فهرست کتاب


حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام

محمد جواد طبسی‏

4- مشکلات زندگی و راه مقابل ه با آنها

از زمانیکه انسان پا بر کره خاکی گذاشته و خود راشناخته، همیشه با مشکلات و تلخکامیهای زندگی دست و پنجه نرم کرده است و گاه بر مشکلات فائق آمده و گاه مغلوب آنها شده است، آنجا که استقامت و پشتکار داشته، توانسته بوسیله جدیت و تلاش و کوشش پی گیر به مقصود خویش برسد و کامیاب شود.
پدران و مادران حامل کوله باری از تجربه های متنوع زندگی هستند، آنان سالیان دراز طعم مشکلات و سختی های روزگار را دیده و چشیده اند و با نشیب و فرازهای تلخ وشیرین آن آشنایند.
از این رو اخلاقا موظف هستند که تجربیات خویش را در اختیار فرزندان بگذارند و آنان را با مشکلاتی که پیش رو دارند و با سرد و گرم زندگی آشنا سازند. با کشانیدن تدریجی و هدایتگر آنها به صحنه های زندگی از سستی و ناز پروردگی نجاتشان دهند.
در این صورت اگر روزی بچه ها با مشکلی ناشناخته و نابهنگام - در هر رابطه که باشد - روبرو شدند، خود را نمی بازند، و ترس و وحشتی به خود راه نمی دهند، بلکه کمر همت بسته و همانند کوهی استوار و صبور می کوشند از آن تنگنا سرافراز بیرون آیند. زیرا تجربه پدر و مادر را به عنوان حربه ای کار آمد در دست دارند و دارای آمادگی قبلی هستند. بر خلاف بچه هایی که نازپرورده رشد یافته اند و هیچ نوع آشنایی با سختی ها و مشکلات ندارند و از این رو به هنگام برخورد با کوچکترین ناملایمات زندگی خود را زود می بازند و اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و احساس شکست و ناکامی می کنند.
در برخی روایات به این نکته اشاره شده که گاهی اوقات بچه ها را در کودکی جریمه کنید تا در بزرگی صبور و بردبار بار آید.
صالح بن عقبه گوید: سمعت العبد الصالح یقول: یستحب غرامه الغلام فی صغره لیکون حلیما فی کبره.(508)
از عبد صالح امام موسی کاظم (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: مستحب است که پسر را در دوران کودکی جریمه کنید تا در سنین بزرگی صبور باشد.

1- امید بستن به خدا و دعا کردن

نخستین راه بلکه تنها راهی که بشر می تواند مشکلات و درد و رنج ها را بر خود هموار سازد توکل به خالق و پروردگار خود و دعا به درگاه ایزدی است. پروردگاری که همه چیز در دست اوست و مشکل انسانها در برابر قدرت او هیچ است.
وقتی او را وکیل خود ساختیم و به او تکیه نمودیم، خود به خود بار سنگین مشکلات از دوشمان برداشته می شود.
زیرا: من یتوکل علی الله فهو حسبه هر کس بر خدا توکل کند، خداوند او را کفایت می کند.
اگر چه تمام دنیا هم به اوپشت کرده باشند، چون خدا را دارد، هیچ غمی ندارد. آنان که در دنیا هیچ حامی و پشتیبانی نداشتند، اما چون خدا را پشتیبان خود قرار داده و به او توکل کرده بودند، کم نیستند و همانان بودند که خود اسوه کامل بشریت قرار گرفتند. حضرت ابراهیم در دوران جوانی با توطئه نمرود به میان خرمنی از آتش سوزان افکنده شد، اما با توکل و پناه بردن به خداوند در مقابل چشمان حیرت زده نمرودیان آن آتش بی کران به باغی از گلستان تبدیل شد. و به همه فهماند که تنها خداوند است که از ابراهیم در مقابل تمامی دشمنانش دفاع و حمایت می کند و او به پشتیبان دیگری محتاج نیست.
حضرت یوسف در کودکی توسط برادرانش به چاهی افکنده شد و هیچ امیدی جز به خدا نداشت و همین دلبستگی و توکل او موجب شد خداوند، وی را از چاه تاریک نجات دهد و در مصر به قدرت و عظمت برساند.
از این نمونه ها در تاریخ اسلام و روایات اسلامی فراوان است که از آن جمله روایت ذیل در مورد حضرت اسماعیل است:

گفتگوی ابراهیم با اسماعیل در مأموریتی سخت

قطب راوندی در لب اللباب می گوید: روی أن ابراهیم قال لاسماعیل علیه السلام فی حال الذبح أدع أنت بالفرج لانک المضطر أمن یجیب المضطر اذا دعاه فلما رأی الکبش خرج لیأخذه، فلما رجع رأی یدی اسماعیل مطلقتین قال: و من أطلقک؟ قال: رجل من صفته کذا، قال: هو جبرئیل و هل قال لک؟ قال: نعم. قال لی ادع الله فدعوتک الآن مستجابه. قال ابراهیم: و أی شی ء دعوت؟ قال: قلت: اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات. قال: یا بنی انک لموفق.(509)
روایت شده که حضرت ابراهیم - علیه السلام - به هنگامی که (دست و پای حضرت اسماعیل را بسته) و آماده ذبح او بود به وی فرمود: دعا کن تا برایت گشایشی حاصل شود زیرا اکنون مضطر واقعی تو هستی أمن یجیب المضطر اذا دعاه چه کسی جز خدا خواسته شخص مضطر را اجابت می کند اگر او را بخواند، پس گرفتاری او را رفع می نماید، در آن حال متوجه قوچ بزرگی شد. بی درنگ از جا حرکت کرد به سوی قوچ رفت، همینکه برگشت دید طناب از دو دست اسماعیل باز شده است با شگفتی پرسید چه کسی دستهایت را باز کرد؟
اسماعیل گفت: مردی که چنین و چنان نشانه هایی داشت. حضرت ابراهیم فرمود: او جبرئیل بوده است. آیا چیزی به تو گفت؟
اسماعیل پاسخ داد: آری به من گفت: دعا کن زیرا دعای تو اکنون مستجاب است.
ابراهیم فرمود: فرزندم چه دعایی کردی؟ اسماعیل گفت: عرض کردم خدایا همه مردان و زنان مؤمن را ببخشای. ابراهیم فرمود: فرزندم (این توفیق الهی بوده و) تو - یک انسان - موفق هستی.
اسماعیل با تسلیم شدن به پدر به رضایت خداوند تن داده است. و در این زمان حساس که به ظاهر هیچ راه نجاتی برای خود نمی بیند، فقط به خداوند توکل کرده و پناه برده است. و خداوند هم هیچگاه بنده ای را که به او پناه برده باشد، - بخصوص در شرایط حساس - به خود وانمی گذارد و به کمک او می شتابد.