می شوید و آن حوضی است که پهنای آن به اندازه فاصله بصری تا صنعاء(13) است و در آن جامهای نقره ای به عدد ستارگان آسمان است.
آگاه باشید! فردا که در حوض بر من وارد شوید از شما می پرسم با آنچه من در این روز، خدا را در مورد آن را بر شما شاهد گرفتم، چه کردید؟ پس از من با دو امانت گرانقدر چه کردید؟ در نظر داشته باشید که هنگام ملاقات با من - در قیامت، از شما می پرسم - با آندو چه کرده اید؟ اصحاب گفتند: ای پیامبر خدا این دو امانت گرانقدر چیست؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: امانت بزرگتر کتاب عز و جل است - آن - ریسمانی کشیده شده از سوی خدا و من می باشد که در اختیار شماست، یک سر آن در دست خدا و سر دیگر آن در دست شماست، در آن کتاب، دانش - مربوط به - گذشته و آینده - جهان آفرینش - تا روز قیامت است. امانت کوچکتر که از قرآن ناگسستنی است، علی بن ابی طالب و فرزندان او (علیه السلام) می باشند؛ و آن دو - امانت - هیچگاه از هم جدا نخواهند شد تا وقتی که در حوض بر من وارد شوند.
پیامبر عظیم الشأن اسلام پس از ابلاغ امر ولایت امیر المؤمنین و دیگر پیشوایان معصوم (علیه السلام) از منبر فرود آمد، و همراهان آن حضرت به نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده و ولایت آن جناب را تبریک گفتند. و نخستین کسی که به آن حضرت تبریک گفت عمر بن خطاب بود که اظهار داشت: ای علی! اکنون تو مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمنی! - در این هنگام جبرئیل (علیه السلام) با این آیه فرود آمد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(14)