فهرست کتاب


حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام

محمد جواد طبسی‏

فرزندم صلاح در همین است

گویند جناب لقمان فرزندی داشت که گاهی از گرفتاریهای روزگار گلایه می کرد و هر قدر پدرش به او می فرمود: صلاح در همین است قانع و راضی نمی شد. لقمان مایل بود موقعیتی پیش آید که عملا این نکته را به فرزندش نشان دهد. تا اینکه روزی پدر تصمیم گرفت با فرزندش به یکی از روستاها مسافرت کند. آنان بر الاغی سوار شدند و حرکت کردند.
چون مقداری راه رفتند، در راه پای الاغ شکست و دیگر نتوانست حرکت کند. پسر گلایه کرد پدر فرمود: صلاح در همین است. سپس پیاده حرکت کردند. ولی همینکه مقداری مسافت پیمودند پای پسر غلتید و آسیب دید و دیگر نتوانست حرکت کند. آنان مجبور شدند شب را در همانجا بمانند تا شاید گشایشی حاصل شود. پسر باز هم زبان به گلایه گشود و پدر فرمود: صلاح در همین است. چون صبح شد به همراه قافله ای که از آنجا گذر می کرد خود را به آن روستا رساندند. همین که به روستا رسیدند با منظره شگفت و تلخی روبرو شدند. کشته ها و جنازه های فراوانی دیدند که روی زمین افتاده است. وقتی علت این همه کشته را جویا شدند به آنان گفتند: دیشب دشمن به اینجا شبیخون زد و اینها را کشت. لقمان به فرزندش فرمود: دیدی گفتم: صلاح در همین است.
اگر آن آسیب ها بر ما وارد نشده بود و اول شب وارد اینجا شده بودیم هم اینک در کنار این کشته ها بودیم.(519)

4- کتمان درد و رنج شکایت به خدا

از مواردی که باید فرزندانمان با آن آشنا شوند، ایستادگی در برابر درد و رنج است. آنان باید تعلیم داده شوند که با اندک ناراحتی و درد و رنجی صبری نشان ندهند و از میدان به در نروند؛ حافظ گوید:
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام - نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
امام باقر (علیه السلام) به فرزند خود حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: یا بنی من کتم بلاء ابتلی به من النای و شکا ذلک الی الله عزوجل کان حقا علی الله أن یعافیه من ذلک البلاء.(520)
فرزندم! هر کس بیماری و ناراحتی خود را از مردم پوشیده دارد و درد و رنج خود را فقط با خداوند در میان گذارد و تنها با او درد دل کند حق است بر خداوند که او را از آن بیماری و گرفتاری سلامتی ببخشد.

فرزندم فقط خدا را بخوان

مسعده بن صدقه از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: اشتکی بعض ولد أبی فمر به فقال له قل عشر مرات یا الله یا الله یا الله فانه لم یقلها أحد من المؤمنین قط الا قال له الرب تبارک و تعالی لبیک عبدی سل حاجتک.(521)
روزی یکی از فرزندان پدرم از درد و زنج، ناله و شکایت می کردند. پدرم از کنارش گذشت و به او فرمود: فرزندم! ده بار بگو یاالله یاالله یاالله ، زیرا هرگز هیچ مؤمنی این کلمات را بر زبان نیاورده مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی در پاسخش فرموده: بنده من، تو را اجابت کردم حاجتت را بخواه.